چرا مختار در واقعه کربلا حضور نداشت؟

چرا مختار در واقعه کربلا حضور نداشت؟

بر اساس گواهی تـاریـخ و تـصـریـح شـیـخ مـفـیـد و طـبـری، پـس از آن کـه مـسـلم بـن عـقیل

وارد کوفه شد، مستقیما به خانه مختار وارد شد، مختار او را گرامی داشت و رسما از

او اعلام حمایت و پشتیبانی کرد.(1)

بلاذری می‌نویسد:

خانـه مختـار محل ورود مسلم بود.(2)

 اما با ورود مزوّرانه و غـیـرمـنتظره ابن زیاد به کوفه، ناگهان اوضاع به هم ریخت

و مسلم صلاح دید از خانه مختار بـه خـانـه هـانـی بـن عـروه، کـه مرد مقتدر و

با نفوذ شیـعـه در کوفه بـود، نقل مکان کند.

مختار پس از ورود مسلم، آرام ننشست و پس از بیعت با مسلم، به منطقه خطرنیّه و

 اطراف کوفه برای جمع آوری افراد و گرفتن بیعت برای مسلم حرکت کرد.

 اما با دگرگونی اوضاع کوفه و تسلیم مردم در مقابل ابن زیاد، دوباره به کوفه بازگشت.

ابن زیـاد دسـتور داد که دعوت کنندگان امام حسین(علیه السلام) و حامیان مختار

با او بیعت کنند، وگرنه دستگیـر و اعدام می‌شوند. ابن اثیر نوشته است:

هنگام دستگیری مسلم و هانی، مختار در کوفه نبود و او برای جذب نیرو

به اطراف شهر رفته بود و وقتی خبر ناگوار دستگیری مسلم را شـنـیـد،

 بـا جمعی از افراد و یارانش به کوفه آمد.

هنگام ورود به شهر، با نیروهای مسلح ابن زیاد بـرخـورد کـرد و در پـی

یـک گـفت و گوی لفظی شدید، بین آنان و مختار و افرادش، درگیری پـیـش آمـد

و فـرمـانـده آن گـروه مـسـلح کـشته شد و افراد مختار متفرق شدند؛

زیرا مقاومت را به صـلاح نـدیـدنـد؛ مـخـتـار از آنـان خـواست محل را ترک گویند

تا ببینند چه پیش خواهد آمد.(3)


ابن زیاد پس از مسلط شدن بر اوضاع و شهادت مسلم و هانی، به شدت در جست و جوی

مختار بـود و برای دستگیری او جایزه‌ای معیّن کرد.(4)

دستگیری مختار توسط ابن زیاد

یکی از دوستان مختار بـه نـام هانی بن جبّه، نزد عمرو بن حریث، نماینده ابن زیاد رفت

و ماجرای مخفی شدن مختار را به عمرو اطلاع داد. عمرو به آن شخص گفت:

به مختار بگوید مواظب خود باشد که تحت تعقیب است و در خطر می‌باشد.


مختار به حمایت عمرو نزد ابن زیاد رفت.

 وقـتـی چـشـم ابـن زیاد به مختار افتاد، فریاد زد: "تو همانی که به یاری پسر عقیل شتافتی؟

"مختار قسم یاد کرد که من در شهر نبودم و شب را هم نزد عمرو بن حریث به سر بردم."(5)



ابن زیاد که عصبانی بود، عصای خود را محکم به صورت مختار کوبید،

به طوری که از نـاحیه یک چشم صدمه دید.

عمرو برخاست و از مختار دفاع کرد و شهادت داد که او در ماجرا نبوده

و بـه وی پناهنده شده است.

ابن زیاد کمی آرام گرفت و گفت: "اگر شهادت عمرو نبود، گردنت را می‌زدم."

و دستور داد مختار را به زندان افکندند.

همچنان در زندان بود تا امام حسین(علیه السلام) به شهادت رسید.(6)


با توجه به این مطالب مشخص می شود که اوضاع کوفه در هنگام قیام امام حسین(ع)،

بگونه ای بود که مختار نتوانست در قیام امام حسین(ع) شرکت کند.

پی نوشتها:

1 - الارشاد، ص 205؛ تاریخ طبری، ج 5، ص 355
2- انساب الاشراف، ج 6، ص 376.
3- کامل ابن اثیر، ج 4، ص 169.
4- تـاریـخ طـبـری، ج 5، ص 381؛ کـامـل ابـن اثـیـر، ج 4، ص 36.
5- مقتل الحسین(ع) ، ابی مخنف، ص 268-270.
6- انـسـاب الاشـراف، ج 6، ص 376- 377؛ کامل ابن اثیر، ج 4، ص

منبع

صحبت های امیر قادری منتقد سینما درباره یک جیب پر پول

«امير قادري» منتقد سينما گفت:

القابي نظير مبتذل، سخيف، نازل و ... را مي توان به «يك جيب پرپول» اطلاق كرد

چرا كه اين فيلم سينمايي اصلاً قابل نقد نيست و نمي توان روي محتوای آن بحثي انجام داد.

«امير قادري» عضو انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران در گفت وگو با خبرنگار

سينمايي فارس همچنين در مورد فيلم سينمايي «يك جيب پر پول»

ساخته قدرت الله صلح ميرزايي، اظهار داشت:

اين فيلم يكي از محصولات سينماي كمدي مبتذل كمدي ايران است كه معمولا گفته مي شود

كه اين عبارت به كار نرود اما با تماشاي فيلم هاي اكران عيد فطر روز به روز اين عبارات

بيشتر شايسته اين نوع فيلم هاي مي شود!

اين منتقد در ادامه افزود:

فيلم سينمايي «يك جيب پر پول» از نمايش هاي روحوضي نيز ضعيف تر است

چرا كه آن نمايش ها يك نمك خاصي دارند و در آنها استعداد به فور يافت مي شود

اما در اين فيلم با استفاده از چهره هاي زشت و نچسب، گويي دوست دارند

فيلم زشت نيز بسازند و تحويل تماشاگر دهند و اين كار به بدنه سينما نيز كمكي نخواهد كرد.

