کیومرث ملک مطیعی دار فانی را ودا گفت

زنده ياد كيومرث ملك مطيعي يكي از هنرمندان پيشكسوت در عرصه تلويزيون ، تئاتر و سينما

ساعت 14:50 شنبه ۲۱/۱/۱۳۸۹ به علت بيماري در بيمارستان شريعتي تهران درگذشت.

يكي از كاركنان بيمارستان شريعتي ضمن تائيد خبر فوق گفت:

زنده ياد مطيعي به دليل سابقه مشكلات گوارشي مدتي در اين بيمارستان بستري شده بود.

كيومرث ملك مطيعي ساكن كرج بود و سال ها در زمينه هنرهاي نمايشي فعاليت كرده است.

كيومرث ملك مطيعي سال 1315 در بندرانزلي متولد شد.

بازي در تئاتر را از سال 1330 در رشت و بازي در سينما را از سال 1350 شروع به كار كرد.

اين هنرمند با چندين هنرمند پيشكسوت ديگر معاصر بوده و از ميان آثاري كه در آنها ايفاي

نقش كرده، مي‌توان به گل بارون (1388)، پسر آدم، دختر حوا (1387)، پوست موز (1387)،

صبح روز هفتم (1387)، كلانتري غيرانتفاعي (1387)، خروس جنگي (تلخ و شيرين) (1386)

و قاعده بازي (1385) اشاره كرد.

عروس فراري (1383)، فردا روز ديگري است (1374)، الو!الو! من جوجوام (1373)،

ديدار (1373)، آواي دريا (1369)، ترن (1366)، جنگلبان (1366)،

سرزمين آرزوها (1366)، بگذار زندگي كنم (1365)، معما (1365)،

مهماني خصوصي (1365)، تفنگ شكسته (1364)

و راه دوم (1363) از ديگر آثاري است كه ملك مطيعي در آنها ايفاي نقش كرده است.

وبلاگ ctt این مصیبت را به جامعه هنری و هنر دوستان تسلیت عرض می کند

روحش شاد یادش گرامی

محمود بنفشه خواه در گذشت

محمود بنفشه‌خواه درگذشت

محمود بنفشه‌خواه، بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون در نخستین ساعات

چهارشنبه 18 فروردین‌ماه به دیار باقی شتافت.

این بازیگر که مدتی بود از بیماری رنج می‌برد، ساعت چهار صبح  چهارشنبه به دلیل ایست قلبی

در منزل خود از دنیا رفت.

مراسم تشییع این هنرمند ساعت 9:30 شنبه 21 فروردین‌ماه از مقابل خانه سینما برگزار شد.

بنفشه‌خواه در آخرین تجربه سینمایی خود در فیلم «پسر آدم، دختر حوا» ساخته رامبد جوان

حضور داشت و علاوه برآن در فیلم‌هایی مانند «پوست موز»، «تاکسی نارنجی»،

«شام عروسی»، «ازدواج صورتی»، «تیک»، «آب و آتش»، «سگ‌کشی»،«مسافر ری»،

«مدرسه پیرمردها» و .... نیز به ایفای نقش پرداخت.

این بازیگر سریال «پرانتز باز» و «سرزمین کهن» را در نوبت پخش دارد و در کارهای

تلویزیونی چون «تنها‌ترین سردار»، «ولایت عشق»، «روزگار قریب»، «سرنخ»

ایفای نقش کرد و مجموعه «عبور از پاییز» از آخرین ‌کارهای پخش شده او بود

که رمضان 88 روی آنتن رفت.

بنفشه‌خواه سال 1321 در تهران به دنیا آمد. 

او فعالیت هنری خود را از سال 1352 و با بازی در نمایشنامه «در اعماق» به کارگردانی

مهین اسکویی آغاز کرد.

بنفشه‌خواه دارای مدرک تحصیلی فوق دیپلم حسابداری بود و گذراندن دوره‌ دو ساله

هنرکده آناهیتا و حضور در تئاتر از دیگر کارهای هنری او بود.

وبلاگ ctt این مصیبت را به جامعه هنری و هنر دوستان تسلیت عرض می کند

روحش شاد یادش گرامی

"نقد و بررسي چارديواري "

مقدم: «چارديواري» اهداف ايران‌شمولي شبكه يك را دنبال كرد
 
               مقدم: «چارديواري» اهداف ايران‌شمولي شبكه يك را دنبال كرد
 
 
 
 
كارگردان مجموعه «چارديواري» با اشاره به نوع استفاده از لهجه و موسيقي بومي در سريال «چارديواري»‌ گفت: اين جزو اهداف شبكه يك است كه قصه‌هاي سريال‌ها را ايران‌شمول‌تر كنيم كه سعي كرديم هم در موسيقي و هم در لهجه برخي كاراكترها اين اتفاق بيفتد.
 
