دانلود موزیک
تیتراژ فیلم زیر هشت با صدای دکتر محمد اصفهانی
موزیک خورشید جمکران با صدای رضا قدیمی
تیتراژ فیلم فاصله ها با صدای علی لهراسبی
موزیک دلقک با صدای دکتر محمد اصفهانی
ترانه ای وطن و ای ایران ایران با صدای زنده یاد استاد محمد نوری
تیتراژ فیلم ملکوت با صدای رضا صادقی
تیتراژ در مسیر زاینده رود با صدای احسان خواجه امیری
موزیک کشتی صلح با صدای فرزاد فرزین
یرما
یرما (به کارگردانی رضا گوران و بر اساس نمایشنامهایی از فدریکو گارسیا لورکا)

کار اول رضا گوران بازخوانی جدیدی از یرما، نمایشنامهی مشهور فدریکو گارسیا لورکا، شاعر، نمایشنامهنویس و هنرمند مشهور اسپانیایی است.
یرما قصه زنی در روستایی در اسپانیا است که از داشتن فرزند محروم است و همسرش نیز مخالف داشتن فرزند است. همین قصه ساده و به نوعی تکراری با به در هم تنیده شدن با سرگشتگیهای روحی زن و فضایی ظالمانه و نامیدانه روستا تراژدی تاثیر گذاری را پدید آورده است. داستان یرما از فضای فرهنگی و اجتماعی روستاهای اسپانیا در حدود دهه 1920-1930 سرچشمه میگیرد. در زمانی که زنان کمتر اجازه داشتند از فضای سنتی و بسته اجتماعی رهایی پیدا کرده و به سمت حداقل آزادیهای اجتماعی بروند. در یرما نگاه ابزاری مرد به زن غالب است. این نگاه هم از سوی همسر یرما که او را از داشتن حداقل دلخوشی فرزند محروم کرده و هم از سوی آنیموس (تفکرات یا همان نیمه مردانه یرما) که او را تشویق به خیانت میکند، به وضوح مشاهده میشود. این در حالیست که در وجود یرما جز سادگی و روح زلال چیزی نمی بینم. این سادگی و روح لطیف یرما را در اجرا گوران با نمایش دو نیمه زنانه یرما که همزمان به صورت آئینهایی رفتارهای او را منعکس میکنند به خوبی نمایش داده است. هر چند یرما یک داستان واقعی و رئالیستی به نظر میرسد ولی شخصیتهای این نمایش به صورتهای نمادین و انتتزاعی بوده و گاه فضاهایی فراواقعی را خلق می کنند. این فضاها یادآور فضای سورئال بزرگان وقت اسپانیا دالی و بونوئل میباشد.
یرما قصه سادهایی دارد. به طور خاص پیچیدگی روحی شخصیت اصلی (به طور عام انسان) در مواجهه با اتفاقات است که کمی قصه را پیچیده میکند. همچنین استفاده فراوان از نماد در اجراست که ذهن مخاطب را به چالش میکشد. ولی این چالش و پیچیدگی ذهن موجب درک نکردن و یا خسته شدن مخاطب نشده و نمایش به راحتی با مخاطب ارتباط برقرار می کند.
یرما قصه حسادت، غریزه و هوای نفس، تنهایی و جدا افتادن از جامعه و ازدواج و زندگی زناشویی است. بسیاری نمایش یرما را شامل تقسیمبندی های رایج زنانه و مردانه و سفید و سیاه می کنند که با احترام برای تمامی عزیزان با آن مخالفم. در یرما همه انسانند. همانطور که معصومیت یک زن در یرما به نمایش در میآید، جملات عاشقانه همسر یرما به خصوص در زمان مستی نیز بسیار دلنشین است و مخاطب را با خود همراه میکند. اگر یرما زنی معصوم است در آن سوی میبینیم که خود زنان و همجنسان یرما هستند که با درست کردن حرف های نامربوط برای یرما او را به انزوای کامل میبرند. اگر آنیموس نیمه مردانه یرما او را تحریک به خیانت می کند در برابرش ویکتور به عنوان نماد عشق و پاکی حضور دارد. یرما زنی زیاده خواه نیست. زنی تنها و سرگشته است که بین خیانت و جنایت، جنایت را انتخاب میکند.