در حقيقت اين جنس محصولات كه در كنار خود رقيبي هم ندارند و تماشاگر

اندك سينماي ايران، مجبور است اين نوع فيلم ها را تحمل كند چرا كه خوراك ديگري ندارد.

«امير قادري» در پايان اين گفت وگو نيز خاطرنشان كرد:

به نظر من سينماي ايران بايد از اين چنبره بيرون بياييد چرا كه معمولي ترين تماشاگر

سينماي ايران فهم و دركش بيشتر از اين نوع فيلم ها است.


منبع : خبرگزاري فارس

«سلام بر عشق» طنز نيست، يك ملودرام اجتماعي است

اصغر نعيمي به عنوان منتقد و نويسنده سينمايي، مدت‌ها در متن و حاشيه سينماي ايران

حضور داشته است.

نقد نوشته، دستيار كارگردان فيلم‌هاي متعدد بوده، حتي در ستاره مي‌شود

(فريدون جيراني) بازي كرده است.

ساخت دو فيلم كوتاه «دير وقت» و «بن بست» نشان از آشنايي او به سينما و مؤلفه‌هاي آن دارد.

 فيلم اولش «بي وفا» كمدي آبرومندي است كه بي‌آنكه توهين كند يا حرمت‌ها را از بين ببرد،

مخاطب را با خود همراه مي‌كند و باعث تفريح و سرگرمي است. اين فيلم در گيشه توانست

موفقيت خوبي كسب كند و امكان حضور كارگردان در اين نوع از سينما را بيش از پيش

مهيا نمود اما نعيمي با وجود امكان حضور در سينماي كمدي، سينماي جدي را براي

ساخت فيلم دومش «سلام بر عشق» انتخاب مي‌كند اما در اين فيلم نيز،

مخاطب عام را در نظر گرفته است.

او اميدوار است كه بتواند اين بار نيز بتواند مخاطب را با سينماي ملودرام ـ تريلر همراه كند.

* كمي درباره حال و هواي فيلم بگوئيد. فيلمي كه ظاهرا كمدي نيست...


- «سلام بر عشق» فيلم سينمايي ملودرام ـ تريلر است با زمينه‌هاي اجتماعي.

داستان آن درباره شخصيتي است كه از گذشته خود فرار مي‌كند ولي مجموعه اتفاقاتي

باعث مي‌شود كه اين شخصيت با گذشته خودش دوباره روبرو شود.

* فيلمنامه كار دوم را چگونه انتخاب كرديد؟


- طرحي به نويسنده سفارش داديم كه با حضور من و تهيه كننده، فرآيند نوشتن فيلمنامه

حدود 7 يا 8 ماه به طول انجاميد و كار نوشته شد.

* با توجه به ساخته اول شما (بي وفا) كه مايه‌هاي طنز داشت بود و توانست با مخاطب

ارتباط خوبي برقرار كند، به نظر شما اين كار مي‌تواند نظر مخاطب را به خود جلب كند؟

 به ويژه كه خوشبختانه اكران خوبي هم نصيب فيلم شده است...


- به نظرمن زمان اكران فيلم خيلي نمي‌تواند در موفقيت فيلم‌ها تعيين كننده باشد و صرف اينكه

يك فيلم در نوروز يا تابستان اكران مي‌شود، خيلي نمي‌تواند در دستيابي فيلم به موفقيت

سرنوشت‌ساز باشد.

در نهايت آنچه‌ كه در زمينه موفقيت يك فيلم با مخاطب ارتباط مستقيم دارد،

 وضعيت خود فيلم خواهد بود.

ما فيلم‌هايي را داشته‌ايم كه در فصل زمستان هم اكران شده‌اند و موفقيت گسترده‌اي داشته‌اند.

همين‌طور بالعكس فيلم‌هايي كه در عيد يا تابستان روي پرده رفته‌اند اما موفق نبوده‌اند.

صرف اكران نوروزي دليل كافي براي اطمينان از موفقيت فيلم نيست.

من خيلي اهل پيش‌بيني فيلم و موفقيت آن نيستم، براي اين كه اين فيلم،

به لحاظ حال و هوا و لحن با فيلم قبلي من (بي‌وفا) متفاوت است.

 فيلم قبلي يك فيلم كمدي رومانتيك بود و در دوره‌اي ساخته شده بود كه اطمينان خيلي زيادي

 به موفقيت اين گونه فيلم‌ها بود.

«سلام برعشق» در واقع فرم، داستان و لحن متفاوتي دارد.

يك فيلم كاملاً جدي است و به همين دليل، نمي‌توانم واكنش مخاطب را پيش‌بيني كنم.

ما احساس كرديم كه شايد تماشاگر از ديدن فيلم‌هاي كمدي به يك دلزدگي رسيده باشد

و اين كار با لحن جديد، مي‌تواند برايش جالب باشد اما به هرحال اين را هم كتمان نمي‌كنم

كه فيلم با نگاه به مخاطب گسترده ساخته شده و اميدوارم تماشاگر آن را بپسندد.

* گفتيد به اين نتيجه رسيديد كه ممكن است مخاطب از ديدن فيلم‌ كمدي دلزده شده باشد.

خودتان به اين نتيجه رسيديد يا با مشورت با تهيه‌كننده، اين تصميم گرفته شد؟

به ويژه آن كه كار قبلي آقاي فرح‌بخش (فيلم آقاي هفت‌رنگ) در گيشه چندان موفق نبود.


- البته با مشورت با تهيه كننده به اين نتيجه رسيديم، اما علت عدم موفقيت «آقاي هفت رنگ»

در گيشه، دليل اين نتيجه ‌گيري نبود.

 زماني ما براي اين داستان و اين نوع سينما با تهيه كننده به توافق رسيديم كه

«آقاي هفت رنگ» در مرحله فيلمبرداري بود.

