نقد و بررسی فیلم روز حسرت
سیروس مقدم با روز حسرت به روزهای خوش رسید!

به نقل ازcttـ چند سالی است که به بهانه ماه رمضان شبکه های مختلف سیما
دست به تهیه سریالهای ویژه در این ماه می زنند که اتفاقا خیلی مورد
توجه مخاطبین قرار می گیرند.
یکی از این سریالهایی که ما به کمک شما قصد نقد کردن آن را داریم
سریال (روز حسرت)است که امیدواریم در پایان این بخش به نکات قابل تو جه ای
از این سریال برسیم.
روز حسرت با بازیگران مطرحی همچون ،فرامرز قریبیان،افسانه بایگان،پوریا پورسرخ،
مهراوه شریفی نیا وبه کارگردانی سیروس مقدم،نگاهها را به خود جلب کرد.
سیروس مقدم که چند سالی است که توانسته در عرصه تلویزیون موفق باشد و
پس از ساخت فیلمهای به یادماندنی همچون (پلیس جوان،نرگس،اغماءو...)
این بار با روزحسرت به خانه های ما آمد.
روز حسرت نیز به مانند اکثر فیلم های تلویزیونی و سینمایی دارای نقاط ضعف و قوت بود
نقاط قوت:
۱-به کار گیری بازیگران اهل فن و مطرح همچون،فرامرز قریبیان،افسانه بایگان
۲-قرار دادن دو عنصر تجربه و جوانی در کنار هم
۳-کارگردانی سیروس مقدم که به نظر می رسد نیازهای یک جامعه را با ساختن
چندین فیلم پر مخاطب کاملا درک کرده .
۴-محتوای داستان که خود یکی از دلایل مهم پر بیننده بودن این سریال بود
۵-مهراوه شریفی نیا با بازی زیبای خود در این سریال دو چهره از خود به
جا گذاشت . چهره اول او که در ابتدای فیلم مخاطب را نسبت به خود
منفور میکرد و چهره دوم که پس از مرگ معصومه داشت حسابی
دل مخاطب را نسبت به خود دل رحم می کرد.
۶-پوریا پور سرخ که شاید اکثرا اورا هنوز با نام ژوبین (فیلم وفا) می شناسند توانست
توانایی های خود را به اثبات برساند،او که تا قبل از روز حسرت ، با بازی در چند فیلم
سینمایی و تلویزیونی همچون پسران آجری ،مهمان...کمی از مسیر رو به پیشرفت خود
منحرف شده بود ، اینک به نظر می رسد توانسته دوباره خود را در مسیر پیشرفت و ترقی
قرار دهد چرا که قبل از شروع فیلمبرداری فیلم روز حسرت خبر از به کار گیری تمام
توان خود برای هرچه بهتر شدن فیلم روز حسرت داد که می توان به او این نوید
را داد که تا اندازه ای توانسته موفق شود.
ضعفهای فیلم:
۱- شاید اصلی ترین ضعف و نقدی که نسبت به این سریال می شود و اکثر منتقدین و
مخاطبین به آن اشاره می کنند قسمت پایانی و سکانس آخر این فیلم بود قضاوت در
این مورد را ما به شما می سپاریم
۲-در این فیلم شاید موضوعی که از قلم افتاد و همه از آن به راحتی گذشتند قسمتی
بود که در آن مسعود پولی را نزول کرد وبه حساب شرکت ریخت تا از بحران خارج شود،
شاید به نظر بیننده لحظه ای که افسانه بایگان ،آقای قریبیان را در خواب در آن
صحرا دید به این موضوع رسید که به دلیل آن پول نزولی است که در شرکت او خرج شده
ولی داستان چیز دیگری بود
۳- همچنین ترک مواد مخدر از سوی مهراوه شریفی نیا در فیلم کمی غیر قابل درک بود
که به راحتی مواد را کنار گذاشت بدون رنج زیادی که خیلی از معتادان از آن می ترسند
و همچنین نقدهای دیگر که ctt بهترین منتقد را شما میداند و این شما هستید که باید
به ما بگویید روز حسرت چگونه بود؟
متن مصاحبه ای را از محمود گبرلو - عضو شورای مرکزی انجمن
منتقدان و نویسندگان سینمایی قرار دادیم تا در نقد این فیلم به شما کمک کند.
....................................................................................

