"نقد و بررسي چارديواري "

مقدم: «چارديواري» اهداف ايران‌شمولي شبكه يك را دنبال كرد
 
               مقدم: «چارديواري» اهداف ايران‌شمولي شبكه يك را دنبال كرد
 
 
 
 
كارگردان مجموعه «چارديواري» با اشاره به نوع استفاده از لهجه و موسيقي بومي در سريال «چارديواري»‌ گفت: اين جزو اهداف شبكه يك است كه قصه‌هاي سريال‌ها را ايران‌شمول‌تر كنيم كه سعي كرديم هم در موسيقي و هم در لهجه برخي كاراكترها اين اتفاق بيفتد.
 
نشست نقد و بررسي مجموعه تلويزيوني «چارديواري»  با حضور سيروس مقدم، امير جعفري، مريم اميرجلالي، محسن تنابنده و آريا عظيمي‌نژاد در دفتر تهيه كننده سريال (الهام غفوري) برگزار شد. 
سيروس مقدم در گفت و گو یی درباره تاثير زمان كافي در ساخت آثار روتين و بازخورد سريال بين مخاطبان گفت: طبيعتا وقت كه بيشتر باشد بهتر است، چون هم روي فيلمنامه نظارت بيشتري مي‌شود و هم مي‌توان با بازيگران دلخواه صحبت كرد، ضمن اين كه زمان براي تمرين، دورخواني، ثبت و ضبط لحظه‌ها و از همه مهم‌تر وقت خوبي وجود دارد تا روي تدوين و موسيقي كار شود و به لحاظ فني اشكالات كمتري به كار وارد مي‌شود.

**براي اولين بار با فيلمنامه كامل سريال ساختم

كارگردان مجموعه‌هاي پربيننده‌اي نظير مسافر، روزهاي زندگي، اغماء، روز حسرت، رستگاران، پليس جوان و ... افزود: «چارديواري» اين حسن را داشت كه فيلمنامه‌اش از يكسال و نيم قبل تر نوشته شده بود و من براي اولين بار با يك فيلمنامه كامل كارم را شروع كردم و دغدغه به آنتن رساندن را نداشتم. شرايط نرمالي در كار وجود داشت. شبكه‌هاي تلويزيوني مثل چند برادر در يك خانواده زندگي مي‌كنند و هر برادر يك خوبي‌ها و يك بدي‌هايي دارد. حتي اگر ما به لحاظ بازتاب در مخاطب جدي‌تر تماشاچي آن را دنبال كرده، برمي‌گردد به اين كه من وقت بيشتري داشتم و فيلمنامه منسجمي داشتم. شايد برخي از دوستان به علت نداشتن زمان كافي در كار دچار شتاب‌زدگي‌هايي شده باشند. مسابقه خيلي عادلانه نبود چون ما زودتر كار ساخت را شروع كرديم. ضمن اين كه زمان پخش هم خوب بود و فقط چند شب كمي ديرتر پخش شد كه منجر مي‌شود تا نظم مخاطب كمي به هم بريزد. سريالي كه خوب باشد، مخاطب را به زمان پخشش آداپته مي‌كند ضمن اين كه ساعت 22:15 در عيد زمان خوبي بود و تقريبا مردم پس از بازگشت از مهماني‌ها، پاي سريال مي‌نشستند.

**قصه «چارديواري» زمينه واقعي دارد

وي درباره جايگاه بداهه‌گويي در اين اثر نيز اظهار داشت: قصه زمينه واقعي دارد و در قشري اتفاق افتاده كه مشكل اجاره خانه دارند. در ساخت «چارديواري» فيلمنامه كامل نوشته شده بود و ديالوگ داشتم، پس سعي كردم از بداهه گويي بپرهيزم. همچنين آدم‌ها را از جايگاهي كه قرار گرفته‌اند، در جايي كه ذهن خودم هست، قرار ندهم. يعني اگر تقي تاكسي، راننده تاكسي است، از زاويه ديد خودم او را ترسيم نكنم. بخشي از آن در فيلمنامه‌نويسي و بخش ديگر در تيپ‌سازي بوده است تا به واقعيت راننده تاكسي نزديك شود. تلاش كردم تا در ميزانسن‌هاي خوب، لوكيشن‌هاي مناسب و منطبق با اين قشر كار را بسازم كه شهرستاني‌ها نيز با آن ارتباط نزديكي برقرار كردند.
به نظر من دو برداشت درباره بداهه است كه نوع اول آن اين است كه آدم‌ها هرچه اندوخته دارند، بيرون بريزند كه من آن را بلد نيستم. نوع ديگر اين است كه وقتي قالب و تيپ مشخص شد بازيگر در آن قالب توانمندي‌هاي خود را بروز دهد. آقاي پسياني آذري است و لهجه‌اش وام گرفته نيست و البته اينها را بداهه اضافه كرد كه روي نقشش نشست.

** خيلي‌ها با انتخاب پسياني براي نقش تقي تاكسي مخالف بودند

كارگردان مجموعه طنز «پيامك از ديارباقي» درباره چگونگي انتخاب بازيگران نيز توضيح داد: تيم بازيگري را فيلمنامه كار ديكته مي‌كند نه روابط شخصي من با هنرپيشه‌ها. «چارديواري» وقتي نوشته شد احساس كردم اتفاق متفاوت و متمايزي از جنس كارهاي كمدي رايج پيش مي‌آيد. چون با قصه‌اي كه آدم ها در آن به شدت مشغول زندگي جدي خود بودند، هيچ آدمي سعي نمي‌كرد كه خودش ايجاد خنده كند. همچنين بيننده مي‌دانست كه حقيقت چيست و بازيگران نمي‌دانستند كه چه مساله‌اي در حال رخ دادن است.
وي ادامه داد: در بخش انتخاب بازيگر، سراغ تيم بازيگري رفتم و سعي كردم از كساني استفاده كنم كه مناسب فيلمنامه باشند و متفاوت از كارهاي كليشه‌اي در حوزه طنز باشند. در بخش مونتاژ و موسيقي نيز اين اتفاق افتاد. انگار كه ما پنجره جديدي باز مي‌كنيم و بايد همه چيز آن پنجره جديد باشد. به همين خاطر خانم اميرجلالي، نقش آهو خانم را ايفا مي‌كند. شايد اگر يك ذهن كليشه‌ساز بود، به سرعت، خانم اميرجلالي را در نقش مادر نادر قرار مي‌داد ولي ما بايد محبوبيت، مديريت و صميميت خانم اميرجلالي را در نقش آهو خانم تجربه كنيم. يا تقي تاكسي. خيلي‌ها با انتخاب آقاي پسياني براي اين نقش مخالف بودند. ذهن كليشه‌ساز، يكسري بازيگر را كه در اين سن هستند، پيشنهاد مي‌داد ولي من فكر مي‌كردم كه تقي تاكسي تازه‌تر و شاداب‌تري مي‌خواهم و به همين دليل، اين كليشه ها را شكستم.
وي تصريح كرد: براي ساير نقش‌ها نيز در واقع همين اتفاق افتاد تا به تركيب اين چنيني رسيديم. مثلا براي نقش نادر و خيري و رفاقت آنها ما واقعا احتياج داشتيم به كساني كه پشت دوربين هم رفاقت داشته باشند. به همين دليل در مونتاژ هم ما به ريتم ايده‌آل خود رسيديم و هيچ سكانسي وجود ندارد كه ما از «چارديواري» درآوريم و باقي سكانس‌ها تكان نخورد.

* دو سكانس بداهه را از سريال درآوردم

سيروس مقدم در اين نشست گفت: دو سكانس بود در طول كار كه خود من آنها را درآوردم كه اتفاقا برمبناي بداهه جلو رفته بود و خوب از كار درنيامده بود كه به كليت كار لطمه مي‌زد. وقتي هم حذف شدند اتفاقي براي كل كار نيفتاد.
كارگردان مجموعه «اغماء» با بيان اين كه به قدري اسكلت‌بندي كار محكم بود كه من جايي احساس نكردم بايد از بداهه استفاده كنيم، گفت: يكي از سكانس‌هاي مورد علاقه من، سكانس دعواي صوري نادر و مريم بود كه آهو خانم تنها كسي است كه باور مي‌كند اين موضوع حقيقت دارد و نشان مي‌دهد كه خانم اميرجلالي بسيار توانمند است. هر بازيگر حرفه‌اي خوبي، قابليت ايفاي نقش‌هاي مختلف را دارد. چرا بايد تفكر در مورد آقاي جعفري اين باشد كه فقط مي‌تواند كار طنز انجام دهد؟ ما كارهاي ديگري از ايشان ديده‌ايم كه 180 درجه متفاوت است.

* بازيگر اگر بازيگر باشد، مي‌آيد و در موقعيت متفاوت قرار مي‌گيرد

وي همچنين درباره انتخاب بهنوش طباطبايي براي يك سريال طنز نيز توضيح داد: خانم طباطبايي جزء اولين كساني بود كه براي اين نقش انتخاب شد و جزء آخرين افرادي بود كه با ما قرارداد بست. دفعه اولي كه دعوت به كار شد، كار را رد كرد و خودش بر اساس همين چارچوب‌ها، استدلالش اين بود كه چون من تا به حال كار طنز نكرده‌ام، مي ترسم هم خودم خراب شوم و هم كار شما را خراب كنم... اما من اعتقادي به اين حرف‌ها ندارم و فكر مي‌كنم بازيگر اگر بازيگر باشد، مي‌آيد و در موقعيت قرار مي‌گيرد. ما سراغ گزينه‌هاي ديگر رفتيم اما هرچه جلوتر رفتيم، مأيوس‌تر شديم... مريم قصه ما بايد از دو ويژگي برخوردار مي‌شد كه هم جذابيت بصري داشته باشد و همين كه تفاوت فيزيكي با نادر داشته باشد و اتفاقا مريم و پدرش جدي‌ترين آدم‌هاي قصه ما هستند و اصلا قرار نبود وارد فضاي شوخي قصه ما بشوند. خانم طباطبايي به نظر من گزينه خوبي بود و سرانجام خودش هم آمد و تجربه كرد و به نظر من يكي از بهترين كارهايي كه از ايشان ديدم، همين كار بود.

* ميزانسن‌هاي «چارديواري» كاملا رئال بود

وي درباره نورپردازي و ميزانسن‌هاي كار نيز گفت: اصل بر اين بود كه يك قصه كاملا واقعي اتفاق مي‌افتد و فضاسازي بايد كاملا رئال باشد. ما نه به زاويه دوربين‌هاي پيچيده احتياج داشتيم و نه كنتراست نور. آدم‌هاي ما پيچيده نبودند و بناي اوليه اين بود كه بر اساس رئاليسم موجود در فيلمنامه نورپردازي كنيم و تمام بخش‌هاي قطار از نور طبيعي بود. ميزانسن‌هاي ما نيز كاملا رئال بود و بخش عمده سكانس ها نيز روي دست گرفته شده بود چون آدم ها هيچ كدام ثبات شخصيت نداشتند اما در قسمت آخر ما به ايستايي مي‌رسيم، چون قصه به آرامش رسيده است.
وي همچنين درباره نبود شخصيت‌هاي خير و شر مطلق در كار نيز گفت: اين به هوشمندي فيلمنامه‌نويس برمي‌گردد. خود من در رستگاران فاصله اساسي بين خوب‌ها و بدها داشتم.

