قرار بود ۵ اپیزود باشه ، این که شد ۴ اپیزود !!!!!
سلام به شما هنر دوستان عزیز
ما قصد داریم سریال طنز مرد ۲ هزار چهره رو قسمت به قسمت و هر شب نقد کنیم.
امیدواریم شما هم به ما کمک کنید.
البته بهتره یک چیز رو یادآوری کنم
همیشه چیزی رو که خوبه ، زیر ذره بین می برند . چیزی که بد باشه رو که به حال
خودش رها می کنند.
پس به نظر ما کار آقای مدیری خوبه که مورد نقد قرارش می دهیم ، و اگر بد بود ،
بی تفاوت از کنارش می گذشتیم.
نقد قسمت اول

در مورد قسمت اول ما نقد خاصی نداریم و اگر شما نکته خاصی رو در قسمت اول
ملاحظه کردید ، به ما هم بگویید.
نقد قسمت دوم: ( ۳ مورد )
۱- در تکه ای که مسعود در عروسیها حاضر می شد و دفاعیه اش را می خواند ،
نکته جالب این بود که آقای مدیری در هر عروسی لباسشان عوض می شد که این
واقعا قابل تحسینه که به این مورد اهمیت دادند ، اما نکته اصلی اینجاست که
موزیکی که داخل عروسیها نواخته می شد ، اولا برای نشان دادن عروسی بعدی
تغییر نمی کرد و در همه عروسیها یک موزیک نواخته می شد و دوما موزیک هیچ جا
cut نمی خورد و از اولین عروسی تا دیدن خانم جنیدی ( سحر ) موزیک به صورت
پیوسته نواخته می شد . ضمنا بعضی افراد صحنه پایه ثابت همه عروسیها بودند
و در همه عروسیها حضور داشتند.
2- آیا به نظر شما منظور آقای مدیری از اندکی پس از غروب همان دو قدم مانده به صبح
نبود ؟ و آیا به نظر شما منظور مجری برنامه از گفتن " سلام به شما بینندگان عزیز تر از
جان " یک جور شوخی با آقای صالح اعلاء نبود؟ چون ایشان می فرمایند:
" سلام به شما بینندگان جان "
3- چه دلیلی داشت قبل از نشان دادن بحثی که بین مجری ، مسعود و آقای روحانی
انجام شد ، پشت صحنه کار نشان داده شود؟ چون صحنه مربوطه در قسمت سوم
پخش شد.
نقد قسمت سوم: ( ۵ مورد )
۱- شما با حرف مهران مدیری راجع به منتقدان ( منتقدان فقط فیلم می بینند و
پول می گیرند ) چه قدر موافقید؟
اگر موافق یا مخالف هستید ، دلیلتان چیست؟
۲- به نظر شما عوامل پشت صحنه کارهای هنری ( فیلم ، برنامه تلویزیونی و ..... )
هم از همکارانشان امضاء می گیرند؟
۳- نگهبان منزل مهران مدیری پس از دریافت سکه ها ، به مسعود ( در واقع مدیری ) ،
گفت " انشاا... خدا خانم بچه هات رو نگه داره "
به نظر شما خانم و بچه های مهران مدیری در این فیلم کجا هستند ؟
حداقل در این قسمت که ندیدیمشون!
۴- آیا واقعا در زندگی واقعی مهران مدیری ، دکتر شمس واقعیت داره؟
چون این اپیزود مربوط به زندگی مهران مدیری است.
۵- آیا نشان دادن مجدد آرمیتا ( مار ) ، در این فیلم ، یک جور دهان کجی به آقای جهانگیر
الماسی نبود؟
چون ایشان در رابطه با فیلم همیشه پای یک زن در میان است و مرد هزار چهره ۱
( البته به صورت سر بسته و غیر مستقیم ) به تمسخر گفته بودند :
" این روزها بعضی افراد یک مار روی شانه خود قرار می دهند و ادا در می آورند تا
تا خودی نشان دهند " .
نقد قسمت چهارم : ( ۶ مورد )
۱- به نظر شما تکه کلام به به از مادر جان بهتر نبود ؟
۲- به نظر شما آقای مدیری تکه کلام مادر جان و بفرمایید رو بیش از حد
تکرار نمی کنند ؟ ( در حد افراط)
۳- چه طور ممکنه مهران مدیری واقعی ، دقیقا پس از برگشت از پاریس ، همان
کت و شلوار و پیراهنی را که مسعود به تن دارد ، تنش باشد ؟
( شاید مهران مدیری از این کت و شلوار و پیراهن خیلی خوشش می آمده و از هر کدام
دو دست خریده. یکی را ایران گذاشته که نصیب مسعود شد و دیگری را به پاریس برده!)
۴- اگر به گفته نگهبان منزل مهران مدیری ، مهران زن و بچه دارد ، پس چرا وقتی
مهران حرف از خواستگاری می زند ، سیامک انصاری نسبت به همسر و فرزند
فعلی او هیچ یاد آوری به مهران نمی کند ؟
۵- باز هم امشب پشت صحنه ، صحنه ای را دیدیم که هنوز خود آن صحنه ( سکانس )
را ندیده ایم !
۶- آیا مهران مدیری در زندگی واقعی اش ، واقعا اینقدر بد اخلاق است؟
نقد قسمت پنجم : ( ۵ مورد )

