"نقد و بررسي چارديواري "
سيروس مقدم در گفت و گو یی درباره تاثير زمان كافي در ساخت آثار روتين و بازخورد سريال بين مخاطبان گفت: طبيعتا وقت كه بيشتر باشد بهتر است، چون هم روي فيلمنامه نظارت بيشتري ميشود و هم ميتوان با بازيگران دلخواه صحبت كرد، ضمن اين كه زمان براي تمرين، دورخواني، ثبت و ضبط لحظهها و از همه مهمتر وقت خوبي وجود دارد تا روي تدوين و موسيقي كار شود و به لحاظ فني اشكالات كمتري به كار وارد ميشود.
**براي اولين بار با فيلمنامه كامل سريال ساختم
كارگردان مجموعههاي پربينندهاي نظير مسافر، روزهاي زندگي، اغماء، روز حسرت، رستگاران، پليس جوان و ... افزود: «چارديواري» اين حسن را داشت كه فيلمنامهاش از يكسال و نيم قبل تر نوشته شده بود و من براي اولين بار با يك فيلمنامه كامل كارم را شروع كردم و دغدغه به آنتن رساندن را نداشتم. شرايط نرمالي در كار وجود داشت. شبكههاي تلويزيوني مثل چند برادر در يك خانواده زندگي ميكنند و هر برادر يك خوبيها و يك بديهايي دارد. حتي اگر ما به لحاظ بازتاب در مخاطب جديتر تماشاچي آن را دنبال كرده، برميگردد به اين كه من وقت بيشتري داشتم و فيلمنامه منسجمي داشتم. شايد برخي از دوستان به علت نداشتن زمان كافي در كار دچار شتابزدگيهايي شده باشند. مسابقه خيلي عادلانه نبود چون ما زودتر كار ساخت را شروع كرديم. ضمن اين كه زمان پخش هم خوب بود و فقط چند شب كمي ديرتر پخش شد كه منجر ميشود تا نظم مخاطب كمي به هم بريزد. سريالي كه خوب باشد، مخاطب را به زمان پخشش آداپته ميكند ضمن اين كه ساعت 22:15 در عيد زمان خوبي بود و تقريبا مردم پس از بازگشت از مهمانيها، پاي سريال مينشستند.
**قصه «چارديواري» زمينه واقعي دارد
وي درباره جايگاه بداههگويي در اين اثر نيز اظهار داشت: قصه زمينه واقعي دارد و در قشري اتفاق افتاده كه مشكل اجاره خانه دارند. در ساخت «چارديواري» فيلمنامه كامل نوشته شده بود و ديالوگ داشتم، پس سعي كردم از بداهه گويي بپرهيزم. همچنين آدمها را از جايگاهي كه قرار گرفتهاند، در جايي كه ذهن خودم هست، قرار ندهم. يعني اگر تقي تاكسي، راننده تاكسي است، از زاويه ديد خودم او را ترسيم نكنم. بخشي از آن در فيلمنامهنويسي و بخش ديگر در تيپسازي بوده است تا به واقعيت راننده تاكسي نزديك شود. تلاش كردم تا در ميزانسنهاي خوب، لوكيشنهاي مناسب و منطبق با اين قشر كار را بسازم كه شهرستانيها نيز با آن ارتباط نزديكي برقرار كردند.
به نظر من دو برداشت درباره بداهه است كه نوع اول آن اين است كه آدمها هرچه اندوخته دارند، بيرون بريزند كه من آن را بلد نيستم. نوع ديگر اين است كه وقتي قالب و تيپ مشخص شد بازيگر در آن قالب توانمنديهاي خود را بروز دهد. آقاي پسياني آذري است و لهجهاش وام گرفته نيست و البته اينها را بداهه اضافه كرد كه روي نقشش نشست.
