درباره مجموعه «رستگاران»؛

                        مثل آثار قبلی کارگردان... مثل آثار قبلی کارگردان...

سيد رضا صائمي: فراتر از هرگونه انتقاد يا امتيازي كه مي‌توان به كارهاي سيروس مقدم نسبت داد، بايد پذيرفت كه او توانايي زيادي در جذب مخاطبان تلويزيوني دارد و اغلب آثار او با استقبال خوبي از سوي تماشاگران مواجه مي‌شود. سريال «نرگس» يكي از مهم‌ترين عوامل خلوتي خيابان‌ها در شب‌هاي تهران بود و سريال‌هاي بعدي او مثل «اغما» و «روز حسرت» نيز در جذب مخاطب، رتبه بالايي را به خود اختصاص داد.
او با روان‌شناسي مخاطب ايراني بخوبي آشناست و مي‌كوشد از اين آگاهي در شخصيت‌پردازي و فضاسازي‌هاي داستان خود بدرستي استفاده ‌كند و به اصطلاح رگ خواب مخاطبان را در دست دارد. «رستگاران» ششمين سريالي است كه مقدم براي تلويزيون ساخته است و باز هم مثل گذشته، مخاطبان زيادي را نسبت به سريال‌هاي در حال پخش به خود اختصاص داده است. شايد بتوان عامل موفقيت او را در دو علت عمده رديابي كرد كه يكي به فرم و ساختار روايي و شيوه قصه‌گويي او بر مي‌گردد و ديگري به مضامين و قصه‌هايي كه اغلب به ژانر خانوادگي، مسائل و چالش‌هاي آن در جامعه معاصر مرتبط مي‌شود. اگر در اغما، او با به كاربردن خلاقيت‌هاي تازه در نورپردازي كه نسبت معني‌داري با محتواي قصه هم داشت، اين كار را انجام داد در رستگاران با نوع تصويربرداري، قاب‌بندي و تنوع در زاويه‌بندي دوربين اين كار را پي گرفت كه هم باعث مهيج شدن و عمق بخشيدن به حس تعليق قصه مي‌شود و هم قرار است با نماهاي كلوزآپ و بسته از شخصيت‌ها و حتي موقعيت‌ها و اشياي پيراموني آنها همين روند را پي بگيرد. ضمن اين‌كه به اين فرم‌ها بايد موسيقي متن و ترانه تيتراژي را هم اضافه كرد كه در آثار سيروس مقدم حضور پر رنگي دارد. اما بيش از اينها در صورت‌بندي داستان، كارگردان به حس تعليق در سريال‌هاي خود توجه زيادي دارد و در پايان هر قسمت داستان در اوج تعليق و رمزگذاري به پايان مي‌رسد تا انگيزه مخاطب براي رمزگشايي و پيگيري قصه بيشتر شود ضمن اين‌كه هيجان داستان نيز از اين طريق بيشتر مي‌شود. اين تمهيد شايد در رستگاران بيش از مجموعه‌هاي قبلي باشد.

در اين سريال با يك داستان چند لايه مواجهيم كه قصه‌هاي مختلفي را در هم تنيده و به موازات هم تعريف مي‌كند و در نهايت همه اين پازل‌ها را در يك معناي مشترك به هم پيوند مي‌دهد. در رستگاران دست‌كم 3‌قصه و موقعيت داستاني به موازات و در ارتباط با هم تعريف مي‌شود اول و مهم‌ترين آن قصه خجسته، قهرمان اصلي داستان است. دوم شايسته، ضد قهرمان سريال كه موقعيت دراماتيكي او مستقل از نسبتش با داستان خجسته نيز قابل تميز است و سوم، داستان پونه و خانواده‌اش است كه البته بي‌ربط با خط اصلي داستان نيست. اين شيوه روايت، اگرچه از يك سو باعث تعليق بيشتر قصه و موقعيت‌سازي‌هاي متعدد دراماتيكي مي‌شود اما از سوي ديگر زوائد داستاني زيادي را شكل مي‌دهد كه در بسياري از مواقع هيچ نوع ضرورت نمايشي با ساختار كلي قصه ندارد و همچنين موجب نوعي سردرگمي ‌در مخاطب و پراكندگي داستان مي‌شود كه در نهايت انسجام ساختاري و روايي آن را از بين مي‌برد و حتي باعث كش آمدن قصه مي‌شود كه حوصله بيننده را سر مي‌برد. رستگاران همچون بيشتر آثار مقدم پر از مفاهيم و انگاره‌هاي اخلاقي است كه موجب مناسبتي شدن اثر مي‌شود. براي همين است كه شباهت ساختاري زيادي بين اين مجموعه و سريال‌هاي مناسبتي كارگردان مي‌توان ديد كه ما را به اين نتيجه مي‌رساند كه سيروس مقدم در طرح مضامين سريال‌هاي خود فراتر از تفاوت داستاني و دراماتيك به دوعنصراخلاقو خانواده نيز توجه ويژه‌اي دارد و موقعيت قصه خود را در فضاي اين دو مفهوم ترسيم و تعريف مي‌كند. نماد بارز اين صورت‌بندي را مي‌توان در ديالوگ‌پردازي رستگاران جستجو كرد كه تا مرز اندرزگويي و ارشاد مخاطب پيش مي‌رود و البته اين روند به ضعف عمده اين سريال بدل مي‌شود. جايي كه خجسته قهرمان داستان قرار است به عنوان الگوي اخلاقي يك زن مسلمان ايراني، ديگران را تحت تاثير كلمات قصارگونه خود قرار دهد و تصويري ايده‌آليستي از يك زن قهرمان ترسيم كند. درست است كه او نمادي از يك زن مقاوم و وفادار به زندگي‌اش است، اما اغراق‌و افراط در ترسيم او گاهي به ضد خويش بدل مي‌شود و نوعي دافعه براي مخاطب ايجاد مي‌كند. در حالي كه شخصيت‌هاي منفي و ضد قهرمان اثر مثل شايسته و پونه، جاذبه بيشتري براي مخاطب دارند. البته شخصيت‌پردازي در كارهاي سيروس مقدم از مهمترين علت جذابيت آثار اوست كه خاطرات سريال را به واسطه همين شخصيت‌ها در ذهن مخاطب تداعي مي‌كند. هنوز هم با نام نرگس، مخاطب ياد شوكت و نسرين مي‌افتد يا نام الياس بيش از خود داستان در ذهن ما حك شده است. در رستگاران نيز اسامي ‌خجسته، شايسته و پونه در خاطره مخاطبان مي‌ماند تا شخصيت‌پردازي به عنوان يكي از امتيازات سيروس مقدم در سريال‌سازي شناخته شود. البته ميان شخصيت‌هاي مختلف او در سريال‌هاي تلويزيوني شباهت‌هاي زيادي وجود دارد، مثلا خجسته رستگاران هم سنخ با شخصيت افسانه بايگان در روز حسرت است يا عاطفه نوري در نقش پونه همان شخصيت يا دستكم جنس بازياي را دارد كه در كاراكتر نسرين تجربه كرده بود. به طور كلي نوعي قطب‌بندي سياه و سفيد در شخصيت‌پردازي‌هاي سيروس مقدم به چشم مي‌خورد كه در قياس با داستان‌پردازي و ساختار روايي آن، ضعف بزرگي به شمار مي‌آيد. ملودرام بودن داستان‌هاي او اگرچه با ذائقه مخاطبان ايراني همسوست، اما اين مساله در شخصيت‌پردازي‌هاي وي موجب نوعي اغراق مي‌شود كه در جاهايي سوي رئاليستي اثر را مخدوش مي‌كند.
رستگاران همچون آثار قبلي كارگردان فرآيندي اخلاقي را طي ميكند كه دراين مسير شخصيت‌هاي داستان از ظلمت و تاريكي به روشنايي و رستگاري مي‌رسند