ما زماني كه به نتيجه ساخت فيلم «سلام برعشق» رسيديم، فيلمبرداري «آقاي هفت رنگ»

به نيمه هم نرسيده بود.

* پس پيامدهاي اكران فيلم «آقاي هفت رنگ» باعث اين تصميم نشد؟

 

- نه اصلاً اين طور نبود.

زماني كه فيلم «آقاي هفت رنگ» اكران شد، ما همان‌روز فيلمبرداري را آغاز كرديم.

اين تصميم به موفقيت يا عدم موفقيت آن فيلم ارتباطي ندارد و يك تحليل كاملاً متفاوت

با سرنوشت اين فيلم بود.

تحليل ما ربطي به فروش و گيشه «آقاي هفت رنگ» نداشت.

* در كارنامه كاري شما، فيلم‌هاي كوتاه خوش ساختي ديده‌ايم، قصد ساخت فيلم كوتاه

در آينده‌اي نزديك نداريد؟


- دو كار كوتاه ساختم كه به انگيزه محك زدن خودم براي ورود به سينماي حرفه‌اي ساخته شد.

در آن كارها تلاش كردم مؤلفه‌هاي سينماي حرفه‌اي را در كارهاي كوتاهم تمرين و امتحان كنم.

الان ديگر مناسبتي براي ساخت فيلم كوتاه نمي‌بينم و موضوعيتي براي من وجود ندارد

كه كار كوتاه بسازم.

* چرا نمي‌توان ردپايي از دغدغه‌هايي كه در فيلم‌هاي كوتاه شما ديده مي‌شد،

در ساخته‌هاي بلند سينمايي شما پيدا كرد؟


- عملي كردن آن دغدغه‌ها ارتباط مستقيم با سياستگذاري‌هاي كلان سينما دارد.

الان سينماي ما به لحاظ سياستگذاري چه در دوره جديدي كه از آن خيلي نگذشته و

چه در زماني كه من قصد ساخت فيلم بلند داشتم و چه در زماني كه تصميم گرفتم فيلم دوم

را بسازم، به نحوي بود كه امكان بروز و جلوه آ‌ن‌ نوع دغدغه‌ها را به شكل كامل نمي‌داد

و احساس مي‌كنم هنوز هم همين طور است.

پس از اكران فيلم «بي‌وفا» كه فيلم پرفروشي بود امكان ساخت آثار مشابه را داشتم،

اما بين ساخت فيلم اول و فيلم دوم (سلام برعشق) سه سال فاصله افتاد.

اين سه سال صرف تلاش براي ساخت فيلمي بهتر از فيلم اول شد.

همين‌ كه ما به فيلمي مانند «سلام برعشق» برسيم، يك مقوله پيچيده و دشوار است كه

به وقتش حتماً توضيح خواهم داد.


سينماي ايران متاسفانه به دليل نوع سياستگذاري مديران فرهنگي و شكل سرمايه‌گذاري

كه براي سينماي مستقل وجود ندارد، به كارگردان‌هايي كه مثل ما به جايي وابسته نيستند

امكان چنين عرض اندام‌هايي را نمي‌دهد.

فيلم «ديروقت» را با همكاري عوامل سازنده‌اش ساختم و پس اندازي كه از كار دستياري

جمع‌آوري كرده بودم.

پروسه نمايش همان فيلم يك سال طول كشيد و به ما اجازه نمايش نمي‌دادند.

حالا چگونه مي‌توان در قالب سينماي حرفه‌اي به دغدغه‌ها و تعلقات شخصي خود پرداخت.

به هرحال نه مسئولان موافق سينماي مستقل هستند و علاقه به سينماي تجربي دارند

و نه مكان و نهادي وجود دارد كه براي اين نوع سينما سرمايه‌گذاري كند.

فيلم ساختن نياز به سرمايه دارد و من هم آدمي نيستم كه براي خوشايند

اهداف اين و آن سناريو بنويسم.

ترجيح مي‌دهم، دغدغه‌هاي شخصي خودم را حفظ كنم و حداقل فيلم براي مردم بسازم

چون احساس مي‌كنم اين رويكرد شريف‌تر و صادقانه‌تر است.

* اين فيلم چه جايگاهي را در كارنامه كاري شما دارد؟


- من هنوز نمي‌توانم ارزيابي كنم. زماني مي توانم از كار ارزيابي كنم كه تكليف فيلم

در نمايش عمومي روشن شده باشد.

هر فيلم براساس محاسباتي توليد مي‌شود و تا اين فيلم تكليفش در نمايش عمومي مشخص نشود من

 نمي‌توانم بگويم چقدر به اهدافم رسيده‌ام.

 براي اين ارزيابي، كمي زود است قدر مسلم اين است كه فيلمي كه ساختم به آن علاقمندم

 و به آن اعتقاد دارم و حالا اين فيلم چقدر در رسيدن به اهداف تعيين شده موفق بوده،

اين را نمي‌توانم درباره‌‌اش قضاوت كنم.

* به عنوان منتقد، ساختار فيلم را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟!


- اين را هم نمي‌توانم بگويم! بايد كمي زمان بگذرد تا بتوانم قضاوت درست‌تري ارايه دهم.

* زمان اكران را مناسب فيلم مي‌دانيد؟


- بله زمان بسيار خوبي است اميدوارم فيلم بتواند از اين زمان مناسب بهره كافي را ببرد.

هر شب تنهايي

«هر شب تنهايي» از دل برآمده و بر دل مي‌نشيند

 

«حسين سلطان‌محمدي» عضو انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران در مورد

 فيلم «هر شب تنهايي» ساخته رسول صدرعاملي، اظهار داشت:

«رسول صدرعاملي» در فيلم «هر شب تنهايي» به نكته‌اي اشاره مي‌كند كه موضوع جالبي است.

هر سال تعداد قابل توجهي از افراد جامعه ما به زيارت امام رضا (ع) مي‌روند،

آنها حاجاتي دارند، به امام رضا(ع) اعتقاد دارند و به همين دليل مشرف مي‌شوند

تا با توسل به امام رضا (ع) خواسته‌هاي‌شان را از خداوند متعال برآورده شده ببينند.