محمود گبرلو - عضو شورای مرکزی انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی
محمود گبرلو معتقد است: تلويزيون نبايد سريالهاي معناگرا را مختص به ماه رمضان بداند.
وي همچنين خاطرنشان كرد: وقتي در يك ماه با توليد و پخش سريالهاي معناگرا براي تماشاگر فضاي معنوي ايجاد ميشود، با قطع آن سريال، اين فضا هم در ذهن تماشاگر احتمالا قطع خواهد شد.
اين منتقد در گفتوگو با خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا گفت: تلويزيون چند سالي است كه سعي ميكند به مسائلي همچون برزخ، قيامت، بهشت و جهنم و برخي مسائل اعتقادي - مذهبي مردم توجه بيشتري نشان دهد. مسلم است كه اينگونه كارها جسارتي ويژه را طلب ميكند؛ چرا كه چنين كارهايي طبيعتا با يكسري مخالفتهاي جدي روبهرو است.
وي با تعميمدادن اين قضيه به سينما، خاطرنشان كرد: در طول تاريخ سينما هم ما شاهد چنين مسائلي بودهايم. براي مثال وقتي قرار بود فيلم «محمد رسولالله (ص)» ساخته شود، باهزاران مخالفت روبهرو شد و تغييراتي شديد در آن ايجاد شد تا به آن چه ما امروز ميبينيم رسيد. بنابراين در اين قضايا حساسيتهاي بسياري وجود دارد.
گبرلو با اعتقاد براينكه تلويزيون دراين عرصه درحال برداشتن گامهاي مثبت و خوبي است، ادامه داد: بالاخره تلويزيون درحال به خرجدادن شهامت و جسارتي براي ورود به عرصههاي ماورايي است.
اين منتقد و روزنامهنگار درعين حال گفت: نكته اين است كه تا بهحال آدمهاي متفاوتي وارد عرصهي ساخت فيلمها و سريالهاي ماورايي شدهاند. عدهاي باشناخت عميقتر دراين عرصه حضور مييابند و عدهاي ديگر هم بيشتر بهخاطر اينكه سريالساز هستند و تكنيك را خوب بلدند، سعي ميكنند خود را به قصه و محتوا نزديك كنند و با تلفيق اين دو ويژگي به يك نتيجه مثبتي برسند.
وي كارگردان روز حسرت رابه دستهي دوم سازندگان فيلمها و سريالهاي معناگرا متعلق دانست و افزود: آقاي مقدم بدون شك سريالساز خوبي است؛ او ميتواند لحظات دراماتيك قوي را ايجاد كند كه تماشاگر جذب شود، پاي تلويزيون بنشيند و سريال را دنبال كند.
گبرلو سپس به طرح اين مطلب پرداخت از آن جا كه سريالهاي ماه مبارك رمضان بايد در 25 - 26 قسمت تمام شوند، درمواردي خود نويسندگان از لحاظ بعد دراماتيك مشكل پيدا كرده و احساس ميكنند چون سريال بايد سريع به پايان برسد از برخي اصول حرفهيي عدول کرده و نتيجه گيري را خيلي سريع اعلام ميکنند.
وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا منطق حكم نميكند كه چنين سريالهايي با شتابزدگي درماه رمضان ساخته نشوند؟ گفت: ما نبايد قانوني وضع كنيم كه سريالهاي معناگرا تنها مختص به ماه رمضان باشند . ما در طول سال به تذكرات معنوي نياز داريم و تلويزيون هم رسانهي است كه سياستهايش برپايهي همين اعتقادات و ارزشها برنامهريزي شدهاست.
گبرلو درعين حال گفت: من معتقدم تلويزيون بايد متناسب با فضاي معنوي كه در طول يك ماه در جامعه ما ايجاد ميشود كارهايي را انجام دهد و اگر سيستمهاي فرهنگي كشور با اين مقوله متناسب نباشد، معادلات بههم ميريزد؛ همانند يكي از طنزهايي كه ماه رمضان امسال از تلويزيون پخش شد. اين طنز اگر در ايام نوروز هم پخش ميشد، هيچ اتفاقي نميافتاد و نياز نبود در ماه مبارك رمضان و در فضاي روحاني چنين ماهي، پخش شود.