رستگاران همچون آثار قبلي كارگردان، فرآيندي اخلاقي را طي مي‌كند كه در سير اين فرآيند شخصيت‌هاي داستان متحول مي‌شوند و از ظلمت و تاريكي به روشنايي و رستگاري حركت مي‌كنند. اين ساختار درام خود را براساس اين تضاد و دوگانگي قرار مي‌دهد كه در كشمكش دراماتيك و مهيجي اين خط سير را طي مي‌كنند و در پايان داستان، با ارائه تصوير عادلانه و اخلاقي از موقعيت هر يك از آنان، كيفيت سرنوشت هر كدام رقم مي‌خورد. همان‌طور كه از آيه قرآني ابتداي سريال بر مي‌آيد مقدم قصد داشته 2 رذيلت اخلاقي يعني حرص و طمع را كه در جامعه امروز به دلايل اجتماعي و فرهنگي بسط عمومي ‌يافته است، به تصوير بكشد و در رهگذر تعريف اين قصه به آسيب شناسي اخلاقي و اجتماعي انسان معاصر در جامعه كنوني بپردازد. ردپاي اين رويكرد را در آثار قبلي مقدم نيز مي‌توان دنبال كرد. به طور كلي مفاهيم و ارزش‌هاي اخلاقي متصور شده در رستگاران و ديگر آثار مقدم در پارادوكس دنيا طلبي و آخرت‌گرايي ترسيم مي‌شود كه در تضاد آن انواع رذيلت‌ها و فضيلت‌هاي اخلاقي و انساني در مقابل هم صف آرايي مي‌كنند و در يك پروسه پر كشمكش وپرفراز و نشيب‌ به يك فينال اخلاقي مي‌رسند كه هر كس در جاي حق خود مي‌نشيند.

ويژگي ديگر رستگاران كه در مجموعه‌هاي قبلي مقدم وجود نداشته است، حضور متفاوت پليس در اين مجموعه و جناييشدن داستان در عين خانوادگي بودن آن است، اگرچه مقدم سريال «پليس جوان» را در كارنامه خود دارد، اما آن سريال به شكل ويژه‌اي به اين موضوع پرداخته و در واقع يك ژانر پليسي بوده است. تصويري كه از پليس در رستگاران ارائه مي‌شود، تصويري جذاب‌تر و باورپذيرتر از پليس در بسياري از فيلم‌ها و سريال‌هاي ايراني است كه هم بازيگر آن آرش مجيدي بخوبي از پس نقش برآمده و جاذبه‌هاي خوبي به نقش داده است و هم موقعيت پليس در آن منطقي‌تر به نظر مي‌رسد. در واقع از ظرفيت دراماتيكي آن بدرستي استفاده شده و به دليل آميختگي با تعليق حادثه در موقعيت اصلي قصه، همپوشاني خوبي با آن يافته است. به عبارتي ديگر حضور پليس در موقعيت‌هاي داستاني اثر، اضافه و زائد به نظر نمي‌رسد. در حقيقت مقدم از اين عنصر بخوبي در بستر دراماتيكي اثرش استفاده مي‌كند و موقعيت رفت و برگشتي پرتعليقي را ميان موقعيت پليسي و درام عاطفي و خانوادگي قصه شكل مي‌دهد كه به مهيج شدن آن كمك زيادي مي‌كند. به عبارت ديگر، كارگردان با آميختن ژانر پليسي و خانوادگي، قصد داشته درامي‌ مهيج و پر تعليقي را شكل دهد كه هيجان و احساس مخاطب را برانگيزد. سبك تصويربرداري و قاب‌بندي‌هاي سريال نيز مبتني بر همين منطق صورت گرفته است.

يكي از ويژگي‌هاي آثار مقدم ضرباهنگ تند آثار اوست كه هيجان و شتاب خوبي به آن مي‌دهد كه يكي از دلايل مخاطب‌پذيري آثار او در همين ويژگي نهفته است اما در رستگاران اين ضرباهنگ، اگرچه همچنان در فرم و سويه تكنيكي اثر وجود دارد اما در محتواي داستان و فرايند دراماتيكي آن بتدريج و با پيش رفتن سريال بيشتر مي‌شود كه همين مساله موجب شده جذابيت اوليه آن كمرنگ‌تر شود و چه بسا بتدريج از تعداد مخاطبان آن نيز كاسته شود. به نظر نگارنده، سيروس مقدم با حذف حواشي احساسي داستان، پرهيز از قهرمان‌سازي و دوري از اخلاق‌گرايي فرماليته، مي‌تواند نام خود را به عنوان موفق‌ترين كارگردان تلويزيوني ثبت كند.