اجرای یرما اجرای قدرتمندی است. گوران به زیبایی دیالگهای شاعرانه یرما را نوشته و در ایجاد فضای شاعرانه اثر بسیار خوب عمل کرده بود. سهیلا گلستانی در نقش یرما به شدت من را تحت تاثیر قرار داد. کل صحنه و لباس بازیگران سفید است. تنها گوجه فرنگی قرمز در نمایش حضور دارد. حضور اغراق آمیز گوجههای قرمز به عنوان نماد شهوت و ظلم در نمایش هوشمندانه است. (دقت کنید به بخش پایانی گفتگوی یرما با همسرش که یرما در حال پاک کردن گوجه فرنگی تمام لباس خود قرمز کرده و مشخص میکند شهوت در وجودش چه موجی میزند و در برابر همسرش با شراب قرمز چه ظالمانه یرما را دوست دارد!) . ایده استفاده از تخت ایستاده در مواقع خواب دیدن و پایان نمایش که یادآور فضای تصلیب است جالب بود. به نظر من ضعف اصلی یرما در کهنگی موضوع است. موضوعی که دیگر از مشکلات ساختاری جامعه ایران نیست. حضور نام هدیه تهرانی به عنوان طراح صحنه مخاطب را متوجه طراحی صحنه میکند. به شخصه از سادگی طراحی خوشم آمد ولی نداشتن نمادهایی که ما را به زمانه یرما ببرد تا حس همذات پنداری بیشتری با آن کنیم از ضعف های آن بود.
توضیح:فدریکو گارسیا لورکا از مشهورترین شاعران اسپانیا است که غالب آثارش در ایران ترجمه شده است. در میان نمایشنامههای معروفش "عروسی خون" را خواندهام که فضای نزدیک به یرما دارد. بعد از دیدن یرما به دنبال خواندن اصل نمایشنامه رفتم و متوجه شدم نمایشنامه اصلی شخصیت های بیشتری داشته و گوران در بازخوانی آن این شخصیت ها را حذف کرده است. همچنین با دیدن یرما به یاد کتابهای نویسنده مشهور (و برای من محبوب) اسپانیایی بنیتو پرث گالدوس و بهخصوص کتاب پارساترین بانوی شهر این نویسنده افتادم و یرما را به آثار پرث گالدوس نزدیک دیدم.
نقد و بررسی فیلم سینمایی دعوت
آیا به راستی همه برای دیدن جدیدترین فیلم حاتمی کیا دعوت شدند!
به نقل از ctt ـبلاخره فیلم جدید حاتمی کیا رسید!این خبری بود که حدود یک ماه
پیش تو بین اهالی سینما پیچید،خبری که شاید خیلی ها منتظر شنیدنش بودند،
چه کسانی که کاراهای حاتمی کیا رودیده بودند و چه کسانی که
علاقه ای به دیدن فیلمهای حاتمی کیا نداشتن،
ولی انقدر به طریقهای مختلف روی این فیلم مانور داده شد تا نگاها رو به سوی
خودش جلب کنه،شاید میتوان تماشاگران این فیلم رو به چند دسته تقسیم کرد:
۱-کسانی که همیشه دنباله رو کارهای حاتمی کیا هستن
۲-کسانی که برای دیدن اولین کار متفاوت حاتمی کیا به سینما کشیده شدن
۳-حضور بازیگران نامدار سینمای ایران
۴-تبلیغاتی که از ماها قبل نسبت به این فیلم شده بود
۵-وهمچنین تبلیغ تلویزیونی منحصر به فرد فیلم دعوت
شاید این چند مورد بخشی از دلایل اصلی حضور تماشگران در سینماها بود،
البته ناگفته نماند که کسی منکر ارزشهای بالای کارهای آقای حاتمی کیا نیست
و همواره او را به عنوان یکی از بهترین کارگردانهای سینمای ایران مشناسیم.