نشست نقد و بررسي مجموعه تلويزيوني «چارديواري»  با حضور سيروس مقدم، امير جعفري، مريم اميرجلالي، محسن تنابنده و آريا عظيمي‌نژاد در دفتر تهيه كننده سريال (الهام غفوري) برگزار شد. 
سيروس مقدم در گفت و گو یی درباره تاثير زمان كافي در ساخت آثار روتين و بازخورد سريال بين مخاطبان گفت: طبيعتا وقت كه بيشتر باشد بهتر است، چون هم روي فيلمنامه نظارت بيشتري مي‌شود و هم مي‌توان با بازيگران دلخواه صحبت كرد، ضمن اين كه زمان براي تمرين، دورخواني، ثبت و ضبط لحظه‌ها و از همه مهم‌تر وقت خوبي وجود دارد تا روي تدوين و موسيقي كار شود و به لحاظ فني اشكالات كمتري به كار وارد مي‌شود.

**براي اولين بار با فيلمنامه كامل سريال ساختم

كارگردان مجموعه‌هاي پربيننده‌اي نظير مسافر، روزهاي زندگي، اغماء، روز حسرت، رستگاران، پليس جوان و ... افزود: «چارديواري» اين حسن را داشت كه فيلمنامه‌اش از يكسال و نيم قبل تر نوشته شده بود و من براي اولين بار با يك فيلمنامه كامل كارم را شروع كردم و دغدغه به آنتن رساندن را نداشتم. شرايط نرمالي در كار وجود داشت. شبكه‌هاي تلويزيوني مثل چند برادر در يك خانواده زندگي مي‌كنند و هر برادر يك خوبي‌ها و يك بدي‌هايي دارد. حتي اگر ما به لحاظ بازتاب در مخاطب جدي‌تر تماشاچي آن را دنبال كرده، برمي‌گردد به اين كه من وقت بيشتري داشتم و فيلمنامه منسجمي داشتم. شايد برخي از دوستان به علت نداشتن زمان كافي در كار دچار شتاب‌زدگي‌هايي شده باشند. مسابقه خيلي عادلانه نبود چون ما زودتر كار ساخت را شروع كرديم. ضمن اين كه زمان پخش هم خوب بود و فقط چند شب كمي ديرتر پخش شد كه منجر مي‌شود تا نظم مخاطب كمي به هم بريزد. سريالي كه خوب باشد، مخاطب را به زمان پخشش آداپته مي‌كند ضمن اين كه ساعت 22:15 در عيد زمان خوبي بود و تقريبا مردم پس از بازگشت از مهماني‌ها، پاي سريال مي‌نشستند.

**قصه «چارديواري» زمينه واقعي دارد

وي درباره جايگاه بداهه‌گويي در اين اثر نيز اظهار داشت: قصه زمينه واقعي دارد و در قشري اتفاق افتاده كه مشكل اجاره خانه دارند. در ساخت «چارديواري» فيلمنامه كامل نوشته شده بود و ديالوگ داشتم، پس سعي كردم از بداهه گويي بپرهيزم. همچنين آدم‌ها را از جايگاهي كه قرار گرفته‌اند، در جايي كه ذهن خودم هست، قرار ندهم. يعني اگر تقي تاكسي، راننده تاكسي است، از زاويه ديد خودم او را ترسيم نكنم. بخشي از آن در فيلمنامه‌نويسي و بخش ديگر در تيپ‌سازي بوده است تا به واقعيت راننده تاكسي نزديك شود. تلاش كردم تا در ميزانسن‌هاي خوب، لوكيشن‌هاي مناسب و منطبق با اين قشر كار را بسازم كه شهرستاني‌ها نيز با آن ارتباط نزديكي برقرار كردند.
به نظر من دو برداشت درباره بداهه است كه نوع اول آن اين است كه آدم‌ها هرچه اندوخته دارند، بيرون بريزند كه من آن را بلد نيستم. نوع ديگر اين است كه وقتي قالب و تيپ مشخص شد بازيگر در آن قالب توانمندي‌هاي خود را بروز دهد. آقاي پسياني آذري است و لهجه‌اش وام گرفته نيست و البته اينها را بداهه اضافه كرد كه روي نقشش نشست.