تشکر و قدر دانی از زحمات یک دوست

 

سلام به همه هنر دوستان عزیز

 

امروز اومدم از طرف خودم ( علیرضا ابراهیم ) و دوستم ( علی قلی زاده) از زحمات

دوست خوبمون وحید ستاری یک تشکر ویژه بکنیم.

الان حدود ۱ ماه و نیمه که من و علی درگیر هستیم و فرصت پیدا نکردیم مطلب آپ کنیم

و تمام زحمات افتاده بود روی دوش وحید جان.

 

 وحید جان کارت عالی بود ، واقعا خسته نباشید ، ممنون از زحماتت

 

!اصغر فرهادی ، حواست رو جمع کن

محمودي: توقع مخاطب از «اصغر فرهادي» بالا رفته است
«مصطفي محمودي» منتقد و سخنگوي اسبق انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران
در گفت‌و گو با خبرنگار سينمايي فارس در مورد فيلم «درباره الي...» ساخته اصغر فرهادي، گفت: به نظر من «درباره الي...» در يك جمله يك استثناء در سينماي ايران و شاه بيت
كارنامه «اصغر فرهادي» است.
 
فيلم درست كارشده و از عنصر غافلگيري كه در تمام آثار «اصغر فرهادي» در
داستان‌هايش به چشم مي‌خورد، استفاده شده است. عنصري كه در «شهر‌زيبا»،
 يا «چهارشنبه‌سوري» يا حتي «دايره‌زنگي»، به عنوان مؤلفه‌هاي آشناي فيلم‌هاي
«اصغر فرهادي»مطرح است. به طور مثال در «چهارشنبه‌‌سوري» تمام روابط آدم‌ها
در يك ماشين رخ مي‌دهد و رمزگشايي مي‌شود و در نهايت هم حل و فصل مي‌شود
و اين نكته در فيلم «درباره الي...» هم وجود دارد.

محمودي تصريح كرد: نكته بعدي استفاده از لوكيشن محدود است و ساختاري كه نود 
دقيقه مخاطب را با خود همراه مي‌كند و براي مخاطب ايجاد خستگي نمي‌كند.
«اصغر فرهادي» نشان داده از معدود كارگرداناني است كه مي‌تواند اين كار را به
نحو احسن انجام دهد.

«درباره الي...» فيلمي ساده اما عافلگيركننده است و تماشاگر را معلق نگه مي‌دارد
كه آيا «الي» غرق شده يا براي نجات «آرش» رفته... فيلم يك جمله كليدي دارد كه
طي آن «احمد» به «الي» مي‌گويد: «يك پايان تلخ بهتر از تلخي بي‌پايان است» و در
ادامه داستان از طريق «سپيده» اطلاعاتي بيشتري دريافت مي‌كنيم اما باز ما بر سر
دوراهي قرار داريم و به هر حال اين پايان و مؤلفه‌هاي روايي «اصغر فرهادي» هر گونه قضاوت را بر عهده تماشاگران مي‌گذارد.

در طول فيلم كدهايي مختلفي دريافت مي‌كنيم كه اگر آنها را پازل‌وار كنار هم بگذاريم، مي‌توانيم به قضاوت برسيم.

«محمودي» گفت: شخصيت‌پردازي‌هاي داستان خيلي عالي است. شخصيت‌ها خيلي سرراستند. درست استفاده شده‌اند، در چارچوب خود قصه رعايت شده‌اند و اطلاعات
اضافي از شخصيت‌ها نداريم كه به طور مثال؛ «امير»(ماني حقيقي) شغلش چيست
و يا بقيه... اما روابط‌شان خيلي هوشمندانه و با ظرافت شكل گرفته و پردازش كار عالي است. در طول تماشاي فيلم، ما خود را جزئي از اين گروه حس مي‌كنيم. با اعضا
احساس نزديكي مي‌كنيم و فيلم به ما توضيحات اضافي نمي‌دهد، چرا كه لزومي ندارد.
 
وي در مورد بازي‌ها و مسائل فني «درباره الي...»، افزود: در مجموع فيلم از بازي‌هاي
روان و قابل تحسيني برخوردار است و شخصيت‌ها خوب و دقيق هستند. مثلا از اين
بازي‌هاي خوب مي‌توان به بازي و شخصيت «ماني‌حقيقي» اشاره كرد كه بسيار عالي، صميمي و زيبا كار شده و بازيگران ديگر مثل «احمد مهرانفر» يا «گلشيفته فراهاني»
و... در كنار آن‌ها، بچه‌هاي خردسال فيلم راحت‌اند و بازي‌هاي‌شان خيلي چشمگير است.
 
وي با برشمردن نقاط قوت فني فيلم ادامه داد: فيلم به غير از تيتراژ پاياني، موسيقي
متن ندارد، اما موسيقي در ري‌اكشن شخصيت‌ها و فضاسازي كار مشاهده مي‌شود
و «اصغر فرهادي» گرچه يكي از عناصر تأثيرگذار را از فيلمش حذف كرده اما در مجموع،
 به فيلم لطمه وارد نمي‌شود.

فيلمبرداري «حسين جعفريان» در «درباره الي...» قابل تحسين است.
بعد از فصل جست‌وجو و ترس از غرق شدن «آرش» ما مشاهده مي‌كنيم كه حركت
دوربين فيلم روي دست مي‌شود و ساختار روايي «درباره الي...» به مستند نزديك
مي‌شود.
 اينجاست كه زيبايي‌شناسي فوق‌العاده‌اي رخ مي‌دهد كه تماشاگر را با خود درگير مي‌كند
 به‌طوري كه حالا، تماشاگر خودش وارد داستان مي‌شود. در لحظاتي شاد مي‌شود، بعد متنفر مي‌شود و لحظاتي هم حسرت مي‌خورد.

«درباره الي...» يكي از استثنائات سينماي ايران است كه اوج كار هنري
«اصغر فرهادي» را نشان مي‌دهد و از جهتي هم، زنگ خطري است براي او، چرا كه
سطح توقع مخاطبان را بالا و بالاتر برده و ساخته بعدي‌اش بايد يك سرو گردن از فيلم‌هاي ديگر بالاتر باشد كه اگر اين اتفاق رخ دهد، موقعيتي استثنايي براي
سينماي ايران محسوب مي‌شود.