محمود گبرلو سپس مشكل سريال «روز حسرت» را چندپارهگي خواند و افزود: اين چند پارهگي باعث شده است كه ما چندان به نتيجهي مطلوبي نرسيم؛ ضمن اينكه بحثهاي اعتقادي و مذهبي به شكلهايي دراين سريال مطرح شد كه چندان براي مردم باورپذير نبود و شايد حتي بتوان گفت نگاهي سطحي به مسائل ديني درخصوص اين سريال وجود دارد.
وي در پاسخ به اين پرسش ايسنا كه آيا به تصويركشيدن مباحث اعتقادي و مذهبي به شكلي باورناپذير در مواردي باعث خنده تماشگر شده و بار كميك به صحنه ميدهد؟ گفت: در بخش اول، قصه براساس روابط خصمانه و عاشقانه و خيانت يك زن و شوهر جوان پيش ميرود كه مخاطب جوان امروز خيلي به آن علاقهمند است. دراين بخش مباحثي چون عشق، ايثار و فداكاري و خيانت مطرح ميشود. در بخش دوم، مباحث اعتقادي مطرح ميشود كه آن را بيشتر در زندگي رضا و همسرش ميبينيم و نكتهي خيلي مهم و كليدي، آن است كه اينبار يك زن است كه حالت روحاني به خود گرفته و تقريبا رهبري معنوي اين جمع را به عهده دارد. اين شخصيت درعين حال داراي يكسري المانهايي است كه چندان قابل باور نيست و صحبتهاي او بيشتر شبيه به سخنراني و منبر است كه به اين راحتي نميتواند به دل بنشيند؛ مخصوصا اگر بخواهيم دراماتيك آن را دنبال كنيم.
اين منتقد تصريح كرد: از آن جا كه «روز حسرت» به شيوهيي بسيار سطحي به حضور بازيگران درعالم برزخ و بيان مشاهدات نرجس به شوهرش پرداخته شدهاست، بيننده به جاي آن كه در دورن خودش به شكلي عميق به اين مسايل فكر كند و تحولي در او ايجاد شود، بيشتر لبخند ميزند و اين مسال را به شوخي ميگيرد. اين مساله بهخاطر آن است كه ايرانيان نگاهي عميقتر و زيربنايي تر به دين دارند؛ بنابراين اگر سريالي خيلي سطحي به موضوع بهشت، برزخ و جهنم بپردازد، مردم نميتوانند باور كنند.
وي تاكيد كرد: اگر سريالي بهطورغيرمستقيم به مخاطبان بگويد كه شيطان شما را گول ميزند و اسير وسوسهي او نشويد تاثير بيشتري خواهد داشت، تا اينكه فردي با چهرهي زشت كه يك خنجر بالاي سرش و شمشيري در دستش است را نشان دهيم و او بگويد من شيطان هستم و ميخواهم شما را گول بزنم.
به اعتقاد گبرلو، پرداختن مستقيم به مسائل ماورايي در فيلمها و سريالها تاثير عميقي بر مخاطب نميگذارد؛ بلكه براي لحظهاي تماشاگر را سرگرم ميكند و وقتي فيلم تمام شد، آن را به عنوان سرگرمي كنار ميگذارد.
محمود گبرلو با تاكيد بر لزوم حفظ ظرافتها در آثار معناگرا، خاطرنشان كرد: بههمين دليل است كه سريالي مانند «روز حسرت» عليرغم آن كه به لحاظ دراماتيك براي بيننده جذاب است و بيننده علاقه دارد كه بداند چه سرنوشتي انتظار شخصيتهاي خوب و بد را ميكشد، اما با سکانس پاياني، درونيات مخاطب هم تمام ميشود! بنابراين «روز حسرت» نتوانسته است يك تاثير عميق و دروني بر مخاطب بگذارد؛ بههمين دليل اين سريال وقتي قصد دارد فضاهاي مذهبي و اعتقادي را مطرح كند بيشتر حالت طنز و كميك ميگيريد و خيلي براي مردم جدي نيست.
وي درعين حال گفت: به نظر ميرسد سياستگذاران تلويزيون اين را هم متوجه شدهاند كه آثاري كه به شكل مستقيم به مباحث ديني ميپردازند، تاثير معنوي عميقي در درون تماشاگر ايراني نميگذارند؛ بنابراين سريالهاي امسال نسبت به سريالهاي سال گذشته، افراط در نشان دادن شيطان و شر كمرنگتر و عميقتر شده است.