** خيلي‌ها با انتخاب پسياني براي نقش تقي تاكسي مخالف بودند

كارگردان مجموعه طنز «پيامك از ديارباقي» درباره چگونگي انتخاب بازيگران نيز توضيح داد: تيم بازيگري را فيلمنامه كار ديكته مي‌كند نه روابط شخصي من با هنرپيشه‌ها. «چارديواري» وقتي نوشته شد احساس كردم اتفاق متفاوت و متمايزي از جنس كارهاي كمدي رايج پيش مي‌آيد. چون با قصه‌اي كه آدم ها در آن به شدت مشغول زندگي جدي خود بودند، هيچ آدمي سعي نمي‌كرد كه خودش ايجاد خنده كند. همچنين بيننده مي‌دانست كه حقيقت چيست و بازيگران نمي‌دانستند كه چه مساله‌اي در حال رخ دادن است.
وي ادامه داد: در بخش انتخاب بازيگر، سراغ تيم بازيگري رفتم و سعي كردم از كساني استفاده كنم كه مناسب فيلمنامه باشند و متفاوت از كارهاي كليشه‌اي در حوزه طنز باشند. در بخش مونتاژ و موسيقي نيز اين اتفاق افتاد. انگار كه ما پنجره جديدي باز مي‌كنيم و بايد همه چيز آن پنجره جديد باشد. به همين خاطر خانم اميرجلالي، نقش آهو خانم را ايفا مي‌كند. شايد اگر يك ذهن كليشه‌ساز بود، به سرعت، خانم اميرجلالي را در نقش مادر نادر قرار مي‌داد ولي ما بايد محبوبيت، مديريت و صميميت خانم اميرجلالي را در نقش آهو خانم تجربه كنيم. يا تقي تاكسي. خيلي‌ها با انتخاب آقاي پسياني براي اين نقش مخالف بودند. ذهن كليشه‌ساز، يكسري بازيگر را كه در اين سن هستند، پيشنهاد مي‌داد ولي من فكر مي‌كردم كه تقي تاكسي تازه‌تر و شاداب‌تري مي‌خواهم و به همين دليل، اين كليشه ها را شكستم.
وي تصريح كرد: براي ساير نقش‌ها نيز در واقع همين اتفاق افتاد تا به تركيب اين چنيني رسيديم. مثلا براي نقش نادر و خيري و رفاقت آنها ما واقعا احتياج داشتيم به كساني كه پشت دوربين هم رفاقت داشته باشند. به همين دليل در مونتاژ هم ما به ريتم ايده‌آل خود رسيديم و هيچ سكانسي وجود ندارد كه ما از «چارديواري» درآوريم و باقي سكانس‌ها تكان نخورد.

* دو سكانس بداهه را از سريال درآوردم

سيروس مقدم در اين نشست گفت: دو سكانس بود در طول كار كه خود من آنها را درآوردم كه اتفاقا برمبناي بداهه جلو رفته بود و خوب از كار درنيامده بود كه به كليت كار لطمه مي‌زد. وقتي هم حذف شدند اتفاقي براي كل كار نيفتاد.
كارگردان مجموعه «اغماء» با بيان اين كه به قدري اسكلت‌بندي كار محكم بود كه من جايي احساس نكردم بايد از بداهه استفاده كنيم، گفت: يكي از سكانس‌هاي مورد علاقه من، سكانس دعواي صوري نادر و مريم بود كه آهو خانم تنها كسي است كه باور مي‌كند اين موضوع حقيقت دارد و نشان مي‌دهد كه خانم اميرجلالي بسيار توانمند است. هر بازيگر حرفه‌اي خوبي، قابليت ايفاي نقش‌هاي مختلف را دارد. چرا بايد تفكر در مورد آقاي جعفري اين باشد كه فقط مي‌تواند كار طنز انجام دهد؟ ما كارهاي ديگري از ايشان ديده‌ايم كه 180 درجه متفاوت است.

* بازيگر اگر بازيگر باشد، مي‌آيد و در موقعيت متفاوت قرار مي‌گيرد

وي همچنين درباره انتخاب بهنوش طباطبايي براي يك سريال طنز نيز توضيح داد: خانم طباطبايي جزء اولين كساني بود كه براي اين نقش انتخاب شد و جزء آخرين افرادي بود كه با ما قرارداد بست. دفعه اولي كه دعوت به كار شد، كار را رد كرد و خودش بر اساس همين چارچوب‌ها، استدلالش اين بود كه چون من تا به حال كار طنز نكرده‌ام، مي ترسم هم خودم خراب شوم و هم كار شما را خراب كنم... اما من اعتقادي به اين حرف‌ها ندارم و فكر مي‌كنم بازيگر اگر بازيگر باشد، مي‌آيد و در موقعيت قرار مي‌گيرد. ما سراغ گزينه‌هاي ديگر رفتيم اما هرچه جلوتر رفتيم، مأيوس‌تر شديم... مريم قصه ما بايد از دو ويژگي برخوردار مي‌شد كه هم جذابيت بصري داشته باشد و همين كه تفاوت فيزيكي با نادر داشته باشد و اتفاقا مريم و پدرش جدي‌ترين آدم‌هاي قصه ما هستند و اصلا قرار نبود وارد فضاي شوخي قصه ما بشوند. خانم طباطبايي به نظر من گزينه خوبي بود و سرانجام خودش هم آمد و تجربه كرد و به نظر من يكي از بهترين كارهايي كه از ايشان ديدم، همين كار بود.