 در آخر خيلي خوشحالم كه اين فيلم بعد از كارشكني‌ها به دستور رئيس جمهور محترم
اكران شد و اكران موفقي هم داشت تا مردم از تماشاي اين اثر خوب سينماي ايران
محروم نمانند.

"اصلاح الگوی مصرف "

                        همه چیز درباره مجموعه تازه «مهران مدیری»

مجموعه طنز اصلاح الگوی مصرف کلید می‌خورد. مهران مدیری با مجموعه طنز تازه‌ای به تلویزیون بازمی‌گردد تا در فصل پاییز، نبض کمدی در دستان این بازیگر و کارگردان شناخته شده باشد. مخاطبان تلویزیون نوروز را با دیدن «مرد دو هزار چهره» به کارگردانی مدیری پشت سر گذاشتند و این کارگردان این روزها گروه خود را کنار هم جمع کرده است تا کار دیگری را مقابل دوربین ببرد، مجموعه‌ای که قرار است پخش آن از ابتدای فصل پاییز آغاز شود و تا شروع زمستان ادامه داشته باشد.

دو همکار قدیمی در کنار مدیری


مجموعه جدید مدیری که هنوز اسمی برای آن انتخاب نشده است، با رویکرد سال اصلاح الگوی مصرف تولید خواهد شد و از همین رو تصور می‌شود ارتباطی با مجموعه کارهایی که در دهکده ذهنی برره اتفاق می‌افتاد، نداشته باشد. اما ترکیب عواملی که برای این مجموعه انتخاب شده‌اند، از جمله گروه نویسندگان و بازیگران نشان می‌دهد که همچنان مدیری علاقمند است با گروهی که در این سالها با آنان همکاری داشته است، همراه باشد.

پیمان قاسم‌خانی به عنوان سرپرست نویسندگان کارهای مدیری از زمان تولید مجموعه «مرد دو هزار چهره» از گروه جدا شد و کار را به سه نویسنده‌ای که پیش از آن مقطع با او همکاری می‌کردند واگذار کرد. امیرمهدی ژوله، مهراب قاسم‌خانی و خشایار الوند فیلمنامه «مرد دو هزار چهره» را نوشتند، البته مهراب قاسم‌خانی نویسنده یک قسمت از این مجموعه 13 قسمتی بود.

پس از آن مجموعه شنیده شد که مهراب قاسم‌خانی با برخی از عوامل گروه دچار چالش شده و در کار جدید نیز نام او در میان نویسندگان قرار ندارد. فیلمنامه مجموعه جدید مدیری را امیرمهدی ژوله و خشایار الوند می‌نویسند. گروه نویسندگان کار خود را آغاز کرده‌اند تا با نگارش داستان‌ها کار هرچه زودتر وارد مرحله تولید شود.

چهره‌های تازه در کنار مدیری


مدیری بخشی از بازیگران مجموعه تازه خود را هم انتخاب کرده است. تعدادی از این بازیگران در کارهای قبلی نیز با مدیری همراه بودند و برخی برای نخستین بار مقابل دوربین او می‌روند. سیامک انصاری، علی لک‌پویان، آرام جعفری، سحر زکریا، الیکا عبدالرزاقی، سحر جعفری جوزانی، هادی کاظمی و نادر سلیمانی تعدادی از بازیگران مجموعه تازه مدیری هستند. سیامک انصاری، ‌سحر زکریا و سحر جعفری جوزانی را می‌توان در میان بازیگران ثابت کارهای مدیری قرار داد.

سیامک انصاری و سحر زکریا، کار با مدیری را از اولین مجموعه طنز 90 شبی او با عنوان «پاورچین» آغاز کردند و پس از آن در دیگر کارهای او نیز مقابل دوربین رفتند. سحر جعفری جوزانی نیز، با «باغ مظفر» به گروه مدیری پیوست. او در مجموعه «مرد دو هزار چهره» نیز در سه قسمت پایانی مجموعه حضور داشت.

اما تعدادی از بازیگران حاضر در فهرست مجموعه جدید مدیری برای اولین بار حضور در گروه او را تجربه می‌کنند و هادی کاظمی، الیکا عبدالرزاقی، علی لک پویان و آرام جعفری، تجربه کارهای متعدد در تلویزیون دارند که این بار تجربه‌ای تازه را به واسطه همکاری با مدیری پشت سر خواهند گذاشت.

نادر سلیمانی از چهره‌های شناخته شده، مجموعه موفق «ساعت خوش» بود و در آن مجموعه به همراه مدیری و دیگر بازیگران حاضر در کار، اتفاقی جدید را در تلویزیون ایران رقم زدند. سلیمانی که پرورش یافته گونه طنز و فضای کارهای کمدی است در این سالها کارهایی در این فضا نیز انجام داده اما تصور می‌شود همکاری او با مدیری جریانی تازه را در کارنامه بازیگری این بازیگر به وجود آورد. مهران مدیری تا یک ماه دیگر سریالی 90 قسمتی با مضمون «اصلاح الگوی مصرف» را کلید می‌زند.

بازگشت مدیری با نود شبی


پس از پخش مجموعه «باغ مظفر» مهران مدیری از ساخت مجموعه‌های نود شبی فاصله گرفت و هیچ سوژه و پیشنهادی هم نتوانست او را راغب کند تا سراغ کار سنگین تولید مجموعه نود قسمتی برود. او در دو سال گذشته ارتباط خود را با تلویزیون با ساخت مجموعه‌های «مرد هزار چهره» و «مرد دو هزار چهره» حفظ کرد تا اینکه بالاخره با پیشنهاد ساخت مجموعه‌ای نود قسمتی موافقت کرد و با اعلام خبر تولید مجموعه از سوی علی‌اصغر پورمحمدی رئیس شبکه سوم سیما شبهات در مورد شایعه بودن خبر اولیه برطرف شد.