حاتمی کیا در جدیدترین واکنشش پس از اکران فیلم نسبت به منتقدینش جواب
محکمی میدهد،براي من ديكتاتوري هاي مهربان نباشيد
این سخن حاتمی کیا به مزاج خیلی ها خوش نیامد،
لطفا برای خواندن ادامه نقد فیلم دعوت اینجا را کلیک کنید
نقد و بررسی فیلم کنعان
آیا کنعان ارزشش را داشت؟

كارگردان: مانی حقیقی
نظر ctt:
در فیلم " کنعان " یک بحث داغ وجود دارد ، و آن بحث علت و معلول است. یعنی ما باید
در فیلمنامه علت و معلولی داشته باشیم که آنها را به هم پیوند دهیم.
در خود داستان فیلم ، علت جدایی " مرتضی" از " مینا " اصلا پرداخت نمی شود.
یک بحث دیگر در این فیلم ، پس و پیش بودن است. من نمی توانم قبول کنم که
سانتیمانتالیسم در یک فیلم مثل کنعان مطرح شود ، و همه چیز خیلی زیبا و اغراق شده
مطرح شود و آنوقت مینا را نشان دهیم که مانتویش پاره شده و در همه اوقات با همان
مانتو زندگی می کند. با همان مانتو می خوابد ، به شمال می رود ،تکه ای از همین مانتو
را دخیل می بندد و ....
در این فیلم به بعضی از نکات عمقی نگاه شده بود و بیننده باید با دیدن فیلم پی به
منظور فیلمنامه می برد که این نکته از خلاقیتهای کار بود.
مثلا گرفتن چاه خانه مرتضی و مینا و در آوردن آن لباس کثیف از چاه بدین منظور بود
که زندگی مرتضی و مینا دارد به کثافت کشیده می شود. و در صحنه ای دیگر
کارگردان با نشان دادن همان لباس که از چاه درآمده بود ، با این تفاوت که در این صحنه
این لباس شسته شده و روی بند پهن شده ، قصد دارد نشان دهد که زندگی آن دو
رو به درست شدن است ، که نتیجه اش را در آخر فیلم دیدیم.
ضمنا بیننده پس از دیدن این فیلم به یک سری سوالات بر می خورد که هیچ گاه جوابی
برای این سوالات پیدا نمی کند. مثلا:
۱- علت ایستادن آسانسور در طبقه ای که مشغول تعمیر است چیست؟
که این اتفاق تقریبا برای همه کاراکترها اتفاق افتاد.
۲- این پاسخ مینا در مقابل سوال خواهرش که چرا باردار شدی چه بود؟
دلم براش سوخت!
۳- خواهر مینا چرا ابتدا با دیدن خانه علی پا به فرار گذاشت ، ولی در انتهای فیلم
همین خانه را از علی اجاره کرد؟
۴- منظور کارگردان از تاریک کردن بعضی از صحنه ها چه بود ؟
شاید این صحنه ها قابل نشان دادن نبود !!!!
۵- آیا مینا واقعا قصد ادامه تحصیل در خارج از کشور را داشت ، یا فقط بهانه ای بود تا
از مرتضی طلاق بگیرد و با علی ازدواج کند؟ چون پس از نا امید شدن از علی ، هم به
زندگی مرتضی برگشت و هم از ادامه تحصیل صرف نظر کرد.
۶- چه لزومی داشت که خواهر مینا به خانه دوستش برود و بفهمد که بیست سال است
مرده است؟ آیا این تکه از فیلم فقط به خاطر وقت پر کردن نبود؟
۷- چمدانهای خواهر مینا به چه علت توقیف شده بودند؟
8- آیا زدن ماشین مرتضی به آن گاو ، و پیدا کردن درخت و دخیل بستن توسط مینا
و سپس آشتی مینا با مرتضی جزو تقدیر و قسمت آنها بود؟
و ....