* ميزانسن‌هاي «چارديواري» كاملا رئال بود

وي درباره نورپردازي و ميزانسن‌هاي كار نيز گفت: اصل بر اين بود كه يك قصه كاملا واقعي اتفاق مي‌افتد و فضاسازي بايد كاملا رئال باشد. ما نه به زاويه دوربين‌هاي پيچيده احتياج داشتيم و نه كنتراست نور. آدم‌هاي ما پيچيده نبودند و بناي اوليه اين بود كه بر اساس رئاليسم موجود در فيلمنامه نورپردازي كنيم و تمام بخش‌هاي قطار از نور طبيعي بود. ميزانسن‌هاي ما نيز كاملا رئال بود و بخش عمده سكانس ها نيز روي دست گرفته شده بود چون آدم ها هيچ كدام ثبات شخصيت نداشتند اما در قسمت آخر ما به ايستايي مي‌رسيم، چون قصه به آرامش رسيده است.
وي همچنين درباره نبود شخصيت‌هاي خير و شر مطلق در كار نيز گفت: اين به هوشمندي فيلمنامه‌نويس برمي‌گردد. خود من در رستگاران فاصله اساسي بين خوب‌ها و بدها داشتم.

* عظيمي‌نژاد ابتدا فكر مي‌كرد اشتباهي دعوت شده است

كارگردان سريال «رستگاران» درباره شكل گيري موسيقي سريال «چارديواري» نيز تصريح كرد: روز دوم يا سوم كار، با آقاي عظيمي نژاد تماس گرفتيم و وقتي از قصه خبردار شد، فكر كرد ما اشتباهي او را دعوت كرده‌ايم. نگران بود و مي‌گفت كه من تا به حال در اين حوزه كار نكرده‌ام. ما با او صحبت كرديم و ايشان گفتند كه چند قسمت را ببينند. چون كار طنز بود، متعلق به عيد بود و تصور فقط بر فضاي مفرح بود.بعد ايشان گفتند كه خوب حالا چكار بايد بكنيم؟ و روي قضيه وقت گذاشتند و به آنچه ديديم رسيدند.

* تعليق گم‌شدن شناسنامه در پايان سريال لازم بود

وي همچنين درباره نوع پايان‌بندي سريال نيز گفت: برخي دوست داشتند دوران خوش مريم و نادر را هم ببينند، اما استدلال من اين بود كه بعد از اين همه ناملايمت، بيننده دوست دارد اين دو كاراكتر را حتي شده براي مدت كوتاهي كنار هم ببيند و دوران خوش آنها هم لحاظ شود. ما بايد اين فرصت را مي‌داديم تا حس مريم هم نسبت به حس نادر متقابل شود، در ورسيون اول اين فرصت بسيار اندك بود و نداشتيم. به نظر مي‌رسيد مريم روي ترحم و دلسوزي تصميم به ازدواج با نادر گرفته است، ما به اين فرجه هم نياز داشتيم كه بگوييم مريم هم به اين دوست داشتن رسيده است و دوباره باز هم شناسنامه مطرح شد. براي اينكه تعليق ها ادامه پيدا كند، دوباره بحران گم شدن شناسنامه مطرح شد كه فكر مي‌كنم يك نياز براي مخاطب بود.