۱- چرا مهران مدیری واقعی عینک دودی اش را از چهره بر نمی دارد؟
شاید دکترهای پاریس به ایشان هم توصیه کردند که همیشه عینک دودی به چشم
داشته باشند!
۲- چرا وقتی مهران مدیری ، مسعود را روی تخت خواب دید عکس العملی نشان نداد؟
آیا به نظر شما مهران خودش هم باور کرده که دچار بیماری چند چند شخصیتی شده؟
۳- آیا شبی که مهران مدیری ، مسعود را روی تخت دید و از خانه بیرون رفت ، دیگر در
آن شب به خانه بر نگشت؟!
چون صحنه بعد از یک شب بعد شروع شد و قضیه دیدار مهران با مسعود همانجا
cut خورد!
4- به نظر شما تغییر شخصیت مسعود ، از مهران مدیری به شخصیت کاپیتان ساجدی
خیلی ناگهانی و غافلگیرانه اتفاق نیافتاد؟
5- چه لزومی داشت یک خبرنگار با منزل مهران مدیری تماس بگیرد و به ایشان
یاد آوری کند که شب در فرودگاه فیلمبرداری دارند؟
نقد قسمت ششم : ( ۲ مورد )

۱- به نظر شما جالب نبود که همه مسافران هواپیما همزمان با هم استفراغ می کردند؟
آیا این با عقل جور در میاد؟
۲- به نظر شما عینک دودی مهران مدیری با عینک دودی مسعود اشتباه نشده بود؟
عینکی که در زمان بحث و جدال بین مهران و سیامک روی صورت مهران بود ، عینک
دودی گرد مسعود بود !
فکر کنم در آن صحنه عینک مهران روی صورت کاپیتان ساجدی جا مانده بود ، و چه
جالب که همه شخصیتهایی که مهران در این فیلم بازی می کنه ، همشون عینک
دودی روی صورتشونه.
به نظر شما دلیلش چیه؟
نقد قسمت هفتم : ( ۱۱ مورد )

۱- به نظر شما دستگاهی که مسعود از هواپیما جدا کرد باعث آتش گرفتن موتور
هواپیما شد؟
پس چرا شروع آتش سوزی اینقدر طول کشید؟
۲- در بعضی صحنه های عادی که هواپیما را از بیرون نشان می دادند ، رنگ هواپیما
به جز قسمت دم آن یکدست سفید بود ، اما در صحنه هایی مثل منحرف شدن هواپیما
در آسمان و اینطور صحنه های خطرناک ، وقتی هواپیما از بیرون نشان داده می شد ،
قسمت بالایی و پایینی بدنه هواپیما سفید ، و وسط بدنه سورمه ای بود!!!!
یعنی وجود هواپیمایی خارج از فیلمرداری این فیلم.
به عکسهای زیر توجه کنید :
۱) حالت عادی