گبرلو دراين بخش به مقايسهي سريال «روز حسرت» با سريال مناسبتي ديگر تلويزيون با عنوان «مثل هيچكس» پرداخت و گفت: «مثل هيچكس» هم همانند «روز حسرت» بحث خير و شر را مطرح ميكند، اما به شكل دروني، آرامآرام برمخاطب تاثير ميگذارد. اين در حالي است كه مردم «روز حسرت» را بهعنوان يك سرگرمي لحظهاي تماشا كردند و از آن گذشتند؛ اين اشكال عمده سريالي مانند «روز حسرت» است.
اين منتقد در پاسخ به اين پرسش كه چه اتفاقي ميافتد كه سريالي مانند «روز حسرت» كه كارشناس مذهبي دارد نميتواند مفاهيم را آنطور كه بايد و شايد به مخاطب منتقل كند؟ گفت: درخصوص اينكه چگونه بتوانيم مباحث ديني را در بين مردم گسترش دهيم بحثهاي زيادي وجود دارد؛ در حال حاضر در اين ارتباط دو نگاه وجود دارد؛ يك نگاه ميگويد بهطور مستقيم و آشكارا بايد به جامعه اطلاع دهيم كه مثلا گرفتار شيطان نشويد و شيطان همين شکلي است که ما ميگوييم.نگاه گروه دوم معتقدند تعريف از دين بايد به شكلي غير مستقيم باشد بدينگونه که انسان پس از تماشاي آن درون خود را به سوي سعادت و کمال سوق دهد .
وي در پاسخ به اين پرسش ايسنا كه آيا كارشناسان مذهبي «روز حسرت» اين مطلب را فراموش كردهاند؟ گفت: من اينگونه فكر نميكنم؛ بلكه همان گونه که عرض کردم معتقدم كارشناسان مذهبي در كشور ما دوگونه هستند. عدهاي بحث خير و شر را سطحي و رو ميبينند و عدهاي ديگر بحثهاي خير و شر را عميقتر و جديتر ميبينند. عدهاي ميگويند با نشان دادن يكسري نشانهها، ميتوان مردم را به سمت تعالي هدايت كنيم و گروهي ديگر ميگويند شما بردلها حكومت كنيد و دلهاي مخاطبان را متحول كنيد.
محمود گبرلو درادامهي صحبتهاي خود اظهار كرد: ما بايد مفاهيم معنوي را بهگونهاي به تصوير بكشيم كه مخاطب آن مفاهيم را درك كند و خودش به تشخيص برسد. با مخاطب امروز كه ارتباطي جهاني دارد، بسياري از ديدگاهها، اعتقادات، تفكرات و اديان را ميبيند و ميشنود، نميتوان حكمي، دستوري و يا ديكتاتورمابانه برخورد كرد. بلكه بايد كاري كنيم كه بيننده با درك عميق و با مطالعه به دگرگوني دروني و رستگاري كه مدنظر ماست برسد.
وي اشتباهاتي از اين دست را مشمول سريالي چون «روز حسرت» دانست و با اشاره به صحنهي پاياني اين مجموعه مناسبتي خاطرنشان كرد: صحنهي پاياني سريال «روز حسرت» براي من بسيار عجيب بود؛ در اين صحنه فرد خطاكار (حامد) در فضايي نشان داده ميشود كه آتشي وجود دارد و بخشي از صورت او سوزانده شدهاست. از طرفي عدهاي ديگر از شخصيتها در فضايي سرسبز نشان داده شدند كه به معناي رستگاري بود. بنابر اين سريال «روز حسرت» بهصورت آشكار و مستقيم به مخاطب ميگويد، آن چه من گفتهام درست است. اين شخصيت شيطان بود و آن شخصيت رستگار شد. اين در حالي است كه چنين رويكردي غلط است. ما بايد فضاي فيلم را بهگونهاي پيش ببريم كه تماشاگر در درونش به يك قضاوت درستي برسد، بتواند باخودش كلنجار برود و اين پرسش را از خود مطرح كند كه آيا رضا خطا كرده است و حال كه رضا خطا كردهمراقبت كند كه خود دچار اشتباهاتي از اين دست نشود.