* عظيمي‌نژاد ابتدا فكر مي‌كرد اشتباهي دعوت شده است

كارگردان سريال «رستگاران» درباره شكل گيري موسيقي سريال «چارديواري» نيز تصريح كرد: روز دوم يا سوم كار، با آقاي عظيمي نژاد تماس گرفتيم و وقتي از قصه خبردار شد، فكر كرد ما اشتباهي او را دعوت كرده‌ايم. نگران بود و مي‌گفت كه من تا به حال در اين حوزه كار نكرده‌ام. ما با او صحبت كرديم و ايشان گفتند كه چند قسمت را ببينند. چون كار طنز بود، متعلق به عيد بود و تصور فقط بر فضاي مفرح بود.بعد ايشان گفتند كه خوب حالا چكار بايد بكنيم؟ و روي قضيه وقت گذاشتند و به آنچه ديديم رسيدند.

* تعليق گم‌شدن شناسنامه در پايان سريال لازم بود

وي همچنين درباره نوع پايان‌بندي سريال نيز گفت: برخي دوست داشتند دوران خوش مريم و نادر را هم ببينند، اما استدلال من اين بود كه بعد از اين همه ناملايمت، بيننده دوست دارد اين دو كاراكتر را حتي شده براي مدت كوتاهي كنار هم ببيند و دوران خوش آنها هم لحاظ شود. ما بايد اين فرصت را مي‌داديم تا حس مريم هم نسبت به حس نادر متقابل شود، در ورسيون اول اين فرصت بسيار اندك بود و نداشتيم. به نظر مي‌رسيد مريم روي ترحم و دلسوزي تصميم به ازدواج با نادر گرفته است، ما به اين فرجه هم نياز داشتيم كه بگوييم مريم هم به اين دوست داشتن رسيده است و دوباره باز هم شناسنامه مطرح شد. براي اينكه تعليق ها ادامه پيدا كند، دوباره بحران گم شدن شناسنامه مطرح شد كه فكر مي‌كنم يك نياز براي مخاطب بود.

* «چارديواري» زودتر از «زن بابا» تمام شد

سيروس مقدم در پاسخ به سوالي مبني بر شباهت جاهايي از سريال «چارديواري» با سريال «زن بابا» توضيح داد: همه مي‌دانند كه ما كار ساخت را اول مهر شروع و تا آذر تمام كرديم. اگر شباهتي وجود دارد، طبيعي است كه آدم‌ها وقتي درگير كاري هستند، ناخواسته از آن الگوبرداري كنند.
وي همچنين به اين سوال كه آيا تغيير مديران شبكه يك تغييري در ساخت ايجاد كرد؟ گفت: از آنجايي كه همه ما ايمان داشتيم يك كار شرافتمندانه كار مي كنيم، اين ايمان هم داشتيم كه هرنگاه فرهنگي و مديريتي با كار خوب برخورد خوب خواهد كرد. وقتي هم تغييرات انجام شد، نه تنها خللي ايجاد نشد، بلكه با حمايت جدي تري مواجه شديم و حتي در موسيقي و تيتراژ كه مباحث پخش وجود داشت، آقاي فرجي شخصا وارد عمل شد و آن را مرتفع كرد. بودجه سريال نيز به موقع پرداخت شد.
سيروس مقدم درباره علاقه اش به تعليق و استفاده از آن در همه آثارش گفت: فيلمنامه «چارديواري» اين تعليق را در كل كار و اپيزودها داشت و من فقط پيازداغ آن را زياد كرده بودم تا مخاطب پي گير آن باشد. اين تعليق نهفته در درون قصه مرا به وجد مي‌آورد تا آن را در اجرا بيشتر كنم. درام بدون تعليق مانند سوپي است كه هيچ طعمي ندارد. من در فيلمنامه‌اي دست مي‌برم كه به نظرم برسد داراي اشكال و كاستي‌هاست اما فيلمنامه «چارديواري» بسيار پخته بود و هرجا هم نقصي بود برمي‌گرداندنم تا آقاي تنابنده و آقاي آقاخاني خودشان آن را رفع كنند.

*جزو اهداف شبكه يك است كه سريال‌ها را ايران‌شمول‌تر كنيم

كارگردان سريال پر پرواز درباره ترويج دروغ گويي «چارديواري» تصريح كرد: بايد دروغي گفته شود كه بگوييم بد است و چنان نتايجي دارد كه فرد را متقاعد مي‌كند اي كاش از اول راست مي‌گفتم. اين مبناي «چارديواري» بود. حتي گاهي اوقات آدم‌هاي قصه مي‌خواستند راست بگويند ولي شرايط اين اجازه را به آنها نمي‌داد و كسي حرف‌شان را باور نمي‌كرد.
وي همچنين پيرامون ترس استفاده از لهجه نيز گفت: قوميت‌هاي مختلفي كه در ايران زندگي مي‌كنند، آدم‌هاي فهيمي هستند و درك مي‌كنند كجا به آنها توهين مي‌شود و كجا داراي ارزش مي‌شوند. خود من هم قبول دارم كه در خيلي از موارد استفاده از لهجه براي ايجاد خنده بوده و جزء داستان نبوده و به عاريت گرفته شده، طبيعتا به برخي برمي‌خورد. شايد خود من هم قبلا منتقل كننده آن باشم ولي در «چارديواري» اين گونه نبود.
وي افزود: تقي تاكسي تيپ دوست داشتني و فرد زحمت كشي بود كه چون بازيگرش هم مسلط بود،نقش آن به دل مخاطبان نشست. همچنين جزء اهداف شبكه يك است كه قصه ها را ايران‌شمول‌تر كنيم كه هم در موسيقي و هم در لهجه برخي كاراكترها، خودمان سعي كرديم اين اتفاق رخ دهد.

 

«سنجاقك‌هاي بركه سبز»

                              «سنجاقك‌هاي بركه سبز»

 تهيه‌كننده و كارگردان فيلم سينمايي «سنجاقك‌هاي بركه سبز» از سپري شدن 20 درصد از فيلمبرداري اين فيلم خبر داد.

«علي قوي‌تن» در گفت‌وگویی با اعلام مطلب فوق، اظهار داشت: فيلمبرداري «سنجاقك‌هاي بركه سبز» 20 روز مانده به عيد نوروز در تهران آغاز شد، در اواخر سال گذشته به دليل تعطيلات عيد نوروز كار را مدتي تعطيل كرديم و روز شنبه 15 فروردين فيلمبرداري دوباره آغاز شد و تاكنون 20 درصد از فيلمبرداري فيلم به پايان رسيده است.
وي افزود: در حال حاضر گروه در اتوبان افسريه و جاده تهران-مشهد مشغول كار هستند كه احتمال سكانس‌هاي مربوط به اين لوكيشن يك روز به طول خواهد انجاميد و تا 15 روز ديگر فيلمرداري سكانس‌هاي خارجي تمام خواهد شد.
قوي‌تن با اشاره با ادامه فيلمبرداري «سنجاقك‌هاي بركه سبز» تا تاريخ 15 ارديبهشت در تهران خاطرنشان كرد: 30 از درصد از فيلمبرداري كار در تهران است كه با پايان اين مرحله از تاريخ 15 ارديبهشت ماه گروه عازم شمال كشور خواهد شد كه تا پايان خرداد ماه كار به طول خواهد انجاميد.
وي در ادامه با اشاره به موضوع «سنجاقك‌هاي بركه سبز» اظهار داشت: اين فيلم در مورد يك كودك 8 ساله است كه در تهران كار مي‌كند و با اميد به اين كه بستگان خود را پيدا كند راهي شمال مي‌شود و در واقع در سفري كه آغاز مي‌كند همه ماجراهاي فيلم شكل مي‌گيرد و...
عوامل سازنده‌ اين فيلم عبارتند از: نويسنده ، كارگردان و تهيه‌كننده: علي قوي‌تن، فيلمبردار: شهاب نوروزيان، صدابردار: فرهاد ارجمندي، طراح گريم: رحيم مهديخاني، اجراي گريم: مجيد وثيقي، سمانه عشقي، منشي صحنه: نينا نفيسي، عكس: زهرا قوي‌تن، جانشين توليد: جمشيد حاجي‌اسحاق، دستيار تهيه‌كننده: علي حسين‌نژاد، دستيار فيلمبردار: غلامرضا خسروي، دستيار صدابردار: حميدرضا خسروي، برنامه‌ريزي و دستيار اول كارگردان: بيژن موسوي‌كاشاني.
بازيگران: روناك پور‌يادگار، اميرضا زرين‌بخش، حامد كيازال، ايليا محمدي، محمدكيا صادري، رامبد زارع، دانيال خنياگر، آرمان جعفر‌زادگان، پارسا ميرداماد، متين حداد‌پور، محمدرضا حقدوست، محمدامين اشرف‌پور، عليرضا ميرزاحسيني، محمد رستگار، اميرحسين روزبهاني، حسين اسماعيلي، پارسا وهابي، اميد بهرامي‌فر و عليرضا خضري.
اين كارگردان سينما «بادهاي بهاري» را آماده نمايش دارد.

 


 

«سيزده»

                 تصويربرداري تله‌فيلم «سيزده» به نيمه رسيد
 
 
 
 
تصويربرداري فيلم تلويزيوني «سيزده» به كارگرداني محمدرضا زهتابي در تهران به نيمه رسيد و همچنان در يكي از لوكيشن‌هاي اصلي فيلم در زعفرانيه ادامه داد. تدوين همزمان تصاوير توسط امين عابدي و فرهاد اديب مهر در حال انجام است.

اين فيلم به سفارش شبكه سوم سيما تهيه و توليد مي‌شود و گروه در تلاشند تا فيلم را براي پخش در روز سيزده فرودين ماه از اين شبكه آماده نمايند.
 
«آرش قادري» فيلم را با مضموني طنز درباره جواني نوشته كه روز 13 فرودين ماه به دنيا آمده است. هرجا كه جمشيد خوش‌قدم حضور دارد، ماجراي عجيب و غريبي اتفاق مي‌افتد و همين امر باعث شده تا ديگران جمشيدرا آدمي نحس به حساب آورند. خودش نيز اين امر را باور دارد و گاهي از آن استفاده مي‌كند. يك روز قبل از ازدواج خواهرش اتفاقي مي‌افتد...

يوسف صيادي، مهدي اميني‌خواه، عزت‌الله رمضاني‌فر، رضا بنفشه‌خواه، ايمان صفا، فريده دريامج، فريبا تركاشوند، نازآفرين كاظمي، فرشاد زهتابي، پريسا روشني، ميترا مرادي، مهدي جمشيدي، خسروخانمحمدي، بهروز خوش‌فطرت، حسن زارع، محمدعلي دشتي و... از جمله بازيگران فيلم هستند.