اين موضوع همه گير است و طبق آمار، سالانه 17 ميليون زائر از سراسر كشور

به زيارت امام رضا (ع) مي‌روند و با اين موضوع درگيرند.

«رسول صدرعاملي» هم تلاش كرده از اين موضوع يك روايت ساده در غالب

سينماي معناگرا بسازد و محور فيلم، توسل به امام رضا (ع) است به طوري كه كاراكتر

عطيه (با بازي ليلا‌حاتمي) كه اعتقادش به امام رضا (ع) كمرنگ است، در پايان متحول مي‌شود.

«هر شب تنهايي» به لحاظ انتخاب بازيگرها و فيلم‌برداري كار فوق‌العاده ‌است.

«فرج حيدري» كه پخته اين كار است، صحنه‌هاي حرم امام رضا (ع) را فوق العاده

به تصوير كشيده است.

«هر شب تنهايي» بعد از فيلم «شب»، از معدود فيلم‌هايي است كه به جامعه‌شناسي شهر مشهد

مي‌پردازد و قصه‌هايي مثل:

ارتباط رانندگان تاكسي با زوار،ارتباط با هتل‌ها ،بحث‌هاي محور شهر مشهد، مغازه‌ها،

بافت شهر مشهد و ورود اقشار مختلف به مشهد، خيلي خوب در آمده و در داستان پرداخته شده است.

«هر شب تنهايي» در مسير فيلم‌سازي «رسول صدرعاملي» كه در مسير رويدادهاي جاري

اجتماع حركت مي‌كند، فيلمي پذيرفتني است و فيلمي كه از دل برآيد بر دل مي‌نشيند.


 

کتاب قانون

 

کارگردان:

مازیار میری

 

نویسنده:

محمد رحمانیان

 

بازیگران:

پرویز پرستویی

دارین حمسه

داود فتحعلی بیگی

مهرداد ضیایی

فریبا جدیکار

نگار جواهریان

روشنک عجمیان

نیره فراهانی

احمد محبی سنگری

خلاصه فیلم:

 

مهندس رحمان توانا، كارمند عاليرتبه ي دولتي، در مأموريتي خارج از كشور، به يك دختر

زيباي مسيحي دل مي بندد. پس از ماجراهايي، سرانجام دختر به دين اسلام مشرف مي شود

و به همراه رحمان به ايران باز مي گردد.

اما بازگشتش آغازگر ماجراهايي تازه است. از آنجا كه او به اختيار خود و با آگاهي كامل

به اسلام گرويده، چالش جدي ميان او و كساني كه از طريق شناسنامه مسلمان هستند

در مي گيرد.

اختلافاتي ميان او و رحمان، خانواده رحمان، همكاران او و همه ي كساني كه مناسبات و

احكام شرع را در رفتار و گفتارشان رعايت نمي كند.

بتدريج ادامه ي اين اختلافات، گسترده تر مي شود تا جايي كه نومسلمان قصه ي ما، تصميم

به ترك ايران و گسستن از همسرش مي گيرد.

اما وقوع يك فاجعه ملي (زلزله بم) شناخت تازه اي از يك ملت به او مي دهد.

كساني كه با همه ي ضعفهاي كوچك و ناچيزشان، در وقت خطر، حماسه آفرين مي شوند و

معناي تازه اي از اتحاد و انسجام را به نمايش مي گذارند.

نظر ما راجع به کتاب قانون:

سلام به همه شما دوستان

نمی دونم چند نفر از شما با  حرفهایی که می خوام بزنم موافق هستید و چند نفر مخالف.

اما خیلی رک می گم که وقتی من فیلم کتاب قانون رو دیدم و اون رو مقایسه کردم با فیلمهایی

که امسال اکران شد ، به این نتیجه رسیدم که به جز کتاب قانون و بی پولی ، بقیه فیلمهای

سال ۸۸  هجو ، بی محتوا و به دور از انتظارات ما ایرانیان بود.

دوستم به من گفت که برای تماشای فیلم تردید به سینما رفت و پس از گذشت ۳۰ دقیقه از فیلم

نصف جمعیت سالن به دلیل کیفیت بد فیلم و به نشانه اعتراض سالن سینما را ترک کردند.

واقعا فیلمسازان ما چه فکری می کنند که یک سری مزخرفات رو به اسم هنر عرضه می کنند؟

ما چقدر باید به انتظار بنشینیم که فیلمهایی همچون دلشکسته ، بی پولی و کتاب قانون ساخته شود؟

اکثر فیلمهای امروزی کلیشه ای شده اند ، در هر ژانری که باشند.

چه فیلم طنز باشه ، چه فیلم عاشقانه و......

واقعا هدف فیلمسازان ایران چیست؟

به شخصه واقعا از فیلم کتاب قانون راضی بودم ، نه تنها تماشاچی ها سالن سینما را ترک

نکردند، بلکه حین تماشای فیلم همه با هم خندیدیم و حتی در بعضی از صحنه ها همه با هم

عصبی می شدیم و همه با هم اشک می ریختیم.

حالا شما قضاوت کنید ، کتاب قانون از نظر شما چطور بود؟

نقد فیلم پوست موز

كارگردان:علي عطشاني

نويسنده:امير علي محسنين

بازنويسي فيلمنامه:علي عطشاني

سلام دوستان!

حال من بد جوری گرفته.

واقعا چرا هنر ایران به سمت ناکجا آباد و ترکستان می رود؟

به قول یک عزیز ، الان تمام مشغولیت ذهنی فیلمسازان این نیست که

چه فیلمی بسازند ، بلکه این است که زودتر هر چی شد بسازند!

فیلم پوست موز تقریبا یک داستانی است که این داستان ۳ بار تکرار می شود ،

منتها هر بار به یک شکل متفاوت.

نظر من راجع به این فیلم کلا سیاه نیست ، بلکه به نظر من نقاط قوت و سفید

هم داخل فیلم بود ، چه بسا بعضی از صحنه های فیلم من رو به خنده واداشت.