مدیری در جریان ساخت سریال نوروزی‌اش ضمن اعلام این موضوع که تا مدت‌ها قصد رفتن به سمت سریال‌های 90 شبی را ندارد، «مرد دو هزار چهره» را آخرین مجموعه تلویزیونی‌ خود در سال 88 معرفی کرده و از قصد خود برای ساخت دو فیلم سینمایی در سال جاری خبر داده بود. مدیری تاکنون سریال سفارشی در کارنامه‌اش نداشته است.

 

"نقد کمیک"

رضا عطاران، مهران غفوريان، عليرضا خمسه و مديران تلويزيون از برنامه‌هاي طنز سيما گفتند

«هنوز هم مردم كارهاي شبانه را دوست دارند، اما به اين شرط كه خودمان آن‌را خراب نكنيم»

 

 

مديران تلويزيون با توليد و پخش سريال‌هاي چون «شمس العماره»،«مسافران»،«مسافر زمان 2»،«لطفا دور نزنيم»، گويي بار ديگر اين نكته را مرور مي‌كنند كه «اگر عرصه‌هايي نداشته باشيم كه تخليه‌ي انرژي براي مردم صورت بگيرد و تفريحي براي آن‌ها باشد، به لحاظ روحي و رواني آستانه تحملشان پايين مي‌آيد و براي زندگي اجتماعي مخاطرات بسيار زيادي را خواهيم داشت.» اين جملاتي است كه توسط معاون سيما در زمان پخش يكي از سريال‌هاي طنز شبانه كه البته در زمان پخش حرف و حديث‌هاي بسياري هم به همراه داشت، بيان شد. دكتر مرتضي ميرباقري از رسانه و خصوصا تلويزيون به عنوان يكي از عرصه‌هايي نام مي‌برد كه مي‌تواند فضاي با نشاط و شادابي را براي جامعه فراهم آورد و اظهار مي‌كند: يكي از ساختارهايي كه مي‌تواند به اين امر بپردازد، برنامه‌هاي نمايشي طنز است. ما به برنامه‌هاي نمايشي طنز به عنوان يك ضرورت نگاه مي‌كنيم. برنامه‌هاي طنز براي ما يك مساله حاشيه‌اي نيست.
به اعتقاد معاون سيما، اگر برنامه‌هاي نمايشي سالمي خصوصا در حوزه طنز وجود نداشته باشد، گرفتارهاي بسيار زيادي از نظر تعامل‌هاي فردي، اجتماعي و حتي خانوادگي گريبانگير جامعه مي‌شود.
با اين حال برنامه‌هاي طنز تلويزيون اگرچه همواره با استقبال گسترده مخاطبان تلويزيوني همراه بوده‌اند، اما همين مخاطب بالا در بسياري موارد براي سازندگان برنامه و مديران سيما دردسرساز بوده و در مقاطعي بسياري از سريال‌هاي طنز به دليل حساسيت‌هايي كه دارند با انتقادهاي شديدي مواجه شده و حتي تا مرز توقف پيش رفته‌اند.

***
آن چه بيش از همه در توليد و پخش سريال‌هاي طنز از سوي كارشناسان، مديران و حتي خود برنامه‌ سازان مورد تاكيد قرار گرفته، ساخت طنزي به دور از لودگي و نزديك شدن به عبارت معروف «طنز فاخر» است. و اما اين كه «طنز فاخر» دقيقا از چه ويژگي‌هايي برخوردار است و تعريف «طنز فرهيخته و شناسنامه‌دار» كه پيش از سوي شهرام شكيبا(طنزپرداز) مطرح شده است، چيست؟ مبحثي است كه پيش از اين در گفت‌وگو با تني چند از فعالان اين حوزه به بحث گذاشته شده است.

*«از كل برنامه‌هاي طنزي كه ساخته مي‌شود شايد فقط 20 تا 30 درصد آن‌ها در جذب بيننده موفق باشد در واقع توليدات انبوه شده و نتيجه‌گيري خيلي كم.» اين نظر مهران غفوريان، بازيگر و سازنده مجموعه‌هاي طنز است كه زماني با ساخت مجموعه‌هاي «زير آسمان شهر» خود بسياري از بينندگان را هر شب پاي تلويزيون مي‌نشاند. او با بيان اين مطلب كه مخاطب ايراني خيلي سخت‌گير است، اضافه مي‌كند: خود من قبلا فكر مي‌كردم موفقيت يك برنامه به هنرپيشه‌ها و متن بستگي دارد ولي واقعا بخشي از موفقيت يك برنامه به شانس، حال مردم و زمان پخش بستگي دارد.
وي معتقد است كه وضعيت اقتصادي مردم هم، خيلي مهم است، مردم وقتي بدبختي و گرفتاري داشته باشند طبعا وقتي چارلي چاپلين را هم بياوريم .نمي‌خندند.
غفوريان كه علت عدم موفقيت «زير آسمان شهر سه» را پخش همزمان «پاورچين» مي‌داند، مي‌گويد: درست نيست كه همه شبكه‌ها همزمان كار طنز پخش كنند؛ بايد يك هماهنگي بين مديران باشد تا طنز را به يك شبكه اختصاص دهند كه اگر يك برنامه مقداري ضعيف و يكي ديگر قوي بود همديگر را لت و پار نكنند اين در اصل، جنگ تلويزيون با خودش است. رقابت سالم خوب است جنگ انداختن برنامه‌ها با هم رقابت نيست.
كارگردان مجموعه‌هايي چون «اين چند نفر»، «طبقه سوم» و «حرف تو حرف» اظهار مي‌كند: هنوز هم مردم كارهاي شبانه را دوست دارند، اما به اين شرط كه خودمان آنرا خراب نكنيم. مخاطب ما امكان آن را دارد كه 120 كانال نگاه كند و كسي نيامده و اسلحه بگذارد و بگويد حتما اين 5 شبكه را نگاه كنيد. ما بايد با بالا بردن كيفيت و جذب كردن مخاطب، باعث شويم تا مخاطب، كانال خودمان را به كانال خارجي ترجيح دهد.