تعدادي از عواملي كه در ساخت فيلم همكاري دارند، عبارتند از:

نويسنده فيلمنامه: آرش قادري/ كارگردان: محمدرضا زهتابي/ مجري طرح: محمدعلي باي/ مدير تصويربرداري: كاميار فاروقي/ دستيار اول كارگردان و برنامه ريز: فرشاد زهتابي/ صدابردار: مسعود دادگري/ طراح صحنه و لباس: امير بنايي/ طراح گريم: غلامرضا جهانمهر/تدوين: امين عابدي، فرهاد اديب مهر/ دستيار دوم كارگردان: علي صراف/ منشي صحنه: آزاده فيروزبخت/ دستيار اول تصويربردار: محمد حيدري/ عكاس و گرافيست: سيمين‌دخت زنديه / جانشين توليد: رضا فرجي/ مدير تداركات: مهدي شبهازي / تهيه كننده: شركت فيلم و عكس ايران به سفارش شبكه سوم سيما.
 

«آشپزباشي»

     جوابيه كارگردان «آشپزباشي» به اظهارات يك منتقد سينما 
 
 
 
 
كارگردان مجموعه تلويزيوني «آشپزباشي» پس از اعلام ارقامي از سوي «مسعود فراستي» به عنوان دستمزد بازيگران اين سريال، جوابيه اي منتشر كرد.
 
 
در پي اظهارات اخير مسعود فراستي در جمع دانشجويان دانشگاه علامه در خصوص دستمزد بالاي كارگردان و بازيگر سريال آشپزباشي به كارگرداني محمدرضا هنرمند، اين كارگردان جوابيه اي را منتشر كرد.
 
در متن اين جوابيه كه نسخه اي از آن در اختيار خبرگزاري فارس قرار گرفته، آمده است:
« من سال‌هاست كه جناب استاد مسعود فراستي را مي شناسم. به همين دليل با ايشان جدل مطبوعاتي نخواهم كرد تا ايشان به وقت مقتضي مدارك و مستندات اظهارات كذب و افترا آميز خود را در مراجع رسيدگي كننده ارائه دهد. نگارش اين جوابيه مختصر فقط براي دانشجويان دانشگاه علامه است كه احتمالا در نشست تخصصي استاد حضور داشته و از فرمايشات ايشان بارها متعجب و شگفت زده شده‌اند.

دانشجويان عزيز كه در دانشگاه به دنبال علم و حقيقت هستيد! استاد مسعود فراستي در نشست تقدير از فيلم‌هايي با موضوع عدالت! و عدالت خواهي! دربارۀ دستمزد من و همكارم در سريال «آشپزباشي» عدالت را زير پا گذاشته و به شما دروغ گفته است. نميدانم چرا استاد با گفتن دروغ هاي باور نكردني، از گرد شدن چشمان معصوم شما لذت بيمار گونه‌اي مي‌برد. كاش استاد به جاي گفتن ارقام دروغين و غيرقابل باور مي توانست نقدي جامع تر و كارشناسانه تر از با مزه و بي مزه! در محيط دانشگاهي به شما ارائه دهد. كاش كيفيت و كميت فعاليت ايشان در دانشگاههاي مختلف كشور هم به همين سادگي قابل ارزيابي و كارشناسي بود.

مشكل ايشان با من و امثال من دستمزد نيست. نوعي از توهم است كه اين روزها دامن بسياري را گرفته است. اگر استاد مي توانند فيلم يا سريال با مزه تري! بسازند، راه براي ايشان بسته نيست. همچنان كه براي هيچكدام از همكاران و هم مسلك هايشان بسته نبوده است. كاش ايشان هم روزي جرأت كنند و از كرسي استادي شان پائين بلغزند، آستين بالا بزنند و همه ما را با فيلم هاي بامزه اي! كه مي سازند متحير و مشعوف كنند. به ايشان اطمينان مي دهم كه هيچكس از دستمزدشان حرفي نزند، همچنان كه از جا خوش كردنشان در دانشگاهها و صلاحيت علمي و اخلاقي ايشان كسي حرفي نمي زند.
والسلام / محمدرضا هنرمند»

پيش از اين اعلام شده بود كه مسعود فراستي منتقد سينما در نشست تقدير از فيلم هاي عدالت‌خواهانه جشنواره فجر در دانشگاه علامه گفته است: در كشور ما عكس آمريكا فيلمي كه دو ميليارد براي آن خرج شده، دو ميليون فروش مي‌كند و با اين اوضاع و زندگي دلالي فيلمسازان، هرگز «بچه‌هاي آسمان» تكرار نخواهد شد. مگر اينكه فضا تغيير كند، كه البته فضا هم تغيير كند، از دل قديمي‌ها چيزي در نمي‌آيد. چون غرق شده‌اند و مسير دلالي را براي اهل هنر فراهم ساخته‌اند.

وي در ادامه سخنان خود آورده است: چرا بايد آقاي فلاني براي سه دقيقه بازي در يك فيلم 100 ميليون تومان پول بگيرد. فيلم «دموكراسي در روز روشن» كه محمدرضا گلزار براي سه دقيقه بازي در آن 100 ميليون تومان پول گرفت و يا همين فيلم بي مزه «آشپزباشي» كه فيلمساز آن يك ميليارد تومان و بازيگر آن 600 ميليون تومان دستمزد گرفته است. با اين دستمزد فرد مي تواند ديگر دغدغه فقير پامناري را داشته باشد؟
 

 /نقد شفاهي مجموعه‌هاي روي آنتن/  

            «كلانتر»؛ يك سريال نرم و روانشناسانه پليسي
 
     «كلانتر» سريالي نرم پليسي است كه بيشتر پليس بحث روانشناسانه انجام مي‌دهد.
 
 
 
 
«حسين سلطان‌محمدي» عضو انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران در گفت‌و گو یی در
 
 مورد سريال «كلانتر» ساخته محسن شاه‌محمدي، اظهار داشت: اين سريال ظاهرا هر
 
 داستاني را در پنج يا شش قسمت بيان مي‌كند. «كلانتر» سريالي پليسي است كه البته يك
 
 مقدار ظرافت‌هاي تصويري را خوب مراعات نكرده است و خيلي جدي‌تر مي‌توانست روي
 
 حركات پليس كار كند.
 
اين منتقد در ادامه افزود: در مجموع «كلانتر» تاكيد بر خشونت و تبهكاري ندارد و بيشتر پليس
 
 بحث روانشناسانه انجام مي‌دهند و به جز «ايرج نوذري» ديگر كاركترها خنثي هستند و آرام
 
 حركت مي‌كنند.

سلطان‌محمدي تصريح كرد: در مجموع «كلانتر» يك سريال نرم و آرام است كه كاراكترها هيچ
 
 كدام در حركات‌شان تعجيل ندارند و مسائل مطرح شده در سريال شش قسمت به طول
 
 مي‌انجامد تا بحث در ذهن بينندگان كاملاً باز شود.
 
وي در مورد بازي‌هاي سريال «كلانتر»، اظهار داشت: از جمله نقاط مثبت اين سريال استفاده
 
 از بازيگران قديمي است كه پا به سن گذاشته‌اند و ديگر كمتر فرصت بازي در فيلم‌ها و
 
 سريال‌ها را دارند و اين كار آگاهانه از سمت كارگردان انتخاب شده است.
 
 
 

او در پايان گفت: «كلانتر» يك سريال نرم پليسي است و زمان پخش آن خيلي خوب است و
 
 پليس در اين داستان ايرانيزه شده، داستان‌هاي ساده مثل اعتياد جوانان و ايدز را روايت
 
 مي‌كند و در كنار آن هشدار به جوانان و انتقال پيام‌هاي اخلاقي را هدف قرار مي‌دهد.
 
 پيام‌هايي كه لزوما خيلي پيچيده نيستند.

 


«ورود آقايان ممنوع»

          جوان «ورود آقايان ممنوع» را فروردين 89 كليد مي‌زند
 
 
           «ورود آقايان ممنوع»به كارگرداني رامبد جوان نيمه اول فروردين 89 كليد مي‌خورد.
 
 
 
 
عليرضا سرتيپي تهيه كننده سينما در گفت‌وگو یی گفت: مشغول پيش‌توليد«ورود آقايان
 ممنوع»هستيم تا با پايان پيش توليد در سال‌جاري، اين فيلم نيمه اول فروردين سال آينده كليد
 بزنيم.
تاكنون حضور ماني حقيقي، رضا عطاران و ويشكا آسايش در فيلم «ورود آقايان ممنوع»  
قطعي شده است.
«ورورد آقايان ممنوع» با فيلمنامه‌اي از پيمان قاسم‌خاني ساخته مي‌شود و قبلا قرار بود به
 كارگرداني مرضيه برومند ساخته شود.

 

«يخ در بهشت»

         مزدآبادي فيلمنامه «يخ در بهشت» را مي‌نويسد
 
 
 نگارش فيلمنامه كمدي ـ اجتماعي تله‌فيلم «يخ در بهشت» توسط جواد مزدآبادي و بهنام عليزاده انجام مي‌شود.
 
جواد مزدآبادي در گفت‌وگو یی گفت: مشغول نگارش فيلمنامه كمدي ـ اجتماعي «يخ در بهشت» به همراه بهنام عليزاده هستم. طنز موجود در فيلمنامه كاملاً متفاوت با طنزهايي است كه تاكنون كار كردم. فيلمنامه به شيوه غيرخطي نوشته مي‌شود و نگاهي نو و بديع در فيلمنامه جريان دارد.
وي ادامه داد: درفيلمنامه «يخ در بهشت» مباحث فلسفي هم مطرح مي‌شود كه اگر به همراه بهنام عليزاده به يك رضايت‌خاطر برسيم، هفته آينده پيش توليد آن را آغاز خواهيم كرد.
داستان فيلم درباره دو جوان است كه براي كار در يكي از منازل شمال شهر مي‌روند و در آن منزل با اتفاقات عجيب و غريبي مواجه مي‌شوند.
مزدآبادي درباره ساخت فيلم سينمايي «ورود زنده‌ها ممنوع» گفت: فيلمنامه برايم بسيار اهميت دارد و در حال حاضر روي فيلمنامه كار مي‌كنيم و فروردين ماه پيش توليد كار را آغاز خواهيم كرد.
«ورود زنده‌ها ممنوع» راجع به دو جوان است كه در يك قبرستان استخدام مي‌شوند و به آنها شغل نعش‌كشي را مي‌سپارند. آنها براي رونق دادن به كارشان دست به كارهاي عجيب و غريبي مي‌زنند و …
پروانه ساخت اين فيلم به تهيه‌كنندگي عليرضا قاسم‌خان و جواد مزدآبادي از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي صادر شده است.
 

«ريسمان سبز»

     اميني، امروز تصويربرداري «ريسمان سبز» را تمام مي‌كند
 
 
 تصويربرداري فيلم تلويزيوني «ريسمان سبز» به كارگرداني عليرضا اميني و تهيه كنندگي حسن توكل‌نيا امروز در خيابان انقلاب به اتمام مي‌رسد.
 