محمود گبرلو در پاسخ به پرسشي دربارهي به تصويركشيدن برخورد و ظاهر غيرديني از سوي شخصيتهاي موجه سريال «روزحسرت» و تبعات منفي باور آن از سوي مخاطب، خاطرنشان كرد: اين بخشها به شخصيتپردازي مربوط ميشود. شخصيتپردازي «روز حسرت» اين جرقه را در دورن ما ايجاد ميكرد كه اين فرد آدم درستي است يا خير؛ اين ويژگي اتفاقا از نكات مثبت سريال روزحسرت بود؛ ما بايد در خلال پيش بردن قصه اين اجازه را به تماشاگر بدهيم كه با هر شخصيتي ارتباط برقرار كند و در مورد رفتارهاي او جدل و گفتوگو كند. در سريال «روز حسرت» كارگردان شخصيتپردازي و رفتارهاي كاراكترها را بهگونهاي طراحي كردهاست كه براي مخاطب سوال پيش بيايد؛ پس از آن كه سوال پيش آمد و مخاطب به نتيجه رسيد، طبيعتا اين نكته برروي تفكرش تاثير رواني ميگذارد.
وي ادامه داد: در روز حسرت به عمد زمينهي طرح اين پرسش درذهن مخاطب ايجاد شده بود كه آيا حاج رضا دينمدار واقعي است يا فريده؟ بنابراين به عمد شخصيتهاي بسيار پررنگ را در كنار شخصيتهاي بسيار كمرنگ به لحاظ دينمداري قرار داده بودند و دراين مسير قصهها و روايتهايي را به وجود آوردند تا تماشاگر به اين پرسش برسد كه چه كسي دينمدار واقعي بود. بنابراين رفتاري كه حاج رضا با همسر دوستش دارد اين پرسش را در ذهن ايجاد ميكرد كه اين روش با فضاي دينمداري كه در ظاهر او ميبينيم هماهنگ است يا خير؟ آن جاست كه تماشاگر قضاوت ميكند و به «حاج رضا» حق نميدهد. تماشاگر در چنين شرايطي است كه به اين نتيجه ميرسدکه آدمهايي كه مدعي دينمداري هستند هم ميتوانند اشتباهات جزيي داشته باشند.
وي ادامه داد: شخصيت مسعود اغراقآميز بود و من اصلا بازي آقاي پوريا پورسرخ را دراين نقش نپسنديدم. او نقش شخصيتي بسيار زودجوش و عصباني را بازي ميكرد كه همواره استرس داشت. در صورتي كه در مواردي اصلا نيازي به اين استرس نبود؛ معلوم است كه آقاي پورسرخ فقط سعي كرده از خود يك تيپ ارائه دهد و براي تماشاگر تبديل به يك پوستربزرگ شود.
گبرلو در پاسخ به اين پرسش كه در شرايطي كه تمام شخصيتها در پايان قصه به بهشت فرستاده ميشوند، چگونه ميتوان چنين رفتارهاي منفي را از افراد دينمدار «روزحسرت» انتظار داشت؟ گفت: من فكر ميكنم جديترين ضعف سريال «روز حسرت» سكانس آخر بود كه بهشت و جهنم را نشان داد و آشكار گفت كه چه افرادي بهشتي و چه افرادي دوزخي هستند. اين فضا كودكانه از آب درآمد و اين ساختار كودكانه براي تماشاگر بزرگسال چندان جالب به نظر نميرسد
...........................................................................
صحبتهای سیروس مقدم در مورد روز حسرت

بايد بتوانيم آخرت آدمها را يادآوري كنيم. نگوييم دنيا همين جاست و توبه را نگذاريم براي دقايقي كه پلكهايمان بسته ميشود و بگوييم خدايا من را ببخش. اگر اين معرفت به درون آدمها برگردد ساخت سريالهايي با اين مضامين، تاثيرات اجتماعي بيشتري را برجاي ميگذارد تا اينكه صرفا به شيوه قصهگويي بخواهيم اين مسائل را مطرح كنيم.
كارگردان مجموعه تلويزيوني «روز حسرت» درباره پايان شتاب زده و كليشهاي سريال نيز گفت: اگر فكر ميكردم پايان سريال كليشهاي است، شما يك پايان ديگر ميديديد. من پلان به پلان فيلمنامه را در شرايط سخت و با باور و ايمان گرفتهام و اگر غير از اين بود، شور و حال ابتداي كار را در انتها نميديديد.