*مهدي مظلومي كه سريال‌هاي طنز بسياري را تاكنون ارائه داده و اين روزها هم «لطفا دور نزنيم» را روي آنتن دارد، پيش از اين گفته است: آن چه كه مخاطب ايراني دوست دارد و به آن تمايل نشان مي‌دهد طنز كلامي است. او كه كارگرداني مجموعه «بدون شرح» و «بانكي‌ها» را هم بر عهده داشته معتقد است: مجموعه طنز موفق دو ويژگي بايد داشته باشد؛ اول اينكه بتواند مخاطب خودش را اقناء كند؛ يعني نيازهاي مخاطب خود و توقعي كه از آن برنامه دارد را رفع كند و بعد اينكه يك مطلبي به او تزريق شود؛ يعني حس نكته سنجي مخاطب را بيدار كند يا او را متوجه مسايلي كند كه دوروبرش در اجتماع است.

*عليرضا خمسه، بازيگر فيلم‌ها و سريال‌هاي كمدي از وجهي ديگر به قضيه نگاه مي‌كند. او مي‌گويد: ما در فرهنگمان افراط و تفريط زياد داريم؛ سالها جاي طنز به شدت در تلويزيون خالي بود و الان به گونه‌اي شده كه فكر مي‌كنيم جاي كارهاي جدي دارد كم كم تنگ مي‌شود. خمسه ادامه مي‌دهد: من به عنوان يكي از علاقه‌مندان به طنز خوشحالم كه همكاران جديدي پيدا شدند و همه در اين زمينه كار مي‌كنند؛ منتهي آنچه كه ما را به نقطه سلامت هدايت مي‌كند همان بينش متعادل است كه فعلا جايش خالي است.
خمسه درباره طرح انتقادهاي اجتماعي در مجموعه‌هاي طنز مي‌گويد: متاسفانه با نگاه محافظه كارانه در اين وادي حركت كرديم و اين نگاه خيلي راه به جايي نمي‌برد طنز نيازمند يك نگاه راديكال به مسايل اجتماعي مي باشد و جاي اين نگاه واقعا خالي است .

*«تا يك برنامه طنز موفق شد اكثر شبكه‌ها شروع كردند به توليد برنامه‌هاي روتين طنز» اين جمله‌اي است كه توسط بيوك ميرزايي از بازيگر مجموعه‌هاي تلويزيوني بيان مي‌شود. او كه نوروز امسال در سريال مرد دو هزار چهره بازي كرده بود، ضمن بيان اين مطلب مي‌گويد: به سمت و سوي طنز رفتن كار هر كسي نيست؛ الان خيلي از كارگردان‌ها با متن‌هاي كه ظاهرا فكر مي‌كنند طنز است وارد مجموعه سازي مي‌شوند در حالي كه طنز واقعا كار ظريفي است و بايد به كننده كار سپرده شود.
ميرزايي ادامه مي‌دهد: اگر اين مجموعه‌ها را دست هر كسي بدهند، ديگر اين طنز، تبديل به دلقك بازي مي‌شود.تلويزيون هم سياست‌هايي دارد كه كار در فلان تايم ضبط و پخش شود و به كيفيت آنطور كه بايد بها نمي‌دهد. اين بازيگر مي‌افزايد: بايد مثل كارخانجات جايي به نام كنترل كيفيت و مرغوبيت داشته باشيم كه روي كار نظارت كنند. متاسفانه برخي از دوستان طنز را خيلي آسان مي‌بينند و به خاطر همين است كه اكثر برنامه‌هاي روتين سيما طنز هستند.

*رضا عطاران، بازيگر و كارگردان مجموعه‌هاي طنز به ايجاد شدن رقابتي ناسالم بين شبكه‌ها در حوزه طنز معتقد است. او مي‌گويد: برنامه‌هاي روتين به هر طريقي بيننده را جذب مي‌كنند و شبكه‌ها به اين فكر افتاده‌اند با اين نوع كارها بيشتر به چشم بيايند. وي با اشاره به اين‌كه حجم زياد كار هميشه باعث لطمه ديدن برنامه مي‌شود، تاكيد مي‌كند: كمدي با طنز خيلي فرق دارد و فقط براي خنداندن نيست. من خودم، طنز موقعيت و اتفاق را دوست دارم و از بزن و بكوب و لودگي خوشم نمي‌آيد.
كارگردان مجموعه‌هاي «ترش وشيرين»، «بزنگاه» و «كوچه‌ي اقاقيا» با بيان اين‌كه بيشتر كارهاي طنز وارد لودگي شده‌است، اظهار مي‌كند: من سعي كردم كارهايم اين‌گونه نباشند.

*بهروز بقايي هم از بازيگران و كارگردانان طنز معتقد است: مجوعه‌هايي كه امروزه به اسم طنز ساخته مي‌شوند، فقط شوخي است. او سپس اظهار مي‌كند: به جز تعداد انگشت شماري كار طنز كه از سلامت نسبي برخوردار بودند، اغلب كارها براي پر شدن جيب تهيه‌كننده‌ها و عواملي كه كار مي‌كنند بوده‌است. اين نوع به اصطلاح سري دوزي و توليد‌هاي بي‌كيفيت يك جور توهين به ذهن و شعور مخاطب و دست كم گرفتن بيننده‌هاي اصلي برنامه‌هاي تلويزيون است. كارگردان مجموعه‌هاي طنز «نوعي ديگر» و «دنياي شيرين» مي‌افزايد: درآوردن كارهاي طنز در اصل كار هر كسي نيست و يك فكر قوي و زيبا مي‌خواهد. طنز نمي‌تواند از مسايل اجتماعي جدا و بار انديشه‌اي با خود نداشته باشد، آن‌چه كه به اسم طنز به مردم داده مي‌شود، طنز نيست، شوخي است!

*و اما محمدرضا تخشيد، مدير گروه فيلم و سريال شبكه سه هم كه سهم عمده‌اي در هدايت سريال‌هاي طنز تلويزيون چه در شبكه سه و چه پيش از آن در شبكه تهران داشته‌است، در اين باره مي‌گويد: پخش طنزهاي شبانه خواست مردم است و شبكه‌هاي مختلف هم اين آزادي عمل را دارند كه بر اساس بودجه‌اي كه در اختيار دارند به اين سمت بروند.
او در عين حال معتقد است كه اين نياز بايد درست پاسخ داده شود و مسووليت مديران گروه‌ها و شبكه‌ها خيلي مهم مي‌شود كه ببيند آيا تيمي كه براي خود جمع مي‌كنند ظرفيت يك كار موفق را دارند يا نه. تخشيد در پايان مي‌افزايد: ساخت كارهاي طنز و انتخاب گروههاي برنامه‌ساز را بايد در يك چارچوب طرح و برنامه‌ ديد و درباره آن فكر كرد.