** خيليها با انتخاب پسياني براي نقش تقي تاكسي مخالف بودند
كارگردان مجموعه طنز «پيامك از ديارباقي» درباره چگونگي انتخاب بازيگران نيز توضيح داد: تيم بازيگري را فيلمنامه كار ديكته ميكند نه روابط شخصي من با هنرپيشهها. «چارديواري» وقتي نوشته شد احساس كردم اتفاق متفاوت و متمايزي از جنس كارهاي كمدي رايج پيش ميآيد. چون با قصهاي كه آدم ها در آن به شدت مشغول زندگي جدي خود بودند، هيچ آدمي سعي نميكرد كه خودش ايجاد خنده كند. همچنين بيننده ميدانست كه حقيقت چيست و بازيگران نميدانستند كه چه مسالهاي در حال رخ دادن است.
وي ادامه داد: در بخش انتخاب بازيگر، سراغ تيم بازيگري رفتم و سعي كردم از كساني استفاده كنم كه مناسب فيلمنامه باشند و متفاوت از كارهاي كليشهاي در حوزه طنز باشند. در بخش مونتاژ و موسيقي نيز اين اتفاق افتاد. انگار كه ما پنجره جديدي باز ميكنيم و بايد همه چيز آن پنجره جديد باشد. به همين خاطر خانم اميرجلالي، نقش آهو خانم را ايفا ميكند. شايد اگر يك ذهن كليشهساز بود، به سرعت، خانم اميرجلالي را در نقش مادر نادر قرار ميداد ولي ما بايد محبوبيت، مديريت و صميميت خانم اميرجلالي را در نقش آهو خانم تجربه كنيم. يا تقي تاكسي. خيليها با انتخاب آقاي پسياني براي اين نقش مخالف بودند. ذهن كليشهساز، يكسري بازيگر را كه در اين سن هستند، پيشنهاد ميداد ولي من فكر ميكردم كه تقي تاكسي تازهتر و شادابتري ميخواهم و به همين دليل، اين كليشه ها را شكستم.
وي تصريح كرد: براي ساير نقشها نيز در واقع همين اتفاق افتاد تا به تركيب اين چنيني رسيديم. مثلا براي نقش نادر و خيري و رفاقت آنها ما واقعا احتياج داشتيم به كساني كه پشت دوربين هم رفاقت داشته باشند. به همين دليل در مونتاژ هم ما به ريتم ايدهآل خود رسيديم و هيچ سكانسي وجود ندارد كه ما از «چارديواري» درآوريم و باقي سكانسها تكان نخورد.
* دو سكانس بداهه را از سريال درآوردم
سيروس مقدم در اين نشست گفت: دو سكانس بود در طول كار كه خود من آنها را درآوردم كه اتفاقا برمبناي بداهه جلو رفته بود و خوب از كار درنيامده بود كه به كليت كار لطمه ميزد. وقتي هم حذف شدند اتفاقي براي كل كار نيفتاد.
كارگردان مجموعه «اغماء» با بيان اين كه به قدري اسكلتبندي كار محكم بود كه من جايي احساس نكردم بايد از بداهه استفاده كنيم، گفت: يكي از سكانسهاي مورد علاقه من، سكانس دعواي صوري نادر و مريم بود كه آهو خانم تنها كسي است كه باور ميكند اين موضوع حقيقت دارد و نشان ميدهد كه خانم اميرجلالي بسيار توانمند است. هر بازيگر حرفهاي خوبي، قابليت ايفاي نقشهاي مختلف را دارد. چرا بايد تفكر در مورد آقاي جعفري اين باشد كه فقط ميتواند كار طنز انجام دهد؟ ما كارهاي ديگري از ايشان ديدهايم كه 180 درجه متفاوت است.