۲) حالت انحراف در هوا

۳) انحراف روی زمین

۳- اگر کلمه " عدم " را جلوی " سوء پیشینه " قرار دهیم ، می شود :
" سوء پیشینه عدم ! " نه اینکه " عدم سوء پیشینه " .
۴- گارد پرواز که نمی خواست به کسی بگوید هواپیما ربوده شده است ، پس
فلامک جنیدی ( سحر جندقی ) ، این موضوع را از کجا فهمید؟
۵- ( حرکات و طرز رفتار مسعود هنگام تعویض عینک برای شناساندن خود به سحر ،
حاکی از این بود که مسعود بدون عینک ته استکانی اش نمی تواند هیچ جا را ببیند )
حال چطور ممکن است بدون عینک ته استکانی و با وجود یک عینک دودی ، که خود
عینک دودی دیدن را مختل می کند ، مسعود می تواند به راحتی ببیند؟!!!!
۶- برای فرود هواپیما ، کاپیتان فقط به مسعود گفت فرمان را بده پایین.
پس مسعود از کجا فهمید که قبل از پایین دادن فرمان ، باید اهرم چرخها را بکشد تا
چرخهای هواپیما باز شوند؟
۷- پتو داخل دستشویی هواپیما چه کار می کرد؟

۸- چه دلیلی داشت که مسعود که از نظر ما همه جا به ظاهر بی گناه بود و اتفاقات
علی رغم میل باطنی اش برایش اتفاق می افتاد ، دست به دزدیدن چمدان شکیبا بزند؟
۹- فکر کنم آقای شکیبا دو کلاه یک مدل و شبیه به هم همراه خود داشتند !
یکی سر خودشان بود ، و دیگری را هم مسعود برداشت و سرش گذاشت!
به کلاهها توجه کنید:


۱۰- مسعود که شکیبا نبود ، پس به چه دلیلی دستش را بلند کرد؟!!!!
یک نقد به جا راجع به قسمت هفتم از کیمیای عزیز :
همانطور که می دانید لوکیشن فرودگاه ، فرودگاه امام خمینی بود.
فرودگاه امام خمینی که پرواز داخلی ( شیراز ) نداره !
فرودگاه امام برای پروازهای خارج از کشوره.
اگر تمامی امنیت پروازهای ما مانند عارف لرستانی عمل می کردند ، چه پروازهای
بی امنیتی داشتیم.
در ضمن فکر کنم مهران عزیز قرمزته هستند:
چون ماشین قرمز یک ماشین خوشگل قدیمی بود
اما
ماشین آبی یک وانت نیسان بود و فقط به درد بارکشی می خورد و زیبایی
ماشین قرمز را نداشت.
نقد قسمت هشتم : ( ۳ مورد )

۱- مسعود که پالتو را داخل دستشویی در نیاورده بود .
ریاحی ( مامور پلیس ) گفت : این وسایل ( کلاه ، پالتو ، کت و سبیل مصنوعی ) داخل
دستشویی پیدا شده.
۲- معقولانه اینه که به دیوار دفتر روزنامه ورزشی عکس توپ و بازیکنان فوتبال رو
می چسبانند ، نه اینکه عکس یک حلقه فیلم که نشانه و سمبل هنر است.
در عکس زیر به کنار آرم شبکه ۳ توجه کنید تا ببینید.

۳- بعضی از دوستان آقای بدر زاده چی؟!
چرا برزو ارجمند حرفش رو در گوشی گفت تا ما نفهمیم؟
نقد قسمت نهم : ( ۲ مورد )

۱- چرا توپی که مسعود شوت کرد موقع وارد شدن به دروازه نورانی بود؟
مگه مسعود لامپ شوت کرده بود؟!!!!
۲- به نظر شما منظور مسعود از هرتی همون هرّی نبود؟!!!!!!
این بد آموزی نیست؟!!!!!
برای مشاهده پاسخ و نقدهای خودتان ، اینجا را کلیک کنید.
ما منتظر نظرات شما هستیم
تا فردا شب بدرود

قرار بود ۵ اپیزود باشه ، این که شد ۴ اپیزود !!!!!