بازی خوب استاد حمید فرخ نژاد هم که جای خود دارد. ( عالی بود)

تنها ایراد این فیلم وجود مشکلات ریشه ای است که با اصلیات این دنیا و

جهان باقی مغایرت دارد.

۱- آیا به نظر شما برزخ ما در این دنیاست؟

۲- آیا به نظر شما مرگ ما به دست اذرائیل است؟ یا اذرائیل اجرا کننده حکم است؟

۳- آیا خدا کار اذرائیل را برای بندگان به مزایده گذاشته است؟

۴- آیا اذرائیل زمان مرگ فردی ، پیش فردی دیگر به جز فرد مورد نظر است؟

۵- آیا موقع خودکشی ما اذرائیل جلوی ما را می گیرد؟

۶- راستی از مسائل دینی بگذریم ، بایرام اونور لهجه نداشت. تو این دنیا ترک شد؟

۷- ما تو برزخ موبایل داریم؟ اپراتورش چیه؟ ...... سل  یا ....... اول؟

و بسیاری سوالهای دیگر.

دوستان در محدوده طنز یک سری حصار ها و مرزهایی قرار دارد که اگر پایمان

را از حد و حدود مشخص شده آن طرف تر بگذاریم ، طنز تبدیل می شود به لودگی!

حتی در دنیای خیال هم که دست همه باز است ، یک سری قوانین وجود دارد.

اگر ما در دنیای خیال هم در خیال پردازی زیاده روی کنیم ، داستان اینقدر دروغین

می شود که یا حوصله بیننده سر می رود یا بیننده از تعجب شاخ در می آورد!

به قولی نمکش باید اندازه باشه ، اگر نمکش رو زیاد کنیم شور میشه !

اونوقت دیگه کسی لب به اون غذا نمی زنه.

این فیلم خیلی خیالی بود ، تا حدی که با خدا و ملک الموت هم شوخی کردند.

نظر شما راجع به این فیلم چیه؟

 

نقدشفاهي فيلم‌هاي اكران نوروز

           اكبري‌صحت: «بيست» محصول توانايي كارگرداني آن است
 
يك منتقد با بيان اين كه«بيست»محصول توانايي كارگرداني آن است،گفت: كاهاني با وجود اين كه از چهره‌هاي مشهور سينمايي استفاده كرده اما در اين زمينه دچار هيجان كاذب نشده است.
 
 
«جليل اكبري‌صحت» در گفت‌و گو یی در مورد فيلم«بيست» ساخته عبدالرضا كاهاني،گفت: فيلم «بيست» قبل از هرچيز محصول توانايي كارگرداني آن در روايت يك قصه‌ساده از وقايع و اتفاقات روز است،كارگردان در اين روايت هيچ تلاشي خاصي براي پيچيده‌تر كردن اوضاع نمي‌كند بلكه اين را در روايت مستقيم و فرّار به مخاطب معرفي مي‌كند.
وي ادامه داد: كاهاني با وجود اين‌كه از چهره‌هاي مشهور سينمايي استفاده كرده اما در اين زمينه دچار هيجان كاذب نشده است.
اين منتقد در مورد مسائل فني فيلم«بيست»،افزود: وقتي در يك فضاي بسته كارگردان مي‌خواهد قصه‌اي ساده را روايت ‌كند، فيلمبرداري و صداگذاري بايد مبتني با اصول منطبق با فيلم باشد اما ماجراي حضور يك عنصر غيرتأمل در اين فيلم با عرف و روابط اجتماعي متناسب نمي‌تواند خارج از نوع روايت معمول ارائه شود، در اين لحظه كارگردان سعي مي‌كند داده‌هاي جديدي به مخاطب انتقال بدهد كه بر اساس باورپذيري مخاطب از صحنه‌هاي قبلي چنين روايتي از يك بدعت تازه‌اي برخوردار مي‌گردد. يك پسر با يك‌ساز و تيپ متفاوت وارد فضاي حاكم -فضاي مرده و بي‌روح فيلم- مي‌شود و چنين روندي، با هوشمندي كه كارگردان به خرج داده در مراحل بعدي، خط موازي داستان اصلي فيلم عمل كرده و به كل فيلم كمك مي‌كند.
اكبري‌صحت در پايان در مورد بازي‌ها افزود: در مجموع چيدمان بازي‌ها خيلي خوب بود و شاهد بازي‌هاي متنوعي در فيلم «بيست» بوديم.

 

نقد و بررسی فیلم سر بلند

 

                     کارگردان : سعید تهرانی             نویسنده : سید سعید رحمانی

 

بازیگران:

 

                          سعید تهرانی

                                                                 سروش صحت

                         ثریا قاسمی

                                                                 عسل بدیعی

                         مریم سطانی

                                                    و          ابوالفضل پور عرب 

 

از دوستان هنر دوستم اجازه می خواهم که فیلم سر بلند رو با چند سوال که

 شما باید پاسخ آنها را بدهید نقد کنیم .

در اصل ما نقد این فیلم را به عهده شما می گذاریم:

 

۱- بارها شما در تبلیغ این فیلم دیده و شنیده اید که گفتند :

" سر بلند اولین فیلم ایرانی با سیستم مونوکروم ( تک رنگ ) "

حال ما این سوال را از شما داریم:

اگر این فیلم مونوکروم یا همان تک رنگ بود ، چرا بعضی اشیاء مثل کروات

 ابوالفضل پور عرب ، محراب مسجد ، خون سعید و سروش و ..... رنگی بودند؟!!!!