 حسن توكل‌نيا تهيه كننده در گفت و گو یی گفت:‌امروز با ضبط صحنه‌هاي خارجي در خيابان انقلاب تصويربرداري فيلم تلويزيوني «ريسمان سبز» به اتمام مي‌رسد.
وي در ادامه گفت: تدوين همزمان فيلم توسط عليرضا اميني و احسان اجتهادي انجام مي‌شود و ساخت موسيقي به ناصر چشم آذر سپرده شده است
امروز مهدي صباغي جلوي دوربين مي رود
در خلاصه داستان فيلم آمده است: ماريا دختري مسيحي است كه بر اثر خواب‌هايي كه مي‌بيند، حقايقي براي او روشن مي‌شود. او درمي‌يابد مسلمان‌زاده است و پدر و مادر كنوني او، تنها وي را بزرگ كرده‌اند.
تعدادي از عواملي كه در ساخت فيلم همكاري دارند، عبارتند از:
نويسندگان فيلمنامه: سهيلا مشايخي و رويا محقق/ كارگردان: عليرضا اميني/ تهيه كننده: حسن توكل‌نيا/ مدير تصويربرداري: عليرضا برازنده/ صدابردار: امير پرتوزاده/ طراح صحنه و لباس: امير رضايي/ طراح چهره‌پردازي: فريدا صفائيان / دستيار اول كارگردان: سعيد جليلي/ بازيگران: ساره بيات ، اميرحسين رستمي، آتش تقي‌پور، نيلوفر اميني‌فر، شهين عليزاده، فخرالدين صديق شريف، مهدي صباغي، آرش تاج، علي ابوسعيدي، زهرا فخرايي و...
«ريسمان سبز» را حسن توكل‌نيا براي گروه انقلاب اسلامي و دفاع مقدس مركز سيمافيلم تهيه و توليد مي‌كند
.

 


«قهوه تلخ»

       تصميم‌گيري مديران سيما براي پخش نوروزي سريال «مهران مديري»
 
 
قائم مقام مدير شبكه سه سيما گفت: هنوز وضعيت پخش سريال جديد «مهران مديري» مشخص نشده و طي هفته جاري زمان قطعي پخش اين مجموعه مشخص مي‌شود.
 
«هاشم رضايت» در گفت‌وگو یی گفت: پيش از اين قرار بود مجموعه تلويزيوني «قهوه تلخ» پس از ماه صفر به روي آنتن شبكه سه سيما برود، اما قطعيت اين زمان از بين رفت و تكليف پخش اين سريال در هفته جاري مشخص خواهد شد.
وي افزود: اين هفته جلسه‌اي برگزار خواهد شد و طي آن تصميم گرفته مي‌شود كه مجموعه تلويزيوني «قهوه تلخ» پس از ماه صفر به روي آنتن برود يا اين كه پخش آن از ابتداي نوروز 89 آغاز شود. 
تصويربرداري اين سريال در لوكيشن اصلي آن ادامه دارد و تا به حال حدود 18 قسمت از سريال آماده شده است. چندي پيش نيز ساخت سريال به دليل بيماري مادر مهران مديري و بستري شدن وي در بيمارستان متوقف شده بود.
در حال حاضر بازيگراني نظير رضا نيك‌خواه، رضا فيض نوروزي، محمدرضا هدايتي، اليكا عبدالرزاقي و آرام جعفري جلوي دوربين مديري هستند.
«قهوه تلخ» بناست در 50 قسمت ساخته شود و لوكيشن‌هاي اين سريال يك كاخ و يك بازار است كه از مضموني تاريخي برخوردار است و داستان‌هاي آن در يك كاخ مي‌گذرد. 
«قهوه تلخ» 33 بازيگر اصلي دارد و داستان آن با بازي سيامك انصاري در نقش مورخ آغاز ‌شد. او در ابتداي داستان كه در دنياي امروز مي‌گذرد، يك فنجان قهوه تلخ مي‌خورد و با خوردن آن به تاريخ سفر مي‌كند. او در طول زمان به مورخي تبديل مي‌شود كه در مرور خاطرات تاريخي خود، هربار دچار مسائلي مي‌شود كه اين مسائل داستان‌هاي سريال را رقم مي‌زند.
«محمدرضا هدايتي» نيز پادشاه اين كاخ است، «علي لك پوريان» نقش مليجك را ايفا مي‌كند. «ساعد هدايتي» نيز پزشك دربار است.
در مجموعه تلويزيوني «قهوه تلخ» كه به تهيه كنندگي «مجيد آقاگليان» و «حميد آقاگليان» ساخته مي‌شود، بازيگراني نظير سيامك انصاري، علي لك‌پوريان، آرام جعفري، سحر زكريا، اليكا عبدالرزاقي، سحر جعفري جوزاني، هادي كاظمي، نادر سليماني، بيژن بنفشه‌خواه، فلامك جنيدي، سعيد پيردوست، ساعد هدايتي و ... ايفاي نقش مي‌كنند.
داستان‌هاي مجموعه تلويزيوني «قهوه تلخ» توسط امير مهدي ژوله و خشايار الوند نوشته شده است.
 

/نقد شفاهي فيلم‌هاي جشنواره/

                  «به رنگ ارغوان»؛ فيلمي كه بايد ديد
 
 
 يك منتقد سينما معتقد است: «به رنگ ارغوان» فيلمي است كه بايد آن را ديد و اميد مي‌رود اين فيلم مؤثري بار ديگر در پستو متوقف نشود...
 
«علي اكبر عبدالعلي‌زاده» منتقد و روزنامه‌نگار سينمايي در گفت‌وگو یی در مورد فيلم «به رنگ ارغوان» آخرين ساخته ابراهيم حاتمي‌كيا، اظهار داشت: فيلم «ابراهيم حاتمي‌كيا» سانس اول روز نخست نمايش فيلم‌هاي جشنواره فجر را در كاخ جشنواره رونق داد. اين نشانه خوبي براي شروع جشنواره بود و فيلم 5 ساله «حاتمي‌كيا» هم اين استقبال را به خوبي جواب داد.
او گفت: سينماي ايران همواره با نيروهايي دست و پنجه نرم مي‌كند كه در سايه نشسته‌اند و آفتاب نشيني را بر نمي‌تابند. فيلم «به رنگ ارغوان» هم دچار خشم اين سايه نشينان بود. اما حالا با نمايش فيلم رو سياهي است كه براي مخالفين اكران فيلم حتي از نمايش خصوصي مي‌ماند.
اين منتقد در ادامه افزود: فيلم «حاتمي‌كيا» از نخستين تجربيات جدي ورود به موضوعات امنيتي در سينماي ايران است و البته با گذشت سال‌ها از توليد آن همچنان خوش مي‌درخشد.
عبدالعلي‌زاده تصريح كرد: در بيست و سومين دوره جشنواره فيلم فجر كه نشريه روزانه را منتشر مي‌كردم، فيلم «حاتمي‌كيا» در جدول نمايش بود و بخش مسابقه همه در انتظار فيلمي بود كه از پيش توليد خود با حواشي مختلفي مواجه بود. مصاحبه‌ها انجام شد اما ناگهان فيلم از جشنواره خارج شد و كسي هم پاسخگوي اين تغيير ناگهاني نبود، اما امروز، فيلم «حاتمي‌كيا» با پرداخت به موضوعي ممنوعه، مخاطب را وارد شهر ممنوعه كرد.
وي گفت: همه چيز فيلم، از روايت باورپذير تا بازي‌هاي درخشان و... همه خوب هستند و «به رنگ ارغوان» ما را به ياد سال‌هاي به يادماندني «حاتمي‌كيا» مي‌اندازد به طوري كه با اين فيلم، مي‌توان چند فيلم نه چندان غافلگيركننده اخير «حاتمي‌كيا» را فراموش كرد.
وي در پايان گفت: ورود به اين حيطه، تجربيات بيشتر سينمايي را مي‌طلبد كه فيلمسازي چون «حاتمي‌كيا» بهترين انتخاب براي ساخت فيلم در اين عرصه است. البته ابتدا بايد تكليف كار را با سايه نشينان روشن كرد تا فيلم مؤثري چون «به رنگ ارغوان» را در پستو متوقف نكنند. به هر حال «به رنگ ارغوان» فيلمي است كه آن را بايد ديد.
 
 
 

«نفوذي» و «بيداري روياها»

        «نفوذي» و «بيداري روياها»؛ روان و به ‌دور از شعار
 
 
قصه «نفوذي» و «بيداري روياها» كه هر دو به قصه بازگشت اسراي دفاع مقدس پرداخته‌اند، خيلي روان وبه‌دور از شعارهاي مرسوم و موجود در اين قبيل آثاربه تصوير كشيده شده كه همين عامل در اكران عمومي گيشه مناسبي را براي اين فيلم‌ها رقم خواهد زد.
 
در چهارمين روز جشنواره فجر، دو فيلم «نفوذي» (احمد كاوري و مهدي فيوضي) و «بيداري روياها» (محمدعلي باشه‌آهنگر) با موضوع بازگشت اسراي جنگ تحميلي در دو سانس متوالي در سينماي ويژه اهالي رسانه به نمايش گذاشته شد. اين دو فيلم هر چند به لحاظ خط داستاني و اجرا، فاصله آشكاري با يكديگر داشتند اما واجد نقاط مشتركي نيز بودند.
هم در «نفوذي» و هم در «بيداري روياها» با آزاده‌اي مواجهيم كه در مظان اتهام سازش با دشمن است. از اين رو تحت نظارت نيروهاي امنيتي قرار مي‌گيرد اما بعدا، معلوم مي‌شود كه اين اتهام بي‌بنيان و كذب بوده است.
جالب است كه در هر دو فيلم، آزاده همسري دارد چشم انتظار و يك فرزند پسر و يك فرزند دختر. پسر آزاده در آستانه ازدواج است و صحنه عروسي وي نيز در هر دو فيلم وجود دارد.
دركنار اين دست تشابهات، قصه «نفوذي» و «بيداري روياها» خيلي روان وبه‌دور از شعارهاي مرسوم و موجود در اين قبيل آثاربه تصوير كشيده شده است كه همين عامل در اكران عمومي گيشه مناسبي را براي اين فيلم ها رقم خواهد زد.

«نفوذي» از سوژه پرتحركي برخوردار است. بزنگاه‌هاي مختلف داستاني «نفوذي» به‌گونه‌اي طرح‌ريزي شده‌اند كه در تمام لحظات، فيلم يك قدم جلوتر ازبيننده است.
«امير جعفري» كه عمدتا ايفاگر نقش‌هاي كمدي است، اين بار در يك نقش جدي موفق نشان مي‌دهد، هر چند كه چهره‌پردازي ضعيفي در دوران ميانسالي دارد.
«نسرين مقانلو» در نقش همسر آزاده بازي متفاوتي نسبت به نقش‌آفريني‌هاي گذشته‌اش ارائه داده و در لحظات حساس و تأثربرانگيز فيلم، بسيار برصحنه مسلط است.
در مجموع، «نفوذي» در حد يك كار اول و با در نظر گرفتن راهنمايي‌هاي جمال شورجه - كه كارنامه قابل دفاعي در عرصه سينماي دفاع مقدس دارد- فيلم پر كشش و موفقي به نظر مي‌رسد.