* «چارديواري» زودتر از «زن بابا» تمام شد

سيروس مقدم در پاسخ به سوالي مبني بر شباهت جاهايي از سريال «چارديواري» با سريال «زن بابا» توضيح داد: همه مي‌دانند كه ما كار ساخت را اول مهر شروع و تا آذر تمام كرديم. اگر شباهتي وجود دارد، طبيعي است كه آدم‌ها وقتي درگير كاري هستند، ناخواسته از آن الگوبرداري كنند.
وي همچنين به اين سوال كه آيا تغيير مديران شبكه يك تغييري در ساخت ايجاد كرد؟ گفت: از آنجايي كه همه ما ايمان داشتيم يك كار شرافتمندانه كار مي كنيم، اين ايمان هم داشتيم كه هرنگاه فرهنگي و مديريتي با كار خوب برخورد خوب خواهد كرد. وقتي هم تغييرات انجام شد، نه تنها خللي ايجاد نشد، بلكه با حمايت جدي تري مواجه شديم و حتي در موسيقي و تيتراژ كه مباحث پخش وجود داشت، آقاي فرجي شخصا وارد عمل شد و آن را مرتفع كرد. بودجه سريال نيز به موقع پرداخت شد.
سيروس مقدم درباره علاقه اش به تعليق و استفاده از آن در همه آثارش گفت: فيلمنامه «چارديواري» اين تعليق را در كل كار و اپيزودها داشت و من فقط پيازداغ آن را زياد كرده بودم تا مخاطب پي گير آن باشد. اين تعليق نهفته در درون قصه مرا به وجد مي‌آورد تا آن را در اجرا بيشتر كنم. درام بدون تعليق مانند سوپي است كه هيچ طعمي ندارد. من در فيلمنامه‌اي دست مي‌برم كه به نظرم برسد داراي اشكال و كاستي‌هاست اما فيلمنامه «چارديواري» بسيار پخته بود و هرجا هم نقصي بود برمي‌گرداندنم تا آقاي تنابنده و آقاي آقاخاني خودشان آن را رفع كنند.

*جزو اهداف شبكه يك است كه سريال‌ها را ايران‌شمول‌تر كنيم

كارگردان سريال پر پرواز درباره ترويج دروغ گويي «چارديواري» تصريح كرد: بايد دروغي گفته شود كه بگوييم بد است و چنان نتايجي دارد كه فرد را متقاعد مي‌كند اي كاش از اول راست مي‌گفتم. اين مبناي «چارديواري» بود. حتي گاهي اوقات آدم‌هاي قصه مي‌خواستند راست بگويند ولي شرايط اين اجازه را به آنها نمي‌داد و كسي حرف‌شان را باور نمي‌كرد.
وي همچنين پيرامون ترس استفاده از لهجه نيز گفت: قوميت‌هاي مختلفي كه در ايران زندگي مي‌كنند، آدم‌هاي فهيمي هستند و درك مي‌كنند كجا به آنها توهين مي‌شود و كجا داراي ارزش مي‌شوند. خود من هم قبول دارم كه در خيلي از موارد استفاده از لهجه براي ايجاد خنده بوده و جزء داستان نبوده و به عاريت گرفته شده، طبيعتا به برخي برمي‌خورد. شايد خود من هم قبلا منتقل كننده آن باشم ولي در «چارديواري» اين گونه نبود.
وي افزود: تقي تاكسي تيپ دوست داشتني و فرد زحمت كشي بود كه چون بازيگرش هم مسلط بود،نقش آن به دل مخاطبان نشست. همچنين جزء اهداف شبكه يك است كه قصه ها را ايران‌شمول‌تر كنيم كه هم در موسيقي و هم در لهجه برخي كاراكترها، خودمان سعي كرديم اين اتفاق رخ دهد.

 

«سنجاقك‌هاي بركه سبز»

                              «سنجاقك‌هاي بركه سبز»

 تهيه‌كننده و كارگردان فيلم سينمايي «سنجاقك‌هاي بركه سبز» از سپري شدن 20 درصد از فيلمبرداري اين فيلم خبر داد.

«علي قوي‌تن» در گفت‌وگویی با اعلام مطلب فوق، اظهار داشت: فيلمبرداري «سنجاقك‌هاي بركه سبز» 20 روز مانده به عيد نوروز در تهران آغاز شد، در اواخر سال گذشته به دليل تعطيلات عيد نوروز كار را مدتي تعطيل كرديم و روز شنبه 15 فروردين فيلمبرداري دوباره آغاز شد و تاكنون 20 درصد از فيلمبرداري فيلم به پايان رسيده است.
وي افزود: در حال حاضر گروه در اتوبان افسريه و جاده تهران-مشهد مشغول كار هستند كه احتمال سكانس‌هاي مربوط به اين لوكيشن يك روز به طول خواهد انجاميد و تا 15 روز ديگر فيلمرداري سكانس‌هاي خارجي تمام خواهد شد.
قوي‌تن با اشاره با ادامه فيلمبرداري «سنجاقك‌هاي بركه سبز» تا تاريخ 15 ارديبهشت در تهران خاطرنشان كرد: 30 از درصد از فيلمبرداري كار در تهران است كه با پايان اين مرحله از تاريخ 15 ارديبهشت ماه گروه عازم شمال كشور خواهد شد كه تا پايان خرداد ماه كار به طول خواهد انجاميد.
وي در ادامه با اشاره به موضوع «سنجاقك‌هاي بركه سبز» اظهار داشت: اين فيلم در مورد يك كودك 8 ساله است كه در تهران كار مي‌كند و با اميد به اين كه بستگان خود را پيدا كند راهي شمال مي‌شود و در واقع در سفري كه آغاز مي‌كند همه ماجراهاي فيلم شكل مي‌گيرد و...
عوامل سازنده‌ اين فيلم عبارتند از: نويسنده ، كارگردان و تهيه‌كننده: علي قوي‌تن، فيلمبردار: شهاب نوروزيان، صدابردار: فرهاد ارجمندي، طراح گريم: رحيم مهديخاني، اجراي گريم: مجيد وثيقي، سمانه عشقي، منشي صحنه: نينا نفيسي، عكس: زهرا قوي‌تن، جانشين توليد: جمشيد حاجي‌اسحاق، دستيار تهيه‌كننده: علي حسين‌نژاد، دستيار فيلمبردار: غلامرضا خسروي، دستيار صدابردار: حميدرضا خسروي، برنامه‌ريزي و دستيار اول كارگردان: بيژن موسوي‌كاشاني.
بازيگران: روناك پور‌يادگار، اميرضا زرين‌بخش، حامد كيازال، ايليا محمدي، محمدكيا صادري، رامبد زارع، دانيال خنياگر، آرمان جعفر‌زادگان، پارسا ميرداماد، متين حداد‌پور، محمدرضا حقدوست، محمدامين اشرف‌پور، عليرضا ميرزاحسيني، محمد رستگار، اميرحسين روزبهاني، حسين اسماعيلي، پارسا وهابي، اميد بهرامي‌فر و عليرضا خضري.
اين كارگردان سينما «بادهاي بهاري» را آماده نمايش دارد.