به نظر شما این فیلم رنگی بود ، یا تک رنگ ،  یا .......؟

 

۲- آیا به نظر شما در دوران قدیم که دوره داش مشتیها بود ، مانتوی کوتاه چرم  و  لی

هم وجود داشته ، مانتویی مثل مانتوی خانم بدیعی ( رویا )  که در فیلم به تن داشت؟

 

۳- به نظر شما در آن زمانها قابلمه لعابی طرح دار هم وجود داشته؟

 

۴- در اواخر فیلم ، زمانی که علی و رضا قصد فرار داشتند دیدیم که علی در اتاقی

 را که رویا درون آن بود ، باز کرد و روی برگرداند ، ( به این منظور که رویا لخت بود ) ،

آیا به نظر شما لباسهایی که در صحنه بعدی رویا به تن داشت ، همان لباسهایی بود

که علی برای او انداخت؟

شاید هم رویا در همان اتاق ، لباسهایی را که در صحنه بعدی تنش بود قایم کرده بود!!!

 

۵- به نظر شما بهتر نبود اسم سعید تهرانی را در این فیلم به جای علی رحیمی ،

علی فردین می گذاشتند؟

 

امیدواریم که شما به این سوالات پاسخ دهید و اگر هم نکته ای وجود داشته که ما

آن را بیان نکردیم ، شما آن را بیان کنید.

 

با تشکر

 

در ضمن اگر مایلید که مصاحبه آقای سعید تهرانی را راجع به فیلم سربلند ،  که ۲۰ روز

بعد از اکران این فیلم از ایشان انجام گرفته را بخوانید ،  اینجا  را کلیک کنید.

نقد و بررسی فیلم سینمایی خواستگار محترم

کارگردان : داود موثقی            نویسنده : داود موثقی

 

بازیگران : فرهاد آئیش ، گوهر خیر اندیش ،                               

محمدرضا شریفی نیا ، نگین صدق گویا ،

 یوسف تیموری ، مرضیه خوش تراش و ....                                       

 

 

خلاصه فیلم:

 احمد مرادي كه حدود 40 سال پيش به دليل عدم موفقيت در خواستگاري از دختري به نام «اختر» به فرانسه مهاجرت كرده، اينك بنا به توصيه پزشكان معالج خود به ايران بازمي گردد و همزمان به جست و جوي دوستان و آشنايان مي پردازد در حين اين جست و جو «اختر» را درمي يابد، اما...

 

 

نقد و بررسی فیلم:

 

نقد ctt :

ctt قصد  دارد که این بار با کمک شما هنر دوستان عزیز فیلم سینمایی

خواستگار محترم را مورد نقد و بررسی قرار دهد.

اجازه دهید که ما نقد و بررسی این فیلم را با چند سوال و توضیح درباره فیلم

 مطرح کنیم:

 

1-  آیا به نظر شما به کار بردن واژه مقسی به جای مرسی ، توسط آقای آئیش برای

 اینکه ذهنیت بیننده را به سمتی ببرد که او فردی است که تازه از فرانسه آمده

و طرز صحبت کردن فرانسوی ها در طرز صحبت کردن آن تاثیر گذاشته ، کافی بود؟

چون جالبه بدانید که فرانسوی ها کلا به جای " ر " از " ق " استفاده می کنند ، ولی ما

این تغییر را فقط در واژه مرسی دیدیم.

 

2- آقای فرهاد آئیش برای تدفین پدر و مادرش از فرانسه بر نگشته بود ؟

چون در قسمتی که خاک فضای سبز را بویید به تیموری گفت:

اون موقع که می رفتم فرانسه ، اگر می دونستم که دیگه هیچ وقت پدر و مادرم رو

 نمی بینم ، شاید یه جور دیگه از اونها خداحافظی می کردم ، شاید هم اصلا

ازشون خداحافظی نمی کردم.

حالا سوال ما در رابطه با این قسمت اینه که :

اولا اگر آقای آئیش برای خاکسپاری پدر و مادرش به ایران برنگشته ،

 پس چه کسی اونها رو خاک کرده؟

دوما اگر آقای آئیش به ایران بر نگشته ، پس شهرداری چه جوری بدون اجازه

آقای آئیش خانه پدری اش را خراب کرده و آن را به فضای سبز تبدیل کرده است؟

چون آنطور که از فیلم بر می آمد این بود که آقای آئیش خواهر و برادر نداشته !

 

3- نوع آشنایی یوسف تیموری با خانم خوش تراش ، و بعد هم گذاشتن قول و قرار

 ازدواج به آن شکل و به آن سرعت کمی با واقعیت جور در نمی آید.

یعنی فقط عوض کردن نوبت بانک از سوی آقای تیموری به علت دیر شدن دانشگاه

خانم خوش تراش ، برای ایشان کافی بود تا نفر مقابل خود را ( یوسف تیموری ) ،

برای آغاز یک زندگی مشترک بشناسد ؟!!!!!

 

4- منظور دوست آقای آئیش ، ( در لابی هتل )،  در مورد موی سر مردها چه بود که گفت:

کله مرد با غیرت ، موهاش می ریزه !

یعنی مردهایی که مو دارند .......؟!

 

5- آیا به نظر شما خانم نگین صدق گویا توانست به خوبی لهجه شیرازیها رو تقلید کنه؟

 

6- در یکی از صحنه ها دیدیم که آقای آئیش و خانم گوهر خیر اندیش به همراه نوه خانم

 خیر اندیش در پارک هستند و خانم خیر اندیش مشغول تاب دادن نوه اش بود و سپس

 صحنه هتل را دیدیم که آقای آئیش مشغول رقصیدن بود و خانم خیر اندیش و نوه اش

 هم مشغول تماشای رقص آقای آئیش بودند. حالا سوال ما اینه که :

نوه خانم خیراندیش که همه جا با آنها بوده ،

چه طوری زودتر از مادربزرگش به خانه برگشته بود؟!

چون وقتی خانم خیر اندیش به خانه برگشت ، نوه اش خانه بود.