اما «بيداري روياها»؛ اين فيلم سوژه آشنايي دارد: رزمنده اي كه مرده پنداشته مي‌شود، به ميهن باز مي‌گردد، در حالي كه همسرش به عقد مرد ديگري در آمده است. اين سوژه چند بار در دهه هفتاد در سينماي ايران كار شده است. در سينماي جهان نيز نمونه‌ها فراوانند.
«بيداري روياها» در قياس با همتايان وطني‌اش فيلم متفاوت و تفكربرانگيزتري محسوب مي‌شود. اين سوژه به مرور در طول سال‌ها پخته شده و اينك در «بيداري روياها» به تكاملي نسبي رسيده و كاملا مشخص است كه آهنگر در پي باز تعريف سوژه‌اي آشنا با زبان و اجرايي متفاوت بوده است.
محمدرضا گوهري در مقام فيلمنامه‌نويس، مدام گره‌هاي مختلفي پيش پاي تماشاگر مي‌گذارد. اين گره‌هاي داستاني به سادگي لو نمي‌روند، به مرور رمزگشايي مي‌شوند و در انتها به نتيجه‌اي درخور و شايسته مي‌رسند و اطلاعات داستاني با مهارتي تحسين برانگيز در طول فيلمنامه پخش شده‌اند.
كليدي‌ترين سكانس فيلم – لحظه مواجهه آزاده با خانواده‌اش – كه تماشاگر بي صبرانه انتظارش را مي‌كشد، تعمدا نشان داده نمي‌شود تا تأثير اين رخداد دوچندان شود.
اين دست غافلگيري‌ها در «بيداري روياها» كم نيستند. ديالوگ‌ها، اگرچه ساده و موجز نوشته شده‌اند، اما تأثيرگذار و تأمل‌برانگيزند.
فيلم يك افتتاحيه خيره كننده و نفس‌گير هم دارد كه تنها سكانسي است كه در آن شاهد بازي درخشان «حميد فرخ‌نژاد» در نقشي بكر هستيم.
كل سكانس افتتاحيه «بيداري روياها» را مي‌توان يك فيلم كوتاه جنگي تكان‌دهنده و پر معنا محسوب كرد.
«محمدعلي باشه‌آهنگر» كه فيلم تحسين شده «فرزند خاك» را در كارنامه هنري خود دارد، با «بيداري روياها» نشان مي‌دهد كه در آينده تصاوير و حرف‌هاي تازه در مورد زخم‌خوردگان جنگ تحميلي خواهد داشت.

«زندگي با چشمان بسته»

«زندگي با چشمان بسته» در برنامه آخرين روز سينماهاي مردمي"

 در حالي برنامه كامل نمايش‌ فيلم‌هاي جشنواره در سينماهاي مردمي اعلام شده است كه نكته قابل توجه نام فيلم «زندگي با چشمان بسته» در جدول برنامه آخرين روز سينماهاي جشنواره است.

در حالي برنامه كامل نمايش‌هاي فيلم‌هاي بلند جشنواره در سينماهاي مردمي اعلام شده است كه براساس اين جدول فيلم سينمايي «زندگي با چشمان بسته» در روز چهارشنبه 14 بهمن ماه در بخش خارج از مسابقه جشنواره در سالن‌ 2 موزه سينما، سالن يك سينما جوان، سالن 2 سينما جوان، سالن اصلي سينما آزادي، سالن شهر هفتم سينما آزادي، شهر هنر، سينما فرهنگ يك و سينما آزادي ديده مي‌شود. 
همچنين در آخرين روز جشنواره نام فيلم سينمايي «زندگي با چشمان بسته» در برنامه سينماهاي آفريقا، استقلال، اريكه ايرانيان، فلسطين يك و زندگي 2 نيز گنجانده شده است. 
با توجه به درخواست عليرضا سجادپور از دبير جشنواره براي نگه داشتن يك جاي خالي براي «زندگي با چشمان بسته» به نظر مي‌رسد با تلاش سازندگان اين اثر در دو روز پاياني اين جشنواره شاهد اكران اين فيلم در سينماهاي مردمي خواهيم بود، ضمن اين كه احتمال نمايش «زندگي با چشمان بسته» در روز پاياني جشنواره نيز براي اهالي رسانه به عنوان يكي از شش نمايش ويژه در روز 15 بهمن وجود دارد.


 

برج سعادت

           "برج سعادت" به کارگرداني مجيد صالحي و تهيه کنندگي محمدرضا تخت کشيان
سريال مناسبتي نوروز 89 شبکه دو سيما، نيمه اول دي ماه در تهران کليد مي خورد.
 

 
"محمدرضا تخت کشيان" گفت:
 
هم اکنون در حال انتخاب لوکيشن هاي اين سريال هستيم که همه آن ها در تهران است و تا
 
نيمه اول دي ماه اين سريال کليد مي خورد.

تا کنون حضور بازيگراني چون مهران غفوريان، علي صادقي، امير نوري، محمود بهرامي،
 
بيژن پيشتازي و اشکان اشتياق در اين سريال به نويسندگي عليرضا مسعودي قطعي شده است.

در خلاصه داستان "برج سعادت" آمده است:
بچه که بودم پشت 50 توماني را که نگاه مي کردم آرزو مي کردم که يک روز وارد
 
دانشگاه تهران شوم. بالاخره رفتيم و آمديم و هفت سال در اين دانشگاه درس خواندم
 
تا اينکه يکروز آمدند و گفتند ديگر نياييد! من، رضا، صادق و محسن از آن روزي
 
که گفتند ديگر نياييد تا شبي که باباهايمان آمدند و گفتند برگرديد شهرستان
 
شب هاي زيادي را در اين تهران گذرانديم.
 
 
 

«پلي آف»

                 تله فيلم «پلي آف» به بخش فوتبال رسيد  

             

 

 

 

 

 

 

فيلم تلويزيوني «پلي آف» به کارگرداني سيامک خواجه وند در ورزشگاه راه  آهن با تصويربرداري از بازي دو تيم «کرسي رايانه» و «لوله  پويا» ادامه مي يابد.
  تصويربرداري فيلم تلويزيوني «پلي آف» به کارگرداني سيامک خواجه وند در ورزشگاه راه  آهن ادامه دارد.
تاکنون 40 درصد از تصويربرداري اين تله  فيلم گذشته و اميد متقي، مهدي اميني خواه، يوسف صيادي، مهران غفوريان، رضا شفيعي جم، احمد پورمخبر، سيدرضا حسيني، سيدجواد هاشمي و آرمين نوروزي جلوي دوربين رفته اند.
در حاضر بازي دو تيم «کرسي رايانه» و «لوله  پويا» تصويربرداري مي شود و مهدي دانايي بازيگر 150 کيلويي و 140 سانتي متري به تازگي جلوي دوربين رفته است.
داستان تله فيلم «پلي آف» همانطور که از نامش پيداست درباره ورزش فوتبال است. در اين فيلم کمدي ورزشي صعود يک تيم فوتبال از دسته يک به ليگ برتر دستمايه سوژه اصلي قرار گرفته است. تله فيلم «پلي آف» پس از «مادر مادر» و «محله من» سومين فيلم مستقل کيان بابائيان در مقام تهيه کننده است که به سفارش سيماي جمهوري اسلامي ايران تهيه و توليد خواهد شد. تعدادي از عواملي که در ساخت فيلم همکاري دارند، عبارتند از: نويسنده فيلمنامه: سيروس ميمنت با همکاري کيانوش اسلامي، براساس طرحي از: ابراهيم آرزو، کارگردان: سيامک خواجوند، تهيه کننده: کيان بابائيان، مدير توليد: عليرضا رفيعي، صدابردار: رضا تهراني، دستيار اول کارگردان و برنامه ريز: مجيد موثق، دستيار دوم کارگردان: مهدي گلستانيان، عکاس: شراره عسگري، طراح گريم: حسين يزد، طراح صحنه و لباس: افسانه صرفه جو، جانشين توليد: سينا حسني، مدير تدارکات: اسماعيل کردي. بازيگران: مهران غفوريان، سيدجواد هاشمي، رضا شفيعي جم، احمد پورمخبر، مهدي اميني خواه، يوسف صيادي، کيميا بابائيان، سيروس ميمنت، کاظم افرندنيا و...

 

«آقاي هفت رنگ»

           «آقاي هفت رنگ» آبان ماه در تهران و شهرستان‌ها اكران مي‌شود
 
«آقاي هفت رنگ» ساخته جديد «شهرام شاه‌حسيني»، آبان ماه در سينماهاي تهران و شهرستان‌ها اكران مي‌شود.
 
 
 «آقاي هفت رنگ» جديدترين محصول موسسه سينمايي پويا فيلم و آخرين ساخته شهرام شاه حسيني آبان ماه امسال پس از فيلم «ترديد» در گروه سينمايي عصرجديد و بهترين سينماهاي سراسر كشور اكران خواهد شد.
در اين فيلم براي اولين بار نيكي كريمي، رضا عطاران، حسن پورشيرازي و افسانه بايگان در كنار هم در مقابل دوربين اصغر رفيعي‌جم به ايفاي نقش پرداخته‌اند.
هم‌اكنون آنونس «آقاي هفت رنگ» در بهترين سينماهاي سراسر كشور در حال نمايش است.
عبدالله عليخاني و حسين فرح بخش تهيه كنندگان فيلم هستند.
 

«همان نور معروف»

              مجيدي، كاوياني و اميري به «همان نور معروف» پيوستند 
    
 
«آرش مجيدي»، «مريم كاوياني» و «عباس اميري» به گروه توليد فيلم تلويزيوني «همان نور معروف» پيوستند.
 
با نزديك شدن به روز آغاز تصويربرداري فيلم تلويزيوني «همان نور معروف» به كارگرداني «جواد افشار»، تعدادي از عوامل و بازيگران فيلم حضورشان قطعي شده است. آرش مجيدي، مريم كاوياني، عباس اميري و عباس غزالي از بازيگراني هستند كه حضورشان در فيلم قطعي شده است. صحبت هايي براي بازي «فرهاد قائميان» در فيلم انجام شده اما هنوز حضور اين بازيگر قطعي نيست.
«همان نور معروف» را سعيد نعمت‌الله به رشته تحرير درآورده است.
فيلم داستان مردي به نام عطا را روايت مي كند كه در شركتي پل سازي مشغول به كاراست. عطا معلولي موفق و فعال است كه گذشته خود را فراموش كرده و هيچ چيز از گذشته و جواني خود به ياد ندارد و مغزش گذشته اي خيالي براي او ساخته است اما....
عواملي كه حضورشان تاكنون قطعي شده است، عبارتند از:
نويسنده فيلمنامه: سعيد نعمت اله/ كارگردان و طراح صحنه و لباس: جواد افشار/ تهيه كننده: محمدرضا شفيعي/ مدير تصويربرداري: اسفنديار شهيدي/ صدابردار: هادي افشار/ مدير صحنه: محمد كفاشيان/ مدير توليد: حسين يعقوبي/ مدير تداركات: يعقوب پورخدايار/ دستيار اول كارگردان و برنامه ريز: برزو نيك نژاد/ دستيار دوم كارگردان: ليدا مقري/ عكاس: آناهيتا افشار/ دستيار تداركات:حسين كريمي / بازيگران: آرش مجيدي، مريم كاوياني، عباس اميري ، عباس غزالي و...
«همان نور معروف» را «محمدرضا شفيعي» براي مركز سيما فيلم تهيه و توليد مي‌كند.