 


 

«سلام بر عشق» طنز نيست، يك ملودرام اجتماعي است

اصغر نعيمي به عنوان منتقد و نويسنده سينمايي، مدت‌ها در متن و حاشيه سينماي ايران

حضور داشته است.

نقد نوشته، دستيار كارگردان فيلم‌هاي متعدد بوده، حتي در ستاره مي‌شود

(فريدون جيراني) بازي كرده است.

ساخت دو فيلم كوتاه «دير وقت» و «بن بست» نشان از آشنايي او به سينما و مؤلفه‌هاي آن دارد.

 فيلم اولش «بي وفا» كمدي آبرومندي است كه بي‌آنكه توهين كند يا حرمت‌ها را از بين ببرد،

مخاطب را با خود همراه مي‌كند و باعث تفريح و سرگرمي است. اين فيلم در گيشه توانست

موفقيت خوبي كسب كند و امكان حضور كارگردان در اين نوع از سينما را بيش از پيش

مهيا نمود اما نعيمي با وجود امكان حضور در سينماي كمدي، سينماي جدي را براي

ساخت فيلم دومش «سلام بر عشق» انتخاب مي‌كند اما در اين فيلم نيز،

مخاطب عام را در نظر گرفته است.

او اميدوار است كه بتواند اين بار نيز بتواند مخاطب را با سينماي ملودرام ـ تريلر همراه كند.

* كمي درباره حال و هواي فيلم بگوئيد. فيلمي كه ظاهرا كمدي نيست...


- «سلام بر عشق» فيلم سينمايي ملودرام ـ تريلر است با زمينه‌هاي اجتماعي.

داستان آن درباره شخصيتي است كه از گذشته خود فرار مي‌كند ولي مجموعه اتفاقاتي

باعث مي‌شود كه اين شخصيت با گذشته خودش دوباره روبرو شود.

* فيلمنامه كار دوم را چگونه انتخاب كرديد؟


- طرحي به نويسنده سفارش داديم كه با حضور من و تهيه كننده، فرآيند نوشتن فيلمنامه

حدود 7 يا 8 ماه به طول انجاميد و كار نوشته شد.

* با توجه به ساخته اول شما (بي وفا) كه مايه‌هاي طنز داشت بود و توانست با مخاطب

ارتباط خوبي برقرار كند، به نظر شما اين كار مي‌تواند نظر مخاطب را به خود جلب كند؟

 به ويژه كه خوشبختانه اكران خوبي هم نصيب فيلم شده است...


- به نظرمن زمان اكران فيلم خيلي نمي‌تواند در موفقيت فيلم‌ها تعيين كننده باشد و صرف اينكه

يك فيلم در نوروز يا تابستان اكران مي‌شود، خيلي نمي‌تواند در دستيابي فيلم به موفقيت

سرنوشت‌ساز باشد.

در نهايت آنچه‌ كه در زمينه موفقيت يك فيلم با مخاطب ارتباط مستقيم دارد،

 وضعيت خود فيلم خواهد بود.

ما فيلم‌هايي را داشته‌ايم كه در فصل زمستان هم اكران شده‌اند و موفقيت گسترده‌اي داشته‌اند.

همين‌طور بالعكس فيلم‌هايي كه در عيد يا تابستان روي پرده رفته‌اند اما موفق نبوده‌اند.