نکته جالبی که در چند فیلمی که هم اکنون در حال اکران است این است که جدیدا
چه قدر به موضوع بارداری توجه شده است.
ما نیز از علت این موضوع بی خبریم.
حال از شما می پرسیم :
نظر شما راجع به فیلم کنعان ساخته مانی حقیقی چگونه است؟
آیا شما هم جزو آن دسته از افرادی هستید که پس از دیدن فیلم به تمسخر گفتید که
یک بار دیگه هم بیایم ببینیم ؟ یا اینکه واقعا دوست دارید باز هم مقابل پرده سفید
سینما نشسته و برای بار دوم نیز فیلم کنعان را ببینید؟
امیدواریم شما هم در نقد این فیلم شرکت کنید.
با تشکر

استاد عزت الله انتظامی
نام: عزت الله انتظامی
تاریخ تولد: ۱۳۰۴
استاد انتظامی بازیگری را از تئاتر آغاز کرد.
نمایش تئاتر گاو نوشته غلامحسین ساعدی با بازی او و علی نصیریان و دیگر هنرمندان تازه کار اما بااستعداد آن زمان , داریوش مهرجویی را وادار کرد تا از روی نمایشنامه گاو و با همان اکیپ گروه بازیگری، فیلم گاو را بسازد. فیلم گاو ساخته شد و بازی عزت الله انتظامی یکی از بهترین نقش آفرینی های تاریخ سینمای ایران گردید.
انتظامی پس از انقلاب و بخصوص در دهه شصت در انواع و اقسام نقش ها به بهترین نحو ممکن ظاهر شد. بازی او در فیلمهای حاجی واشنگتن، اجاره نشینها، گراند سینما، هامون، بانو، خانه خلوت، ناصرالدین شاه اکتور سینما، روز فرشته، روسری آبی و خانه ای روی آب اوج هنرنمایی او در کارنامه سینمایی اش است.
عزت الله انتظامی در جشنواره بیست و یکم فیلم فجر با فیلم دیوانه ای از قفس پرید (احمدرضا معتمدی) حضور داشت.
او در گاوخونی دومین همکاری اش با بهروز افخمی را تجربه کرد و جایی برای زندگی چهارمین تجربه اش با محمدرضا بزرگ نیا بود.
او برای اولین بار با مسعود کیمیایی یکی از کارگردانان صاحب سبک سینمای ایران و در سن ۷۹ سالگی در فیلم « حکم » همکاری کرد. شاید نقش « رضا » در فیلم( حکم) یک دن کورلئونه باشد. فیلمی که شاید حال و هوای پدرخوانده را برایمان زنده کند.