 


درباره مجموعه «رستگاران»؛

                        مثل آثار قبلی کارگردان... مثل آثار قبلی کارگردان...

سيد رضا صائمي: فراتر از هرگونه انتقاد يا امتيازي كه مي‌توان به كارهاي سيروس مقدم نسبت داد، بايد پذيرفت كه او توانايي زيادي در جذب مخاطبان تلويزيوني دارد و اغلب آثار او با استقبال خوبي از سوي تماشاگران مواجه مي‌شود. سريال «نرگس» يكي از مهم‌ترين عوامل خلوتي خيابان‌ها در شب‌هاي تهران بود و سريال‌هاي بعدي او مثل «اغما» و «روز حسرت» نيز در جذب مخاطب، رتبه بالايي را به خود اختصاص داد.
او با روان‌شناسي مخاطب ايراني بخوبي آشناست و مي‌كوشد از اين آگاهي در شخصيت‌پردازي و فضاسازي‌هاي داستان خود بدرستي استفاده ‌كند و به اصطلاح رگ خواب مخاطبان را در دست دارد. «رستگاران» ششمين سريالي است كه مقدم براي تلويزيون ساخته است و باز هم مثل گذشته، مخاطبان زيادي را نسبت به سريال‌هاي در حال پخش به خود اختصاص داده است. شايد بتوان عامل موفقيت او را در دو علت عمده رديابي كرد كه يكي به فرم و ساختار روايي و شيوه قصه‌گويي او بر مي‌گردد و ديگري به مضامين و قصه‌هايي كه اغلب به ژانر خانوادگي، مسائل و چالش‌هاي آن در جامعه معاصر مرتبط مي‌شود. اگر در اغما، او با به كاربردن خلاقيت‌هاي تازه در نورپردازي كه نسبت معني‌داري با محتواي قصه هم داشت، اين كار را انجام داد در رستگاران با نوع تصويربرداري، قاب‌بندي و تنوع در زاويه‌بندي دوربين اين كار را پي گرفت كه هم باعث مهيج شدن و عمق بخشيدن به حس تعليق قصه مي‌شود و هم قرار است با نماهاي كلوزآپ و بسته از شخصيت‌ها و حتي موقعيت‌ها و اشياي پيراموني آنها همين روند را پي بگيرد. ضمن اين‌كه به اين فرم‌ها بايد موسيقي متن و ترانه تيتراژي را هم اضافه كرد كه در آثار سيروس مقدم حضور پر رنگي دارد. اما بيش از اينها در صورت‌بندي داستان، كارگردان به حس تعليق در سريال‌هاي خود توجه زيادي دارد و در پايان هر قسمت داستان در اوج تعليق و رمزگذاري به پايان مي‌رسد تا انگيزه مخاطب براي رمزگشايي و پيگيري قصه بيشتر شود ضمن اين‌كه هيجان داستان نيز از اين طريق بيشتر مي‌شود. اين تمهيد شايد در رستگاران بيش از مجموعه‌هاي قبلي باشد.

در اين سريال با يك داستان چند لايه مواجهيم كه قصه‌هاي مختلفي را در هم تنيده و به موازات هم تعريف مي‌كند و در نهايت همه اين پازل‌ها را در يك معناي مشترك به هم پيوند مي‌دهد. در رستگاران دست‌كم 3‌قصه و موقعيت داستاني به موازات و در ارتباط با هم تعريف مي‌شود اول و مهم‌ترين آن قصه خجسته، قهرمان اصلي داستان است. دوم شايسته، ضد قهرمان سريال كه موقعيت دراماتيكي او مستقل از نسبتش با داستان خجسته نيز قابل تميز است و سوم، داستان پونه و خانواده‌اش است كه البته بي‌ربط با خط اصلي داستان نيست. اين شيوه روايت، اگرچه از يك سو باعث تعليق بيشتر قصه و موقعيت‌سازي‌هاي متعدد دراماتيكي مي‌شود اما از سوي ديگر زوائد داستاني زيادي را شكل مي‌دهد كه در بسياري از مواقع هيچ نوع ضرورت نمايشي با ساختار كلي قصه ندارد و همچنين موجب نوعي سردرگمي ‌در مخاطب و پراكندگي داستان مي‌شود كه در نهايت انسجام ساختاري و روايي آن را از بين مي‌برد و حتي باعث كش آمدن قصه مي‌شود كه حوصله بيننده را سر مي‌برد. رستگاران همچون بيشتر آثار مقدم پر از مفاهيم و انگاره‌هاي اخلاقي است كه موجب مناسبتي شدن اثر مي‌شود. براي همين است كه شباهت ساختاري زيادي بين اين مجموعه و سريال‌هاي مناسبتي كارگردان مي‌توان ديد كه ما را به اين نتيجه مي‌رساند كه سيروس مقدم در طرح مضامين سريال‌هاي خود فراتر از تفاوت داستاني و دراماتيك به دوعنصراخلاقو خانواده نيز توجه ويژه‌اي دارد و موقعيت قصه خود را در فضاي اين دو مفهوم ترسيم و تعريف مي‌كند. نماد بارز اين صورت‌بندي را مي‌توان در ديالوگ‌پردازي رستگاران جستجو كرد كه تا مرز اندرزگويي و ارشاد مخاطب پيش مي‌رود و البته اين روند به ضعف عمده اين سريال بدل مي‌شود. جايي كه خجسته قهرمان داستان قرار است به عنوان الگوي اخلاقي يك زن مسلمان ايراني، ديگران را تحت تاثير كلمات قصارگونه خود قرار دهد و تصويري ايده‌آليستي از يك زن قهرمان ترسيم كند. درست است كه او نمادي از يك زن مقاوم و وفادار به زندگي‌اش است، اما اغراق‌و افراط در ترسيم او گاهي به ضد خويش بدل مي‌شود و نوعي دافعه براي مخاطب ايجاد مي‌كند. در حالي كه شخصيت‌هاي منفي و ضد قهرمان اثر مثل شايسته و پونه، جاذبه بيشتري براي مخاطب دارند. البته شخصيت‌پردازي در كارهاي سيروس مقدم از مهمترين علت جذابيت آثار اوست كه خاطرات سريال را به واسطه همين شخصيت‌ها در ذهن مخاطب تداعي مي‌كند. هنوز هم با نام نرگس، مخاطب ياد شوكت و نسرين مي‌افتد يا نام الياس بيش از خود داستان در ذهن ما حك شده است. در رستگاران نيز اسامي ‌خجسته، شايسته و پونه در خاطره مخاطبان مي‌ماند تا شخصيت‌پردازي به عنوان يكي از امتيازات سيروس مقدم در سريال‌سازي شناخته شود. البته ميان شخصيت‌هاي مختلف او در سريال‌هاي تلويزيوني شباهت‌هاي زيادي وجود دارد، مثلا خجسته رستگاران هم سنخ با شخصيت افسانه بايگان در روز حسرت است يا عاطفه نوري در نقش پونه همان شخصيت يا دستكم جنس بازياي را دارد كه در كاراكتر نسرين تجربه كرده بود. به طور كلي نوعي قطب‌بندي سياه و سفيد در شخصيت‌پردازي‌هاي سيروس مقدم به چشم مي‌خورد كه در قياس با داستان‌پردازي و ساختار روايي آن، ضعف بزرگي به شمار مي‌آيد. ملودرام بودن داستان‌هاي او اگرچه با ذائقه مخاطبان ايراني همسوست، اما اين مساله در شخصيت‌پردازي‌هاي وي موجب نوعي اغراق مي‌شود كه در جاهايي سوي رئاليستي اثر را مخدوش مي‌كند.
رستگاران همچون آثار قبلي كارگردان فرآيندي اخلاقي را طي ميكند كه دراين مسير شخصيت‌هاي داستان از ظلمت و تاريكي به روشنايي و رستگاري مي‌رسند

رستگاران همچون آثار قبلي كارگردان، فرآيندي اخلاقي را طي مي‌كند كه در سير اين فرآيند شخصيت‌هاي داستان متحول مي‌شوند و از ظلمت و تاريكي به روشنايي و رستگاري حركت مي‌كنند. اين ساختار درام خود را براساس اين تضاد و دوگانگي قرار مي‌دهد كه در كشمكش دراماتيك و مهيجي اين خط سير را طي مي‌كنند و در پايان داستان، با ارائه تصوير عادلانه و اخلاقي از موقعيت هر يك از آنان، كيفيت سرنوشت هر كدام رقم مي‌خورد. همان‌طور كه از آيه قرآني ابتداي سريال بر مي‌آيد مقدم قصد داشته 2 رذيلت اخلاقي يعني حرص و طمع را كه در جامعه امروز به دلايل اجتماعي و فرهنگي بسط عمومي ‌يافته است، به تصوير بكشد و در رهگذر تعريف اين قصه به آسيب شناسي اخلاقي و اجتماعي انسان معاصر در جامعه كنوني بپردازد. ردپاي اين رويكرد را در آثار قبلي مقدم نيز مي‌توان دنبال كرد. به طور كلي مفاهيم و ارزش‌هاي اخلاقي متصور شده در رستگاران و ديگر آثار مقدم در پارادوكس دنيا طلبي و آخرت‌گرايي ترسيم مي‌شود كه در تضاد آن انواع رذيلت‌ها و فضيلت‌هاي اخلاقي و انساني در مقابل هم صف آرايي مي‌كنند و در يك پروسه پر كشمكش وپرفراز و نشيب‌ به يك فينال اخلاقي مي‌رسند كه هر كس در جاي حق خود مي‌نشيند.

ويژگي ديگر رستگاران كه در مجموعه‌هاي قبلي مقدم وجود نداشته است، حضور متفاوت پليس در اين مجموعه و جناييشدن داستان در عين خانوادگي بودن آن است، اگرچه مقدم سريال «پليس جوان» را در كارنامه خود دارد، اما آن سريال به شكل ويژه‌اي به اين موضوع پرداخته و در واقع يك ژانر پليسي بوده است. تصويري كه از پليس در رستگاران ارائه مي‌شود، تصويري جذاب‌تر و باورپذيرتر از پليس در بسياري از فيلم‌ها و سريال‌هاي ايراني است كه هم بازيگر آن آرش مجيدي بخوبي از پس نقش برآمده و جاذبه‌هاي خوبي به نقش داده است و هم موقعيت پليس در آن منطقي‌تر به نظر مي‌رسد. در واقع از ظرفيت دراماتيكي آن بدرستي استفاده شده و به دليل آميختگي با تعليق حادثه در موقعيت اصلي قصه، همپوشاني خوبي با آن يافته است. به عبارتي ديگر حضور پليس در موقعيت‌هاي داستاني اثر، اضافه و زائد به نظر نمي‌رسد. در حقيقت مقدم از اين عنصر بخوبي در بستر دراماتيكي اثرش استفاده مي‌كند و موقعيت رفت و برگشتي پرتعليقي را ميان موقعيت پليسي و درام عاطفي و خانوادگي قصه شكل مي‌دهد كه به مهيج شدن آن كمك زيادي مي‌كند. به عبارت ديگر، كارگردان با آميختن ژانر پليسي و خانوادگي، قصد داشته درامي‌ مهيج و پر تعليقي را شكل دهد كه هيجان و احساس مخاطب را برانگيزد. سبك تصويربرداري و قاب‌بندي‌هاي سريال نيز مبتني بر همين منطق صورت گرفته است.