صرف اكران نوروزي دليل كافي براي اطمينان از موفقيت فيلم نيست.

من خيلي اهل پيش‌بيني فيلم و موفقيت آن نيستم، براي اين كه اين فيلم،

به لحاظ حال و هوا و لحن با فيلم قبلي من (بي‌وفا) متفاوت است.

 فيلم قبلي يك فيلم كمدي رومانتيك بود و در دوره‌اي ساخته شده بود كه اطمينان خيلي زيادي

 به موفقيت اين گونه فيلم‌ها بود.

«سلام برعشق» در واقع فرم، داستان و لحن متفاوتي دارد.

يك فيلم كاملاً جدي است و به همين دليل، نمي‌توانم واكنش مخاطب را پيش‌بيني كنم.

ما احساس كرديم كه شايد تماشاگر از ديدن فيلم‌هاي كمدي به يك دلزدگي رسيده باشد

و اين كار با لحن جديد، مي‌تواند برايش جالب باشد اما به هرحال اين را هم كتمان نمي‌كنم

كه فيلم با نگاه به مخاطب گسترده ساخته شده و اميدوارم تماشاگر آن را بپسندد.

* گفتيد به اين نتيجه رسيديد كه ممكن است مخاطب از ديدن فيلم‌ كمدي دلزده شده باشد.

خودتان به اين نتيجه رسيديد يا با مشورت با تهيه‌كننده، اين تصميم گرفته شد؟

به ويژه آن كه كار قبلي آقاي فرح‌بخش (فيلم آقاي هفت‌رنگ) در گيشه چندان موفق نبود.


- البته با مشورت با تهيه كننده به اين نتيجه رسيديم، اما علت عدم موفقيت «آقاي هفت رنگ»

در گيشه، دليل اين نتيجه ‌گيري نبود.

 زماني ما براي اين داستان و اين نوع سينما با تهيه كننده به توافق رسيديم كه

«آقاي هفت رنگ» در مرحله فيلمبرداري بود.

ما زماني كه به نتيجه ساخت فيلم «سلام برعشق» رسيديم، فيلمبرداري «آقاي هفت رنگ»

به نيمه هم نرسيده بود.

* پس پيامدهاي اكران فيلم «آقاي هفت رنگ» باعث اين تصميم نشد؟

 

- نه اصلاً اين طور نبود.

زماني كه فيلم «آقاي هفت رنگ» اكران شد، ما همان‌روز فيلمبرداري را آغاز كرديم.

اين تصميم به موفقيت يا عدم موفقيت آن فيلم ارتباطي ندارد و يك تحليل كاملاً متفاوت

با سرنوشت اين فيلم بود.

تحليل ما ربطي به فروش و گيشه «آقاي هفت رنگ» نداشت.

* در كارنامه كاري شما، فيلم‌هاي كوتاه خوش ساختي ديده‌ايم، قصد ساخت فيلم كوتاه

در آينده‌اي نزديك نداريد؟


- دو كار كوتاه ساختم كه به انگيزه محك زدن خودم براي ورود به سينماي حرفه‌اي ساخته شد.

در آن كارها تلاش كردم مؤلفه‌هاي سينماي حرفه‌اي را در كارهاي كوتاهم تمرين و امتحان كنم.

الان ديگر مناسبتي براي ساخت فيلم كوتاه نمي‌بينم و موضوعيتي براي من وجود ندارد

كه كار كوتاه بسازم.

* چرا نمي‌توان ردپايي از دغدغه‌هايي كه در فيلم‌هاي كوتاه شما ديده مي‌شد،

در ساخته‌هاي بلند سينمايي شما پيدا كرد؟


- عملي كردن آن دغدغه‌ها ارتباط مستقيم با سياستگذاري‌هاي كلان سينما دارد.

الان سينماي ما به لحاظ سياستگذاري چه در دوره جديدي كه از آن خيلي نگذشته و

چه در زماني كه من قصد ساخت فيلم بلند داشتم و چه در زماني كه تصميم گرفتم فيلم دوم

را بسازم، به نحوي بود كه امكان بروز و جلوه آ‌ن‌ نوع دغدغه‌ها را به شكل كامل نمي‌داد

و احساس مي‌كنم هنوز هم همين طور است.

پس از اكران فيلم «بي‌وفا» كه فيلم پرفروشي بود امكان ساخت آثار مشابه را داشتم،

اما بين ساخت فيلم اول و فيلم دوم (سلام برعشق) سه سال فاصله افتاد.

اين سه سال صرف تلاش براي ساخت فيلمي بهتر از فيلم اول شد.