* بازيگر اگر بازيگر باشد، ميآيد و در موقعيت متفاوت قرار ميگيرد
وي همچنين درباره انتخاب بهنوش طباطبايي براي يك سريال طنز نيز توضيح داد: خانم طباطبايي جزء اولين كساني بود كه براي اين نقش انتخاب شد و جزء آخرين افرادي بود كه با ما قرارداد بست. دفعه اولي كه دعوت به كار شد، كار را رد كرد و خودش بر اساس همين چارچوبها، استدلالش اين بود كه چون من تا به حال كار طنز نكردهام، مي ترسم هم خودم خراب شوم و هم كار شما را خراب كنم... اما من اعتقادي به اين حرفها ندارم و فكر ميكنم بازيگر اگر بازيگر باشد، ميآيد و در موقعيت قرار ميگيرد. ما سراغ گزينههاي ديگر رفتيم اما هرچه جلوتر رفتيم، مأيوستر شديم... مريم قصه ما بايد از دو ويژگي برخوردار ميشد كه هم جذابيت بصري داشته باشد و همين كه تفاوت فيزيكي با نادر داشته باشد و اتفاقا مريم و پدرش جديترين آدمهاي قصه ما هستند و اصلا قرار نبود وارد فضاي شوخي قصه ما بشوند. خانم طباطبايي به نظر من گزينه خوبي بود و سرانجام خودش هم آمد و تجربه كرد و به نظر من يكي از بهترين كارهايي كه از ايشان ديدم، همين كار بود.
* ميزانسنهاي «چارديواري» كاملا رئال بود
وي درباره نورپردازي و ميزانسنهاي كار نيز گفت: اصل بر اين بود كه يك قصه كاملا واقعي اتفاق ميافتد و فضاسازي بايد كاملا رئال باشد. ما نه به زاويه دوربينهاي پيچيده احتياج داشتيم و نه كنتراست نور. آدمهاي ما پيچيده نبودند و بناي اوليه اين بود كه بر اساس رئاليسم موجود در فيلمنامه نورپردازي كنيم و تمام بخشهاي قطار از نور طبيعي بود. ميزانسنهاي ما نيز كاملا رئال بود و بخش عمده سكانس ها نيز روي دست گرفته شده بود چون آدم ها هيچ كدام ثبات شخصيت نداشتند اما در قسمت آخر ما به ايستايي ميرسيم، چون قصه به آرامش رسيده است.
وي همچنين درباره نبود شخصيتهاي خير و شر مطلق در كار نيز گفت: اين به هوشمندي فيلمنامهنويس برميگردد. خود من در رستگاران فاصله اساسي بين خوبها و بدها داشتم.
* عظيمينژاد ابتدا فكر ميكرد اشتباهي دعوت شده است
كارگردان سريال «رستگاران» درباره شكل گيري موسيقي سريال «چارديواري» نيز تصريح كرد: روز دوم يا سوم كار، با آقاي عظيمي نژاد تماس گرفتيم و وقتي از قصه خبردار شد، فكر كرد ما اشتباهي او را دعوت كردهايم. نگران بود و ميگفت كه من تا به حال در اين حوزه كار نكردهام. ما با او صحبت كرديم و ايشان گفتند كه چند قسمت را ببينند. چون كار طنز بود، متعلق به عيد بود و تصور فقط بر فضاي مفرح بود.بعد ايشان گفتند كه خوب حالا چكار بايد بكنيم؟ و روي قضيه وقت گذاشتند و به آنچه ديديم رسيدند.
* تعليق گمشدن شناسنامه در پايان سريال لازم بود
وي همچنين درباره نوع پايانبندي سريال نيز گفت: برخي دوست داشتند دوران خوش مريم و نادر را هم ببينند، اما استدلال من اين بود كه بعد از اين همه ناملايمت، بيننده دوست دارد اين دو كاراكتر را حتي شده براي مدت كوتاهي كنار هم ببيند و دوران خوش آنها هم لحاظ شود. ما بايد اين فرصت را ميداديم تا حس مريم هم نسبت به حس نادر متقابل شود، در ورسيون اول اين فرصت بسيار اندك بود و نداشتيم. به نظر ميرسيد مريم روي ترحم و دلسوزي تصميم به ازدواج با نادر گرفته است، ما به اين فرجه هم نياز داشتيم كه بگوييم مريم هم به اين دوست داشتن رسيده است و دوباره باز هم شناسنامه مطرح شد. براي اينكه تعليق ها ادامه پيدا كند، دوباره بحران گم شدن شناسنامه مطرح شد كه فكر ميكنم يك نياز براي مخاطب بود.