يكي از ويژگي‌هاي آثار مقدم ضرباهنگ تند آثار اوست كه هيجان و شتاب خوبي به آن مي‌دهد كه يكي از دلايل مخاطب‌پذيري آثار او در همين ويژگي نهفته است اما در رستگاران اين ضرباهنگ، اگرچه همچنان در فرم و سويه تكنيكي اثر وجود دارد اما در محتواي داستان و فرايند دراماتيكي آن بتدريج و با پيش رفتن سريال بيشتر مي‌شود كه همين مساله موجب شده جذابيت اوليه آن كمرنگ‌تر شود و چه بسا بتدريج از تعداد مخاطبان آن نيز كاسته شود. به نظر نگارنده، سيروس مقدم با حذف حواشي احساسي داستان، پرهيز از قهرمان‌سازي و دوري از اخلاق‌گرايي فرماليته، مي‌تواند نام خود را به عنوان موفق‌ترين كارگردان تلويزيوني ثبت كند.

"اصلاح الگوی مصرف "

                        همه چیز درباره مجموعه تازه «مهران مدیری»

مجموعه طنز اصلاح الگوی مصرف کلید می‌خورد. مهران مدیری با مجموعه طنز تازه‌ای به تلویزیون بازمی‌گردد تا در فصل پاییز، نبض کمدی در دستان این بازیگر و کارگردان شناخته شده باشد. مخاطبان تلویزیون نوروز را با دیدن «مرد دو هزار چهره» به کارگردانی مدیری پشت سر گذاشتند و این کارگردان این روزها گروه خود را کنار هم جمع کرده است تا کار دیگری را مقابل دوربین ببرد، مجموعه‌ای که قرار است پخش آن از ابتدای فصل پاییز آغاز شود و تا شروع زمستان ادامه داشته باشد.

دو همکار قدیمی در کنار مدیری


مجموعه جدید مدیری که هنوز اسمی برای آن انتخاب نشده است، با رویکرد سال اصلاح الگوی مصرف تولید خواهد شد و از همین رو تصور می‌شود ارتباطی با مجموعه کارهایی که در دهکده ذهنی برره اتفاق می‌افتاد، نداشته باشد. اما ترکیب عواملی که برای این مجموعه انتخاب شده‌اند، از جمله گروه نویسندگان و بازیگران نشان می‌دهد که همچنان مدیری علاقمند است با گروهی که در این سالها با آنان همکاری داشته است، همراه باشد.

پیمان قاسم‌خانی به عنوان سرپرست نویسندگان کارهای مدیری از زمان تولید مجموعه «مرد دو هزار چهره» از گروه جدا شد و کار را به سه نویسنده‌ای که پیش از آن مقطع با او همکاری می‌کردند واگذار کرد. امیرمهدی ژوله، مهراب قاسم‌خانی و خشایار الوند فیلمنامه «مرد دو هزار چهره» را نوشتند، البته مهراب قاسم‌خانی نویسنده یک قسمت از این مجموعه 13 قسمتی بود.

پس از آن مجموعه شنیده شد که مهراب قاسم‌خانی با برخی از عوامل گروه دچار چالش شده و در کار جدید نیز نام او در میان نویسندگان قرار ندارد. فیلمنامه مجموعه جدید مدیری را امیرمهدی ژوله و خشایار الوند می‌نویسند. گروه نویسندگان کار خود را آغاز کرده‌اند تا با نگارش داستان‌ها کار هرچه زودتر وارد مرحله تولید شود.

چهره‌های تازه در کنار مدیری


مدیری بخشی از بازیگران مجموعه تازه خود را هم انتخاب کرده است. تعدادی از این بازیگران در کارهای قبلی نیز با مدیری همراه بودند و برخی برای نخستین بار مقابل دوربین او می‌روند. سیامک انصاری، علی لک‌پویان، آرام جعفری، سحر زکریا، الیکا عبدالرزاقی، سحر جعفری جوزانی، هادی کاظمی و نادر سلیمانی تعدادی از بازیگران مجموعه تازه مدیری هستند. سیامک انصاری، ‌سحر زکریا و سحر جعفری جوزانی را می‌توان در میان بازیگران ثابت کارهای مدیری قرار داد.

سیامک انصاری و سحر زکریا، کار با مدیری را از اولین مجموعه طنز 90 شبی او با عنوان «پاورچین» آغاز کردند و پس از آن در دیگر کارهای او نیز مقابل دوربین رفتند. سحر جعفری جوزانی نیز، با «باغ مظفر» به گروه مدیری پیوست. او در مجموعه «مرد دو هزار چهره» نیز در سه قسمت پایانی مجموعه حضور داشت.

اما تعدادی از بازیگران حاضر در فهرست مجموعه جدید مدیری برای اولین بار حضور در گروه او را تجربه می‌کنند و هادی کاظمی، الیکا عبدالرزاقی، علی لک پویان و آرام جعفری، تجربه کارهای متعدد در تلویزیون دارند که این بار تجربه‌ای تازه را به واسطه همکاری با مدیری پشت سر خواهند گذاشت.

نادر سلیمانی از چهره‌های شناخته شده، مجموعه موفق «ساعت خوش» بود و در آن مجموعه به همراه مدیری و دیگر بازیگران حاضر در کار، اتفاقی جدید را در تلویزیون ایران رقم زدند. سلیمانی که پرورش یافته گونه طنز و فضای کارهای کمدی است در این سالها کارهایی در این فضا نیز انجام داده اما تصور می‌شود همکاری او با مدیری جریانی تازه را در کارنامه بازیگری این بازیگر به وجود آورد. مهران مدیری تا یک ماه دیگر سریالی 90 قسمتی با مضمون «اصلاح الگوی مصرف» را کلید می‌زند.

بازگشت مدیری با نود شبی


پس از پخش مجموعه «باغ مظفر» مهران مدیری از ساخت مجموعه‌های نود شبی فاصله گرفت و هیچ سوژه و پیشنهادی هم نتوانست او را راغب کند تا سراغ کار سنگین تولید مجموعه نود قسمتی برود. او در دو سال گذشته ارتباط خود را با تلویزیون با ساخت مجموعه‌های «مرد هزار چهره» و «مرد دو هزار چهره» حفظ کرد تا اینکه بالاخره با پیشنهاد ساخت مجموعه‌ای نود قسمتی موافقت کرد و با اعلام خبر تولید مجموعه از سوی علی‌اصغر پورمحمدی رئیس شبکه سوم سیما شبهات در مورد شایعه بودن خبر اولیه برطرف شد.

مدیری در جریان ساخت سریال نوروزی‌اش ضمن اعلام این موضوع که تا مدت‌ها قصد رفتن به سمت سریال‌های 90 شبی را ندارد، «مرد دو هزار چهره» را آخرین مجموعه تلویزیونی‌ خود در سال 88 معرفی کرده و از قصد خود برای ساخت دو فیلم سینمایی در سال جاری خبر داده بود. مدیری تاکنون سریال سفارشی در کارنامه‌اش نداشته است.

 

"نقد کمیک"

رضا عطاران، مهران غفوريان، عليرضا خمسه و مديران تلويزيون از برنامه‌هاي طنز سيما گفتند

«هنوز هم مردم كارهاي شبانه را دوست دارند، اما به اين شرط كه خودمان آن‌را خراب نكنيم»

 

 

مديران تلويزيون با توليد و پخش سريال‌هاي چون «شمس العماره»،«مسافران»،«مسافر زمان 2»،«لطفا دور نزنيم»، گويي بار ديگر اين نكته را مرور مي‌كنند كه «اگر عرصه‌هايي نداشته باشيم كه تخليه‌ي انرژي براي مردم صورت بگيرد و تفريحي براي آن‌ها باشد، به لحاظ روحي و رواني آستانه تحملشان پايين مي‌آيد و براي زندگي اجتماعي مخاطرات بسيار زيادي را خواهيم داشت.» اين جملاتي است كه توسط معاون سيما در زمان پخش يكي از سريال‌هاي طنز شبانه كه البته در زمان پخش حرف و حديث‌هاي بسياري هم به همراه داشت، بيان شد. دكتر مرتضي ميرباقري از رسانه و خصوصا تلويزيون به عنوان يكي از عرصه‌هايي نام مي‌برد كه مي‌تواند فضاي با نشاط و شادابي را براي جامعه فراهم آورد و اظهار مي‌كند: يكي از ساختارهايي كه مي‌تواند به اين امر بپردازد، برنامه‌هاي نمايشي طنز است. ما به برنامه‌هاي نمايشي طنز به عنوان يك ضرورت نگاه مي‌كنيم. برنامه‌هاي طنز براي ما يك مساله حاشيه‌اي نيست.
به اعتقاد معاون سيما، اگر برنامه‌هاي نمايشي سالمي خصوصا در حوزه طنز وجود نداشته باشد، گرفتارهاي بسيار زيادي از نظر تعامل‌هاي فردي، اجتماعي و حتي خانوادگي گريبانگير جامعه مي‌شود.
با اين حال برنامه‌هاي طنز تلويزيون اگرچه همواره با استقبال گسترده مخاطبان تلويزيوني همراه بوده‌اند، اما همين مخاطب بالا در بسياري موارد براي سازندگان برنامه و مديران سيما دردسرساز بوده و در مقاطعي بسياري از سريال‌هاي طنز به دليل حساسيت‌هايي كه دارند با انتقادهاي شديدي مواجه شده و حتي تا مرز توقف پيش رفته‌اند.

***
آن چه بيش از همه در توليد و پخش سريال‌هاي طنز از سوي كارشناسان، مديران و حتي خود برنامه‌ سازان مورد تاكيد قرار گرفته، ساخت طنزي به دور از لودگي و نزديك شدن به عبارت معروف «طنز فاخر» است. و اما اين كه «طنز فاخر» دقيقا از چه ويژگي‌هايي برخوردار است و تعريف «طنز فرهيخته و شناسنامه‌دار» كه پيش از سوي شهرام شكيبا(طنزپرداز) مطرح شده است، چيست؟ مبحثي است كه پيش از اين در گفت‌وگو با تني چند از فعالان اين حوزه به بحث گذاشته شده است.