همين‌ كه ما به فيلمي مانند «سلام برعشق» برسيم، يك مقوله پيچيده و دشوار است كه

به وقتش حتماً توضيح خواهم داد.


سينماي ايران متاسفانه به دليل نوع سياستگذاري مديران فرهنگي و شكل سرمايه‌گذاري

كه براي سينماي مستقل وجود ندارد، به كارگردان‌هايي كه مثل ما به جايي وابسته نيستند

امكان چنين عرض اندام‌هايي را نمي‌دهد.

فيلم «ديروقت» را با همكاري عوامل سازنده‌اش ساختم و پس اندازي كه از كار دستياري

جمع‌آوري كرده بودم.

پروسه نمايش همان فيلم يك سال طول كشيد و به ما اجازه نمايش نمي‌دادند.

حالا چگونه مي‌توان در قالب سينماي حرفه‌اي به دغدغه‌ها و تعلقات شخصي خود پرداخت.

به هرحال نه مسئولان موافق سينماي مستقل هستند و علاقه به سينماي تجربي دارند

و نه مكان و نهادي وجود دارد كه براي اين نوع سينما سرمايه‌گذاري كند.

فيلم ساختن نياز به سرمايه دارد و من هم آدمي نيستم كه براي خوشايند

اهداف اين و آن سناريو بنويسم.

ترجيح مي‌دهم، دغدغه‌هاي شخصي خودم را حفظ كنم و حداقل فيلم براي مردم بسازم

چون احساس مي‌كنم اين رويكرد شريف‌تر و صادقانه‌تر است.

* اين فيلم چه جايگاهي را در كارنامه كاري شما دارد؟


- من هنوز نمي‌توانم ارزيابي كنم. زماني مي توانم از كار ارزيابي كنم كه تكليف فيلم

در نمايش عمومي روشن شده باشد.

هر فيلم براساس محاسباتي توليد مي‌شود و تا اين فيلم تكليفش در نمايش عمومي مشخص نشود من

 نمي‌توانم بگويم چقدر به اهدافم رسيده‌ام.

 براي اين ارزيابي، كمي زود است قدر مسلم اين است كه فيلمي كه ساختم به آن علاقمندم

 و به آن اعتقاد دارم و حالا اين فيلم چقدر در رسيدن به اهداف تعيين شده موفق بوده،

اين را نمي‌توانم درباره‌‌اش قضاوت كنم.

* به عنوان منتقد، ساختار فيلم را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟!


- اين را هم نمي‌توانم بگويم! بايد كمي زمان بگذرد تا بتوانم قضاوت درست‌تري ارايه دهم.

* زمان اكران را مناسب فيلم مي‌دانيد؟


- بله زمان بسيار خوبي است اميدوارم فيلم بتواند از اين زمان مناسب بهره كافي را ببرد.

ماني حقيقي 5 فروردين «ديوار» را در آلمان كليد مي‌زند


فيلم سينمايي «ديوار» كه فيلمنامه آن را فرهاد توحيدي نوشته است ،

ماني حقيقي براي سيما فيلم مي‌سازد.

به همين منظور اين كارگردان امروز به اتفاق دستيارش سحر مصيبي عازم آلمان شده است

تا هماهنگي با ساير عوامل در آلمان صورت گيرد.


«ديوار» داستان پدر و پسري است كه سال‌ها يكديگر را نديده‌اند.

پسر در نوجواني به اصرار پدر عازم آلمان شده و هم اكنون آنجا صاحب خانواده است.

طي سفر پدر به آلمان ، سوء تفاهماتي به وجود مي آيد و حضور او باعث

ايجاد تغيير و تحولاتي در زندگي پسر مي‌شود.


در اين فيلم مسعود رايگان ، مهدي معين‌زاده، تانيا فرنارور و نويد اخوان به عنوان

 بازيگران ايراني كار ايفاي نقش مي‌كنند.


بخشي از عوامل دست اندر كار اين فيلم آلماني هستند اما از ديگر عوامل آن مي‌توان

به افرادي چون :منشي صحنه : مرجان تاجيك ، مدير توليد در آلمان : احسان جعفري ،

مدير توليد در ايران : امير رضا مكين ، تصوير بردار : محمد رضا سكوت ،

دستيار تصوير بردار : مهران ممدوح ، ابراهيم اشرفي ، امير پرچمي ،

صدا بردار : حميد توكليان ، طراح صحنه و لباس : هانس ماكس ، عكاس : اختر قاسمي اشاره كرد.


«ديوار» دربرلين و هامبورگ به طريقه «اچ دي» فيلمبرداري مي‌شود و قرار است

حدود يك ماه توليد آن به طول بينجامد.

اين فيلم سينمايي را سيامك پورشريف در گروه اجتماعي مركز سيما فيلم تهيه مي‌كند.