گاو (داریوش مهرجویی، ۱۳۴۸)
آقای هالو (داریوش مهرجویی، ۱۳۴۹)
بیتا (هژیر داریوش، ۱۳۵۱)
صادق کرده (ناصر تقوایی، ۱۳۵۱)
پستچی (داریوش مهرجویی، ۱۳۵۱)
ملکوت (پرویز کیمیاوی، ۱۳۵۵)
شیر خفته (۱۳۵۵)
دایره مینا (داریوش مهرجویی، ۱۳۵۷)
مدرسه ای که می رفتیم (داریوش مهرجویی، ۱۳۵۹)
حاجی واشنگتن (علی حاتمی، ۱۳۶۰)
کمال الملک (علی حاتمی، ۱۳۶۲)
خانه عنکبوت (علیرضا داودنژاد، ۱۳۶۲)
اجاره نشینها (داریوش مهرجویی، ۱۳۶۵)
شیر سنگی (مسعود جعفری جوزانی، ۱۳۶۵)
شیرک (داریوش مهرجویی، ۱۳۶۶)
گراند سینما (حسن هدایت، ۱۳۶۷)
کشتی آنجلیکا (محمدرضا بزرگ نیا، ۱۳۶۷)
در مسیر تندباد (مسعود جعفری جوزانی، ۱۳۶۷)
هامون (داریوش مهرجویی، ۱۳۶۸)
بانو (داریوش مهرجویی، ۱۳۷۰)
خانه خلوت (داریوش مهرجویی، ۱۳۷۰)
ناصرالدین شاه اکتور سینما (محسن مخملباف، ۱۳۷۰)
روز فرشته (بهروز افخمی، ۱۳۷۲)
جنگ نفت کشها (محمدرضا بزرگ نیا، ۱۳۷۲)
روسری آبی (رخشان بنی اعتماد، ۱۳۷۳)
روز واقعه (شهرام اسدی، ۱۳۷۳)
باد و شقایق (سیدضیاءالدین دری، ۱۳۷۷)
کمیته مجازات (علی حاتمی، ۱۳۷۷)
محاکمه (مجموعه، حسن هدایت، ۱۳۷۸)
میکس (داریوش مهرجویی، ۱۳۷۸)
طهران روزگار نو (علی حاتمی، ۱۳۷۸)
سایه روشن (حسن هدایت، ۱۳۸۰)
خانه ای روی آب (بهمن فرمان آرا، ۱۳۸۰)
دیوانه ای از قفس پرید (احمدرضا معتمدی، ۱۳۸۱)
گاوخونی (بهروز افخمی، ۱۳۸۱)
جایی برای زندگی (محمدرضا بزرگ نیا، ۱۳۸۲)
حکم (مسعود کیمیایی، ۱۳۸۳)
ستاره ها (فریدون جیرانی، ۱۳۸۴)
مینای شهر خاموش (مانی حقیقی ، 1385)
ctt
از تئاتر چه خبر؟
12 کارگردان برای اجرا در مجموعه تئاترشهر آماده میشوند
|
به گزارش دریافتی سایت ایران تئاتر از روابط عمومی مجموعه تئاترشهر، تاکنون اجرای نمایش "منهای دو" به کارگردانی داود رشیدی در نوبت اجرای تالار اصلی قرار گرفته است.
"یادگار زریران" به کارگردانی قطبالدین صادقی، "بیداری خانه نسوان" به کارگردانی حسین کیانی و "سیر طولانی روز در دل شب" به کارگردانی اکبر زنجانپور هم عنوان نمایشهایی هستند که در نوبت قطعی اجراهای تالار چهارسو قرار گرفتهاند.
در تالار قشقایی هم بعد از پایان اجرای نمایش "در جمعیت گم شد" به کارگردانی جلال تجنگی و سعید هاشمپور، نمایشهای "فصل خون" به کارگردانی ایوب آقاخانی، "قانون نانوشته" به کارگردانی سپیده نظریپور و "25 هزار بار براي اينکه بدانم دوستم نداري" به کارگردانی چیستا یثربی در نوبت قطعی اجرای این تالار قرار گرفتهاند.
نمایشهای "هتل پلازا" به کارگردانی کورش نریمانی، "یرما" به کارگردانی رضا گوران و "خواستگاری" به کارگردانی اسماعیل شفیعی عنوان نمایشهایی هستند که در نوبت اجرای تالار سایه قرار گرفتهاند.
نمایشهای "هدیه مرموز" به کارگردانی یاسر خاسب و "1417" به کارگردانی سعید عبادی آثاری هستند که در کارگاه نمایش اجرا میشوند.
لازم به ذکر است بعد از پایان اجرای نمایش "بیژن و منیژه" به کارگردانی محمود عزیزی، نمایش "نقاشی در جنگل" به کارگردانی "میروسلاوبلکا" از کشور صربستان در تالار اصلی روی صحنه میرود.




.jpg)