 

7- چرا آقای محمد رضا شریفی نیا پس از پیدا کردن تلفن همراه داخل کیف مادر زنش ،

 به کسی در این رابطه چیزی نگفت و  حتی عکس العمل خاصی در این رابطه انجام نداد ؟ 

 

8- در پایان فیلم چه دلیلی باعث شد که آقای شریفی نیا که آنقدر با یوسف تیموری

 بد بود ، و سایه او را با تیر می زد ،  یکدفعه و در یک چشم به هم زدن

 طرز برخوردش با تیموری آنقدر خوب شد که او را به خوردن صبحانه دعوت کرد

 و حتی به تیموری گفت که من به خاطر تو سیبیلم را  گرو گذاشتم؟

ظاهرا خود تیموری هم از این تغییر ناگهانی بهت زده بود.

 

حال ما از شما می خواهیم که اگر شما هم موردی به ذهنتان می رسد

 که ما به آن اشاره نکردیم و یا در مورد نکته هایی که ما اشاره کردیم ،

اگر با نکته ای مخالف هستید حتما آن را برای ما بنویسید.

لطفا هیچ گاه ctt  را از انتقادات و پیشنهادات خود بی بهره نگذارید.

 

نقد و بررسی فیلم "چارچنگولی"همراه با صحبتهای کارگردان فیلم

               رفتار و حركات كليشه اي در فیلم حرف اول را می زند!

    چارچنگولي فيلمي شاد و مفرح است. فيلمي سالم و به دور از انگيزه هاي منفي، اگر چه در سكانس هايي اعمال منفي برخي از انسان ها در معرض ديد قرار مي گيرد اما شيوه و سبك و سياق ارائه به گونه اي است كه مشمئز كننده و تنفرآميز جلوه گر مي شود . فيلمنامه از داستاني ساده تبعيت مي كند: دو برادر كه ...

 

برای خواندن ادامه مطالب و همچنین خواندن صحبتهای کارگردان فیلم "سعید سهیلی"

روی ادمه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

نقد و بررسی فیلم دلداده

"دلداده" اثری در خور توجه در ژانر طنز نیست!

دختری به نام عسل بعد از سال ها به ایران باز می گردد تا بتواند با یک پسر ایرانی ازدواج کند، او پسری را انتخاب می کند که در ابتدا با او چندان رابطه خوبی ندارد و بعد از گذشت مدت کوتاهی آن هم بدون این که از هم شناخت زیادی داشته باشند، با هم ازدواج می کنند، "دلداده" فیلمی مورد پسند جوانان، پر از هیجان، خنده و... از امشب در سینماهای تهران و شهرستان ها، پنج دقیقه فیلم را ببینید، بقیه ماجراها خود به خود قابل حدس است!
برای خواندن ادامه مطالب لطفا روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه نوشته

نقد و بررسی آواز گنجشکها

آواز گنجشکها به آسمان نمی رسد

 

گویا حالا پس از دیدن آخرین فیلم مجید مجیدی می بایست نا امیدانه این جمله تلخ را

بر زبان بیاوریم که خاطره شیرین  " بچه های آسمان "  هرگز تکرار شدنی نیست.

انگار باید بپذیریم که تکرار ناشدنی بودن از اصلی ترین اوصاف آثار ماندگار است.

سینمای مجید مجیدی سینمایی متفاوت از دیگران است. او به موضوعات شاعرانه

علاقه مند است و اینطور که از فیلمهایش پیداست ، بر نمادین بودن فیلم تاکید دارد. 

البته از طرفی این علاقه مندی باعث نشده که او سینما را با شعر اشتباه بگیرد.

بچه های آسمان یکی از کاملترین و بی نقص ترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران

است که عدم دریافت جایزه اسکار ، از ارزشهای آن نمی کاهد.

مجیدی از معدود فیلمسازان ایرانی است که سینما را آنطور که باید باشد ، شناخته است.

او نه به کپی برداری از آثار سر گرم کننده آمریکایی اعتقاد دارد و نه داستان پردازی را

بهانه ای برای فراموشی مخاطب قرار می دهد. او به جذابیت عقیده دارد ، اما نه آنچه

دیگران برای سینما دیکته کرده اند.

او ثابت کرد برای لذت بردن از سینما ، نه عشق دختر و پسری ضروری است ، نه چهره

فتوژنیک ، نه تصویر شیک و تر وتمیز ،  نه موضوعات عجیب و غریب و خارق العاده.

برای سینما سادگی کافیست. اما سادگی واقعی ، نه ساختگی.

 

 

سادگی فیلمی که قرار است نماینده ایران در مراسم جهانی اسکار باشد ، متاسفانه

ساختگی است.

یعنی اولیه ترین وجه تمایز سینمای مجیدی سال ۱۳۷۵ را دارا نیست.

" آواز گنجشکها " چنانچه از نامش پیداست اصرا دارد نمادین و شاعرانه باشد ، اما واقعا

اینگونه نیست.

در این فیلم به جای آنکه وقایع داستانی ، صحنه ها ، افاقات و خود شخصیتها ،

خود واقعی باشد ، فقط آمپول نماد و تمثیل به آنها تزریق شده و حاصلش

تصنع آشکاری است که درعمده صحنه ها و نماهای فیلم به چشم می آید.

اجازه دهید ctt نقد فیلم آواز گنجشکها را با چند سوال مطرح کند.

امیدواریم شما در پاسخ دادن به این سوالات به ما کمک کنید.

 

1- چه طور می توان باور کرد کسی که مانع کاسبی کریم شده ،

 بلافاصله مکافات عملش را ببیند ، موتورش خراب شود ، و درست در همان

 جا کریم حضور داشته باشد و مسافر،آخر سر نصیب کریم شود؟

 آیا مخاطب از این سکانس می تواند به سادگی این مطلب را بپذیرد که:

حق همیشه به حق دار می رسد؟

 

2- آیا این پرداخت سطحی نیست که کریم بلافاصله بعد از اینکه به بخاری

 فکسنی طمع می ورزد و با این کار به سلیقه همسرش بی توجهی

 می کند ، خیلی زود مکافات عملش را ببیند و همه چیزهایی که از شهر

 جمع کرده و با خود آورده روی سرش خراب شود؟

 

3- برای اینکه مخاطب حس کند خداوند توجه ویژه به کریم دارد و روزی اش را

من حیث لا یحتسب (از آنجا که گمان نمی برد) می رساند ، آیا کافی است

 که هیچ جا زحمت او را برای کسب درآمد و سوار کردن مسافر در شهر نبینیم

 و به جای آنکه او مسافرپیدا کند، این مسافرها باشند که او را پیدا کنند

و اسباب رزق و روزی اش شوند؟

 

در فیلمنامه این فیلم ، کاشتهای داستانی فورا به برداشت میرسند ،

 خیلی زودتر از آنکه فصلشان برسد!