*هاشم رضايت، قائم مقام شبكه سه سيما نيز كه به تازگي درباره طنز فاخر در تلويزيون اظهارنظر كرده است،براين نكته اذعان دارد كه ما همواره با توليد طنز فاخر فاصله داريم. او مي‌گويد: هميشه بايد سعي كنيم در اين راه تلاش كنيم تا بهتر شويم؛ البته در اين راهي كه مي‌رويم طنز رامبد جوان مي‌تواند كار خوبي باشد. وي ادامه مي‌دهد: درحال حاضر اصولا برنامه‌سازي با توجه به اين‌كه سليقه‌ي مخاطب بالا رفته، خصوصا در امر طنزسخت شده‌است؛ طنز‌هاي تلويزيوني الان بايد حرفه‌يي‌تر ساخته شوند.
در پايان به اعتقاد اين مدير سيما، در گذشته شايد مردم از يك طنز ساده مي‌خنديدند، اما الان مردم انتظار دارند كه كارهاي فاخرتر و بهتري را شاهد باشيم.

"خداحافظ کارگردان"

    پيكر «سيف‌الله داد» فردا از مقابل تالار وحدت تشييع مي‌شود
 
        پيكر «سيف الله داد» صبح فردا چهارشنبه از مقابل تالار وحدت تشييع مي‌شود.
 

علي اكبر ثقفي تهيه‌كننده سينما و از دوستان سيف الله داد در گفتگویی در مورد مراسم تشييع پيكر اين كارگردان گفت:‌ مراسم تشييع پيكر سيف الله داد فردا ساعت 9 صبح از مقابل تالار وحدت به سوي قطعه هنرمندان بهشت زهرا انجام خواهد شد.
آخرين فعاليت سيف‌الله داد، تدوين فيلم «فرزند صبح» ساخته بهروز افخمي بود كه درباره زندگي امام خميني (ره) است.
فيلم‌هاي «زير باران»، «كاني‌مانگا» و «بازمانده» از آثار او در سينماي ايران به شمار مي‌آيند.
سيف‌الله داد متولد 1334 خرمشهر، فارغ‌التحصيل جامعه شناسي از دانشگاه شيراز بود. وي فعاليت هنري را سال 1357 به عنوان سرپرست توليد راديو و تلويزيون مركز شيراز آغاز كرد و از فعاليت‌هاي جنبي او مي‌توان به عضويت شوراي بررسي فيلمنامه و بازبيني فيلم، عضو شوراي فرهنگي بنياد سينمايي فارابي، مسئول واحد تهيه طرح بنياد سينمايي فارابي، مديريت دفتر سينمايي «سينا فيلم» و معاونت اسبق سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اشاره كرد.


«جاودانگي»

صحت: خانواده شهيد تندگويان از سريال «جاودانگي» راضي هستند
 
مجري طرح مجموعه تلويزيوني «جاودانگي»گفت: اين سريال پيش از پخش براي خانواده شهيد تندگويان به نمايش درآمده و آنها از نحوه ساخت اين سريال رضايت دارند.
 
 
"صديقه صحت " در گفت‌وگو یی  گفت: تصويربرداري مجموعه تلويزيوني "جاودانگي " به پايان رسيده و در حال حاضر مراحل تدوين خود را توسط "حميد سيفي " مي‌گذراند.
وي درباره شبكه پخش‌كننده اين سريال نيز اظهار داشت: "جاودانگي " به تهيه كنندگي شركت نفت ساخته شده و اين شركت مشخص مي‌كند كه سريال از چه شبكه‌اي به روي آنتن برود.
صحت درباره جنبه‌هاي مورد توجه سازندگان اين سريال نيز تصريح كرد: اين سريال واقعي، تاثيرگذار و مبتني بر زندگي شهيد تندگويان ساخته شده و در اين راه خانواده‌ ايشان و بسياري از دوستان و هم‌رزمانشان ما را ياري كرده‌اند.
وي درباره ميزان رضايتمندي خانواده شهيد تندگويان از اين سريال نيز گفت: ما براي اينكه نمي‌خواستيم مشكلاتي نظير سريال شهريار پيش بيايد، در تمام مراحل ساخت از نگارش فيلمنامه تا تدوين، به‌طور مداوم با خانواده شهيد تندگويان مشاوره داشته‌ايم و آنها تا به حال از تمام بخش‌هاي كار رضايت داشته‌اند.
مجموعه تلويزيوني "جاودانگي " در 20 قسمت 45 دقيقه‌اي به سفارش "اداره كل روابط عمومي وزارت نفت " و درباره زندگي وزير شهيد نفت محمد جواد تندگويان توسط "قاسم جعفري " تهيه شد.
بنابراين گزارش، جاودانگي روز شنبه 11 آبان سال جاري توسط "غلامحسين نوذري " وزير نفت در موزه عبرت كليد خورد و پس از گذشت 3 ماه و خاتمه يافتن تصويربرداري فاز اول كار در شهرستان محلات وارد فاز دوم خود در تهران شد.
در خلاصه داستان مجموعه "جاودانگي " آمده است:محمد جواد تندگويان در 29 سالگي به‌عنوان وزير نفت دولت جمهوري اسلامي برگزيده شد اما پس از 38 روز از زمان تصدي وزارت به اسارت نيروهاي بعثي عراق در مي‌آيد. چند ماه بعد از اسارت او "هدي " دخترش به دنيا مي‌آيد، سال‌ها مي‌گذرد و هدي در انتظار بازگشت پدر ناديده خويش است.
همه اسرا به وطن باز مي‌گردند اما پس از سال‌ها چشم‌انتظاري جنازه پدر بر مي‌گردد و به هدي مي‌گويند پدرش به بهشت و نزد خداي خويش بازگشته است،هدي كوچك با خودش قرار مي‌گذارد مسيري را در زندگي پيش بگيرد تا همچون پدر شهيدش به بهشت برود و او را كه هيچگاه نديده، ببيند. پس با اين تصميم بزرگ مي‌شود و در زندگي با نشانه‌هايي از حضور او مواجه مي‌شود تا اينكه ...
در اين مجموعه تلويزيوني بازيگراني نظير محمد متين اوجاني (بازيگر نقش شهيد تندگويان)، حنانه شهشهاني، كتانه افشار نژاد، مجيد حاجي‌زاده، فرداد صفاخو، امير محمد زند، عزت الله جامعي، آتوسا راستي، امير مولوي، آيدا تبيانيان، ميلاد موثقي، آزاده مهدي‌زاده، طوفان مهرداديان، لاله كريمي، داود چرخت، مژگان ترانه، عباس حائري، عطيه عبدالمناف، علي ماهرخ، ليلا عزيزي، سحر سپيدار و... بازيگران خردسال : عرفانه سراي سرور، عليرضا مظفري و هليا هادي‌زاده ايفاي نقش كرده‌اند.
دست‌اندركاران و بازيگران اين مجموعه نيز به شرح ذيل هستند:
مشاور كارگردان و تهيه‌كننده: قاسم جعفري/ كارگردان: اكبر منصور فلاح/ نويسنده: فرهاد طب نوري/ محقق: امير حسين اكبري/ مجري طرح: صديقه صحت/ مدير تصويربرداري: حسن سلطاني/ مدير صدابرداري: بهروز عابديني/ تدوين: حميد سيفي/ طراحي صحنه و لباس: شيرين بوريايي دوست/ طراح گرمي: فريد كشن فلاح/ مدير توليد: حسن اسدي- روح الله مهاجري/ مدير برنامه‌ريزي و دستيار اول كارگردان: مجيد كرباسيان/ مشاور توليد: پيمان حميدي/ صداگذاري و ميكس: سامان مجد وفايي/ عكاس: مهدي حيدري/ دستيار دوم كارگردان: پوريا پوررحيم/ منشي صحنه: شهره شافعي/ مدير تداركات: هاشم جعفري/ دستيار صداربردار: سيروس عابديني/ گروه تصويربرداري: افشن گودرزي - شمس حسن‌نژاد - مجتبي ابراهيمي - هاشم عامري- محمد عسگري/ گروه صحنه و لباس: ميثم دهقان‌پور - محمد طريقت - مهدي ديزايي - رها دادخواه/ هماهنگي:پريچهر فيلوم.