*«از كل برنامه‌هاي طنزي كه ساخته مي‌شود شايد فقط 20 تا 30 درصد آن‌ها در جذب بيننده موفق باشد در واقع توليدات انبوه شده و نتيجه‌گيري خيلي كم.» اين نظر مهران غفوريان، بازيگر و سازنده مجموعه‌هاي طنز است كه زماني با ساخت مجموعه‌هاي «زير آسمان شهر» خود بسياري از بينندگان را هر شب پاي تلويزيون مي‌نشاند. او با بيان اين مطلب كه مخاطب ايراني خيلي سخت‌گير است، اضافه مي‌كند: خود من قبلا فكر مي‌كردم موفقيت يك برنامه به هنرپيشه‌ها و متن بستگي دارد ولي واقعا بخشي از موفقيت يك برنامه به شانس، حال مردم و زمان پخش بستگي دارد.
وي معتقد است كه وضعيت اقتصادي مردم هم، خيلي مهم است، مردم وقتي بدبختي و گرفتاري داشته باشند طبعا وقتي چارلي چاپلين را هم بياوريم .نمي‌خندند.
غفوريان كه علت عدم موفقيت «زير آسمان شهر سه» را پخش همزمان «پاورچين» مي‌داند، مي‌گويد: درست نيست كه همه شبكه‌ها همزمان كار طنز پخش كنند؛ بايد يك هماهنگي بين مديران باشد تا طنز را به يك شبكه اختصاص دهند كه اگر يك برنامه مقداري ضعيف و يكي ديگر قوي بود همديگر را لت و پار نكنند اين در اصل، جنگ تلويزيون با خودش است. رقابت سالم خوب است جنگ انداختن برنامه‌ها با هم رقابت نيست.
كارگردان مجموعه‌هايي چون «اين چند نفر»، «طبقه سوم» و «حرف تو حرف» اظهار مي‌كند: هنوز هم مردم كارهاي شبانه را دوست دارند، اما به اين شرط كه خودمان آنرا خراب نكنيم. مخاطب ما امكان آن را دارد كه 120 كانال نگاه كند و كسي نيامده و اسلحه بگذارد و بگويد حتما اين 5 شبكه را نگاه كنيد. ما بايد با بالا بردن كيفيت و جذب كردن مخاطب، باعث شويم تا مخاطب، كانال خودمان را به كانال خارجي ترجيح دهد.

*مهدي مظلومي كه سريال‌هاي طنز بسياري را تاكنون ارائه داده و اين روزها هم «لطفا دور نزنيم» را روي آنتن دارد، پيش از اين گفته است: آن چه كه مخاطب ايراني دوست دارد و به آن تمايل نشان مي‌دهد طنز كلامي است. او كه كارگرداني مجموعه «بدون شرح» و «بانكي‌ها» را هم بر عهده داشته معتقد است: مجموعه طنز موفق دو ويژگي بايد داشته باشد؛ اول اينكه بتواند مخاطب خودش را اقناء كند؛ يعني نيازهاي مخاطب خود و توقعي كه از آن برنامه دارد را رفع كند و بعد اينكه يك مطلبي به او تزريق شود؛ يعني حس نكته سنجي مخاطب را بيدار كند يا او را متوجه مسايلي كند كه دوروبرش در اجتماع است.

*عليرضا خمسه، بازيگر فيلم‌ها و سريال‌هاي كمدي از وجهي ديگر به قضيه نگاه مي‌كند. او مي‌گويد: ما در فرهنگمان افراط و تفريط زياد داريم؛ سالها جاي طنز به شدت در تلويزيون خالي بود و الان به گونه‌اي شده كه فكر مي‌كنيم جاي كارهاي جدي دارد كم كم تنگ مي‌شود. خمسه ادامه مي‌دهد: من به عنوان يكي از علاقه‌مندان به طنز خوشحالم كه همكاران جديدي پيدا شدند و همه در اين زمينه كار مي‌كنند؛ منتهي آنچه كه ما را به نقطه سلامت هدايت مي‌كند همان بينش متعادل است كه فعلا جايش خالي است.
خمسه درباره طرح انتقادهاي اجتماعي در مجموعه‌هاي طنز مي‌گويد: متاسفانه با نگاه محافظه كارانه در اين وادي حركت كرديم و اين نگاه خيلي راه به جايي نمي‌برد طنز نيازمند يك نگاه راديكال به مسايل اجتماعي مي باشد و جاي اين نگاه واقعا خالي است .

*«تا يك برنامه طنز موفق شد اكثر شبكه‌ها شروع كردند به توليد برنامه‌هاي روتين طنز» اين جمله‌اي است كه توسط بيوك ميرزايي از بازيگر مجموعه‌هاي تلويزيوني بيان مي‌شود. او كه نوروز امسال در سريال مرد دو هزار چهره بازي كرده بود، ضمن بيان اين مطلب مي‌گويد: به سمت و سوي طنز رفتن كار هر كسي نيست؛ الان خيلي از كارگردان‌ها با متن‌هاي كه ظاهرا فكر مي‌كنند طنز است وارد مجموعه سازي مي‌شوند در حالي كه طنز واقعا كار ظريفي است و بايد به كننده كار سپرده شود.
ميرزايي ادامه مي‌دهد: اگر اين مجموعه‌ها را دست هر كسي بدهند، ديگر اين طنز، تبديل به دلقك بازي مي‌شود.تلويزيون هم سياست‌هايي دارد كه كار در فلان تايم ضبط و پخش شود و به كيفيت آنطور كه بايد بها نمي‌دهد. اين بازيگر مي‌افزايد: بايد مثل كارخانجات جايي به نام كنترل كيفيت و مرغوبيت داشته باشيم كه روي كار نظارت كنند. متاسفانه برخي از دوستان طنز را خيلي آسان مي‌بينند و به خاطر همين است كه اكثر برنامه‌هاي روتين سيما طنز هستند.

*رضا عطاران، بازيگر و كارگردان مجموعه‌هاي طنز به ايجاد شدن رقابتي ناسالم بين شبكه‌ها در حوزه طنز معتقد است. او مي‌گويد: برنامه‌هاي روتين به هر طريقي بيننده را جذب مي‌كنند و شبكه‌ها به اين فكر افتاده‌اند با اين نوع كارها بيشتر به چشم بيايند. وي با اشاره به اين‌كه حجم زياد كار هميشه باعث لطمه ديدن برنامه مي‌شود، تاكيد مي‌كند: كمدي با طنز خيلي فرق دارد و فقط براي خنداندن نيست. من خودم، طنز موقعيت و اتفاق را دوست دارم و از بزن و بكوب و لودگي خوشم نمي‌آيد.
كارگردان مجموعه‌هاي «ترش وشيرين»، «بزنگاه» و «كوچه‌ي اقاقيا» با بيان اين‌كه بيشتر كارهاي طنز وارد لودگي شده‌است، اظهار مي‌كند: من سعي كردم كارهايم اين‌گونه نباشند.

*بهروز بقايي هم از بازيگران و كارگردانان طنز معتقد است: مجوعه‌هايي كه امروزه به اسم طنز ساخته مي‌شوند، فقط شوخي است. او سپس اظهار مي‌كند: به جز تعداد انگشت شماري كار طنز كه از سلامت نسبي برخوردار بودند، اغلب كارها براي پر شدن جيب تهيه‌كننده‌ها و عواملي كه كار مي‌كنند بوده‌است. اين نوع به اصطلاح سري دوزي و توليد‌هاي بي‌كيفيت يك جور توهين به ذهن و شعور مخاطب و دست كم گرفتن بيننده‌هاي اصلي برنامه‌هاي تلويزيون است. كارگردان مجموعه‌هاي طنز «نوعي ديگر» و «دنياي شيرين» مي‌افزايد: درآوردن كارهاي طنز در اصل كار هر كسي نيست و يك فكر قوي و زيبا مي‌خواهد. طنز نمي‌تواند از مسايل اجتماعي جدا و بار انديشه‌اي با خود نداشته باشد، آن‌چه كه به اسم طنز به مردم داده مي‌شود، طنز نيست، شوخي است!

*و اما محمدرضا تخشيد، مدير گروه فيلم و سريال شبكه سه هم كه سهم عمده‌اي در هدايت سريال‌هاي طنز تلويزيون چه در شبكه سه و چه پيش از آن در شبكه تهران داشته‌است، در اين باره مي‌گويد: پخش طنزهاي شبانه خواست مردم است و شبكه‌هاي مختلف هم اين آزادي عمل را دارند كه بر اساس بودجه‌اي كه در اختيار دارند به اين سمت بروند.
او در عين حال معتقد است كه اين نياز بايد درست پاسخ داده شود و مسووليت مديران گروه‌ها و شبكه‌ها خيلي مهم مي‌شود كه ببيند آيا تيمي كه براي خود جمع مي‌كنند ظرفيت يك كار موفق را دارند يا نه. تخشيد در پايان مي‌افزايد: ساخت كارهاي طنز و انتخاب گروههاي برنامه‌ساز را بايد در يك چارچوب طرح و برنامه‌ ديد و درباره آن فكر كرد.

*هاشم رضايت، قائم مقام شبكه سه سيما نيز كه به تازگي درباره طنز فاخر در تلويزيون اظهارنظر كرده است،براين نكته اذعان دارد كه ما همواره با توليد طنز فاخر فاصله داريم. او مي‌گويد: هميشه بايد سعي كنيم در اين راه تلاش كنيم تا بهتر شويم؛ البته در اين راهي كه مي‌رويم طنز رامبد جوان مي‌تواند كار خوبي باشد. وي ادامه مي‌دهد: درحال حاضر اصولا برنامه‌سازي با توجه به اين‌كه سليقه‌ي مخاطب بالا رفته، خصوصا در امر طنزسخت شده‌است؛ طنز‌هاي تلويزيوني الان بايد حرفه‌يي‌تر ساخته شوند.
در پايان به اعتقاد اين مدير سيما، در گذشته شايد مردم از يك طنز ساده مي‌خنديدند، اما الان مردم انتظار دارند كه كارهاي فاخرتر و بهتري را شاهد باشيم.

"خداحافظ کارگردان"

    پيكر «سيف‌الله داد» فردا از مقابل تالار وحدت تشييع مي‌شود
 
        پيكر «سيف الله داد» صبح فردا چهارشنبه از مقابل تالار وحدت تشييع مي‌شود.
 

علي اكبر ثقفي تهيه‌كننده سينما و از دوستان سيف الله داد در گفتگویی در مورد مراسم تشييع پيكر اين كارگردان گفت:‌ مراسم تشييع پيكر سيف الله داد فردا ساعت 9 صبح از مقابل تالار وحدت به سوي قطعه هنرمندان بهشت زهرا انجام خواهد شد.
آخرين فعاليت سيف‌الله داد، تدوين فيلم «فرزند صبح» ساخته بهروز افخمي بود كه درباره زندگي امام خميني (ره) است.
فيلم‌هاي «زير باران»، «كاني‌مانگا» و «بازمانده» از آثار او در سينماي ايران به شمار مي‌آيند.
سيف‌الله داد متولد 1334 خرمشهر، فارغ‌التحصيل جامعه شناسي از دانشگاه شيراز بود. وي فعاليت هنري را سال 1357 به عنوان سرپرست توليد راديو و تلويزيون مركز شيراز آغاز كرد و از فعاليت‌هاي جنبي او مي‌توان به عضويت شوراي بررسي فيلمنامه و بازبيني فيلم، عضو شوراي فرهنگي بنياد سينمايي فارابي، مسئول واحد تهيه طرح بنياد سينمايي فارابي، مديريت دفتر سينمايي «سينا فيلم» و معاونت اسبق سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اشاره كرد.