* «چارديواري» زودتر از «زن بابا» تمام شد
سيروس مقدم در پاسخ به سوالي مبني بر شباهت جاهايي از سريال «چارديواري» با سريال «زن بابا» توضيح داد: همه ميدانند كه ما كار ساخت را اول مهر شروع و تا آذر تمام كرديم. اگر شباهتي وجود دارد، طبيعي است كه آدمها وقتي درگير كاري هستند، ناخواسته از آن الگوبرداري كنند.
وي همچنين به اين سوال كه آيا تغيير مديران شبكه يك تغييري در ساخت ايجاد كرد؟ گفت: از آنجايي كه همه ما ايمان داشتيم يك كار شرافتمندانه كار مي كنيم، اين ايمان هم داشتيم كه هرنگاه فرهنگي و مديريتي با كار خوب برخورد خوب خواهد كرد. وقتي هم تغييرات انجام شد، نه تنها خللي ايجاد نشد، بلكه با حمايت جدي تري مواجه شديم و حتي در موسيقي و تيتراژ كه مباحث پخش وجود داشت، آقاي فرجي شخصا وارد عمل شد و آن را مرتفع كرد. بودجه سريال نيز به موقع پرداخت شد.
سيروس مقدم درباره علاقه اش به تعليق و استفاده از آن در همه آثارش گفت: فيلمنامه «چارديواري» اين تعليق را در كل كار و اپيزودها داشت و من فقط پيازداغ آن را زياد كرده بودم تا مخاطب پي گير آن باشد. اين تعليق نهفته در درون قصه مرا به وجد ميآورد تا آن را در اجرا بيشتر كنم. درام بدون تعليق مانند سوپي است كه هيچ طعمي ندارد. من در فيلمنامهاي دست ميبرم كه به نظرم برسد داراي اشكال و كاستيهاست اما فيلمنامه «چارديواري» بسيار پخته بود و هرجا هم نقصي بود برميگرداندنم تا آقاي تنابنده و آقاي آقاخاني خودشان آن را رفع كنند.
*جزو اهداف شبكه يك است كه سريالها را ايرانشمولتر كنيم
كارگردان سريال پر پرواز درباره ترويج دروغ گويي «چارديواري» تصريح كرد: بايد دروغي گفته شود كه بگوييم بد است و چنان نتايجي دارد كه فرد را متقاعد ميكند اي كاش از اول راست ميگفتم. اين مبناي «چارديواري» بود. حتي گاهي اوقات آدمهاي قصه ميخواستند راست بگويند ولي شرايط اين اجازه را به آنها نميداد و كسي حرفشان را باور نميكرد.
وي همچنين پيرامون ترس استفاده از لهجه نيز گفت: قوميتهاي مختلفي كه در ايران زندگي ميكنند، آدمهاي فهيمي هستند و درك ميكنند كجا به آنها توهين ميشود و كجا داراي ارزش ميشوند. خود من هم قبول دارم كه در خيلي از موارد استفاده از لهجه براي ايجاد خنده بوده و جزء داستان نبوده و به عاريت گرفته شده، طبيعتا به برخي برميخورد. شايد خود من هم قبلا منتقل كننده آن باشم ولي در «چارديواري» اين گونه نبود.
وي افزود: تقي تاكسي تيپ دوست داشتني و فرد زحمت كشي بود كه چون بازيگرش هم مسلط بود،نقش آن به دل مخاطبان نشست. همچنين جزء اهداف شبكه يك است كه قصه ها را ايرانشمولتر كنيم كه هم در موسيقي و هم در لهجه برخي كاراكترها، خودمان سعي كرديم اين اتفاق رخ دهد.


