 


/نقد شفاهي مجموعه‌هاي روي آنتن/

كريمي: «رستگاران» بهانه‌ها را در مورد كيفيت مجموعه‌هاي شبانه رد مي‌كند
 
يك منتقد با بيان اين كه «رستگاران» اثري پذيرفتني است، گفت: اين مجموعه نمونه‌اي است كه با اشاره به آن مي‌توان اين بهانه را كه مجموعه داستاني با پخش هر شب، مساوي با شتابزدگي، سطحي بودن، تكرار و كيفيت پايين است، مردود دانست.
 
 
پژمان كريمي» منتقد و برنامه‌ساز راديو در گفت‌وگويي در مورد سريال «رستگاران» ساخته سيروس مقدم،گفت: مجموعه تلويزيوني «رستگاران»، بي‌ترديد در رديف مجموعه‌هاي جدي سيما ارزيابي مي‌شود.
وي در ادامه افزود: داستان اين كار جذاب، پرتعليق و پركشش است، «سعيد نعمت الله» به عنوان نويسنده متن، نشان مي‌دهد كه نه تنها توانايي خلق داستاني پرمايه را داراست بلكه در زمينه ديالوگ‌نويسي (چيزي كه هنوز در ايران جدي گرفته نشده است) داراي مهارت است. اگر چه ديالوگ‌ها، گاه سبك ديالوگ‌نويسي فيلمسازي قديمي را تداعي مي‌كند و بعضاً تصنعي جلوه مي‌نمايد.
كريمي تصريح كرد: «سيروس مقدم» اين بار با وسواس بيشتر به پرداخت صحنه‌ها روي آورده است. انتخاب زواياي غير متعارف، بكر و خلاقانه در «رستگاران» بسيار ديده مي‌شود به طور مثال مي‌توان به استفاده (زمينه خيس ايوان براي بازتاب تصوير) اشاره كرد كه نمونه آن را دست كم بنده پيش از اين نديده بودم.
اين منتقد ادامه داد: كارگردان با وجود ساخت مجموعه‌اي براي پخش شبانه به راحتي از صحنه‌ها گذر نكرده است و آن گونه كه در اثر پيداست براي كوتاه‌ترين پلان‌ها نيز وقت و فكر صرف كرده است، سريال او بر خلاف بسياري از مجموعه‌ها (در اغلب قسمت‌ها) پايان‌بندي طراحي‌شده‌اي دارد. همه اين‌ها در حالي است كه سبك «سيروس مقدم» يعني تصاوير كارت پستالي و بازي‌هاي طراحي شده با سايه‌ها در كليت كار حاكم است.
وي در ادامه در مورد بازي‌هاي خوب مجموعه «رستگاران»، گفت: «روناك يونسي» سزاوار اين است كه در ساير آثار نمايشي حضوري جدي‌تر داشته باشد. «آتيلا پسياني» به خوبي آميختگي،اقتدار، شكست‌خوردگي و راز آلودگي يك شخصيت را به خوبي به نمايش گذاشته است.
«عباس اميري» در نقش وكيل «صمصامي» كه بر پايه تلاش عقلي قوام و تشخص يافته، بازي دلچسبي ارائه داده است. «عاطفه نوري» مثل هميشه خوب آشكار شده است اما بايد مواظب باشد در قالب نقش دختران عصيانگر تكرار نشود.
كريمي در پايان گفت: مجموعه «رستگاران» نمونه‌اي است كه با اشاره به آن مي‌توان اين بهانه را كه مجموعه داستاني با پخش هر شب مساوي با شتابزدگي، سطحي بودن، تكرار و كيفيت پايين است، مردود دانست چرا كه «رستگاران» اثري پذيرفتني است.