میتونه این شوخی اشاره ای به همان برنامه 2 قدم مانده به صبح باشه..
پخش پشت صحنه قسمت بعد یکی از سیاست های فیلم و انتخاب کننده ی قسمت های
پشت صحنه است که مخاطبین رو برای فردا شب جذب بکند و یک جور تبلیغ از پیش هم به
حساب می آید.
قسمت 3: ( پاسخ کیمیا جان )
واقعا مگر منتقدان کاری به جز دیدن فیلم و نقد آن انجام میدهند؟
عوامل 1 کار از هم امضا نمیگیرند اما همان طور که دییدید بر طبق فرض مهران مدیری
مهمان آن برنامه بود و این امکان وجود دارد که آن خانم منشی صحنه یا... برای بار اول
ایشون رو میدیده و خواسته امضا بگیره..
فیلم اشاره ای کوتاه به زندگی مهران مدیری بود اولا نگفت خانوم بچه ها بلکه فقط گفت
بچه هاتو نگهداره... دوما دیگه باتوجه به فیلم هرکسی هم که نمیدونست به این موضوع
پی برد که مهران مدیری از همسرش جدا شده(چند سال پیش) و بچه ها هم با مادرشان
زندگی میکنند ولی حتما چند وقت 1بار به باباشون سر میزنند که سرایدار بچه ها رو دیده...
نه دکتر شمسی در کار نیست مهران مدیری هیچ وقت مشکل روحی و افسردگی نداشته
و تنها دکترثابتی که میرود برای دیسک کمرش است.(یادمون باشه که این اپیزود ها رو
محراب قاسم خانی و امیرمهدی ژوله نوشتند نه مهران مدیری!!!)
به نظر من به هیچ عنوان آرمیتا به آقای الماسی ربطی نداشت چون آقای مدیری اهل
انتقام و دهن کجی نیستند... و این موضوع خودش داستانی جدا دارد چون آقای الماسی
به طرز وحشتناکی با این حرفشون به مهران مدیری حسودی کردند...
واصلا نیازی به جواب اونم از طرف مهران مدیری نیست و ما همه میدونیم که محبوبیت و
مشهوریت آقای مدیری به خاطر خودشونه نه مار!!! حتی اگه در فیلم همیشه پای یک زن
در میان است ماری در کار نبود باز هم همان قدر فروش میکرد.....
و به نکته توجه داشته باشید" آقای مدیری واقعا در منزلشون مار دارند.. اینو اکثر
هوادارانشون میدونند..." البته من فکر نمیکنم آرمیتا واقعا همان مار مهران مدیری باشد
چون در پشت صحنه اون آقایی که مسئول آموزش بازی کردن فیلم به حیوانات هست
و کلی هم حیوون داره حضور داشت...تا جایی که من شنیدم مار خود مهران مدیری بوآ
هست و سایزش هم زیاد بزرگ نیست...
قسمت چهارم :( پاسخ کیمیا جان )
خب اگه بازم هی از به به استفا ده میکردند فیلم خیلی شبیه مرد1000چهره میشد
بالاخره همه چیز تنوع داره....
شاید کمی زیاد استفاده میکنند اما خب تیکه کلام یعنی همین دیگه (یعنی لغتی که
مدام 1نفر از آن استفاده میکنه)
تهنا مشکل فیلم من فکر میکنم همین است که لباس مهران مدیری واقعی با کت
و شلوار مهران مدیری که بر تن مسعود است یکی است البته این موضوع خیلی
ادامه ندارد... شاید
هم این کار رو کردند که شباهت مسعود و مهران مدیری رو بیشتر به تماشاگرنشان
دهند...شاید هم مهران مدیری این کت و شلوار رو خیلی دوست دارد و از این کت و
شلوار 2 تا دارد..از مهران مدیری هیچ چیز بعید نیست...
دلیل اشاره نکردن سیامک به مهران در مورد زن وبچه اش در موقع خواستگاری از
سحر زکریا نیز همین است که در واقع مهران مدیری الان مجرد است
قسمت پنجم :( پاسخ کیمیا جان )
به نظر من قسمت5 جای تقد زیادی داشت...
یکیش همین عینک مهران مدیری اما شاهد بودیم چند جا عینکشون رو ورداشتند...
حتما این کار رو کردند تا باز هم همه به شباهت مهران و مسعود پی ببرند البته اگر توجه
داشته باشید عینک ها با هم فرق داشتند و مهران مدیری واقعی حلقه ای سیاه بر دست
راست داره....
مهران مدیری عکس العمل نشون داد!!!!!!!!!!!! خیلی جا خورده بود و حتما فکر کرده که
بیماری اش عود کرده و داره توهم میزنه......همان طوور که در فرودگاه وقتی سیامک
بهش گفت تو الان اینجا بودی ...لباس پوشیدی گریم کردی میزانسن دادی....
یادت نیست؟
اون جا هم فکر کرد که حتما بیماری اش عود کرده جون کاملا گیج بود.......
تغییر شخصیت مهران مدیری به کاپیتان ساجدی خیلی اتفاقی بود اما کمی دیر چون
قرار بود مسعود در هر شخصیت 3 قسمت بازی کند و در کل 5 شخصیت داشته باشد
اما حالا 5 جلسه است مه مسعود مهران مدیری است ..فکر نکنم مسعود برسد که
درگیر 5 موقعیت شود.
منظور مهران مدیری این بود که خبر نگار زنگ زد که مثلا هماهنگ کند برای گزارش و
مصاحبه بیایند فرودگاه نه اینکه به او یاد اوری کند امشب ضبط دارند.....
به نظرم مهران مدیری اصلا فکر نمیکرد که بیننده ای این برداشت رو از جمله اش بکنه
وگرنه واضح تر میگفت.....
قسمت ششم : ( پاسخ کیمیا جان )
این موضوع ذهن منم از دیشب به خود مشغول کرده بود که چرا مهران میری عینک گرد
مسعود 60 چی رو زده؟!!!!!!!! یکی از دلایل میتونه همون باشه که شما گفتید ...
طراح صحنه و لباس عینک جدیدی برای کاپیتان ساجدی در نظر نگرفته کاپیتان مجبور شده
عینک مهران رو بزنه ...مهران عینک مسعود رو قرض گرفته...که مسعود سر سکانس های
خودش پس میگیره....( خب دیگه دوستان یادمون باشه تولد مهران مدیری براش چند تا
عینک مختلف بخریم
)
برای من خیلی جالب بود که چرا همه با هم استفراغ میکنند... خب البته من در چنین
موقعیتی قرار نگرفتم شاید اگر من هم قرار بگیرم این حس بهم دست بده...این رو هم
در نظر بگیرید در اون وضعیت اگه فقط مثلا10 نفر استفراغ میکردند 5 نفر چایی میخوردند
2 نفر گریه میکردند...7 نفر میخوابیدند چند نفرهم با هم حرف میزدند..دیگه بازار شام بود
و استفراغ اون 10 نفر هم مصنوعی میشد.... این رو هم مد نظر داشته باشید همه به
خاطر تکان های هواپیما استفراغ نکردند یه عده با دیدن دیگران که در حال استفراغ بودند
حالشون بد شد مثل سحر خانوم!!!!
ما واقعا از کیمیای عزیز ممنونیم
چه قدر خوب می شد همه شما مثل کیمیا جان ، پاسخ و نقدتون رو برای ما می نوشتید.
ما منتظریم.