به عنوان نمونه ، صحنه ای که موتور کریم خاموش می شود و از گروه

حمل بار جا می ماند،

حتی نه یک صحنه بعد ، بلکه درست همان صحنه ای است که یکی از افراد

 همراه به او متذکر می شود که نباید عقب بماند.

اگر این تذکر بخواهد نقش نوعی پیش زمینه داستانی برای باور پذیر بودن

و ایجاد آمادگی برای مخاطب را داشته باشد ، نمی بایست اینطور واضح دیده

 شود. بلکه باید در یک بک گراند باشد و فقط در محدوده چشم قرار گیرد ،

 ونویسنده اجازه دهد اگر تاثیری می تواند داشته باشد ، این تاثیر ناخود آگاه باشد.

 

حال Ctt نقد اصلی این فیلم را به عهده شما عزیزان می سپارد.

لطفا شما هم در نقد این فیلم شرکت کنید.

 

خاطره خواندنی رضا ناجی درباره گرفتن جایزه خرس نقره ای:

 

 

در کنار مجیدی نشسته بودم و آماده شروع شدن مراسم اهدای جوایز بودیم.

مجید که چهره مضطرب من رو دید ، گفت رضا نگران چی هستی ؟

خودم برات از فروشگاههای برلین ،( که در آن روزها بیشترین فروش عروسک را داشت)

یکی از اون خرسهای پلاستیکی رو می خرم.

در همین موقع یکی از مسئولین جشنواره به ما گفت که اگر قرار باشه کسی رو برای

دریافت جایزه صدا کنند ، ۵ ثانیه قبلش عکسش روی مانیتور نمایش داده میشه.

من هم که نا امید نشسته بودم ، یکدفعه با دیدن عکسم در  مانیتور خشکم زد.

ناگهان پشت تریبون اعلام کردند رضا ناجی ، برنده جایزه خرس نقره ای .

من یک نگاه به مجید کردم و با ناباوری گفتم : مجید ، منم. واقعیش رو برنده شدیم

 

 

نقد و بررسی فیلم سینمایی دعوت

 

آیا به راستی همه برای دیدن جدیدترین فیلم حاتمی کیا دعوت شدند!

 

 

به نقل از ctt ـبلاخره فیلم جدید حاتمی کیا رسید!این خبری بود که حدود یک ماه

 پیش تو بین اهالی سینما پیچید،خبری که شاید خیلی ها منتظر شنیدنش بودند،

چه کسانی که کاراهای حاتمی کیا رودیده بودند و چه کسانی که

 علاقه ای به دیدن فیلمهای حاتمی کیا نداشتن،

ولی انقدر به طریقهای مختلف روی این فیلم مانور داده شد تا نگاها رو به سوی

خودش جلب کنه،شاید میتوان تماشاگران این فیلم رو به چند دسته تقسیم کرد:

۱-کسانی که همیشه دنباله رو کارهای حاتمی کیا هستن

۲-کسانی که برای دیدن اولین کار متفاوت حاتمی کیا به سینما کشیده شدن

۳-حضور بازیگران نامدار سینمای ایران

۴-تبلیغاتی که از ماها قبل نسبت به این فیلم شده بود

۵-وهمچنین تبلیغ تلویزیونی منحصر به فرد فیلم دعوت

شاید این چند مورد بخشی از دلایل اصلی حضور تماشگران در سینماها بود،

البته ناگفته نماند که کسی منکر ارزشهای بالای کارهای آقای حاتمی کیا نیست

 و همواره او را به عنوان یکی از بهترین کارگردانهای سینمای ایران مشناسیم.

حاتمی کیا در جدیدترین واکنشش پس از اکران فیلم نسبت به منتقدینش جواب

 محکمی میدهد،براي من ديكتاتوري هاي مهربان نباشيد

این سخن حاتمی کیا به مزاج خیلی ها خوش نیامد،

 

لطفا برای خواندن ادامه نقد فیلم دعوت اینجا  را کلیک کنید

 

 

 

 


 

ادامه نوشته

نقد و بررسی فیلم کنعان

آیا کنعان ارزشش را داشت؟

 

 

كارگردان: مانی حقیقی

 

نظر ctt:

در فیلم  " کنعان " یک بحث داغ وجود دارد ، و آن بحث علت و معلول است. یعنی ما باید

در فیلمنامه علت و معلولی داشته باشیم که آنها را به هم پیوند دهیم.

در خود داستان فیلم ، علت جدایی " مرتضی"  از  " مینا " اصلا پرداخت نمی شود.

یک بحث دیگر در این فیلم ، پس و پیش بودن است. من نمی توانم قبول کنم که

سانتیمانتالیسم در یک فیلم مثل کنعان مطرح شود ، و همه چیز خیلی زیبا و اغراق شده

مطرح شود و آنوقت مینا را نشان دهیم که مانتویش پاره شده و در همه اوقات با همان

مانتو زندگی می کند. با همان مانتو می خوابد ، به شمال می رود ،تکه ای از همین مانتو

را دخیل می بندد و ....

در این فیلم به بعضی از نکات عمقی نگاه شده بود و بیننده باید با دیدن فیلم پی به

 منظور فیلمنامه می برد که این نکته از خلاقیتهای کار بود.

 مثلا گرفتن چاه خانه مرتضی و مینا و در آوردن آن لباس کثیف از چاه بدین منظور بود

 که زندگی مرتضی و مینا دارد به کثافت کشیده می شود. و در صحنه ای دیگر

کارگردان با نشان دادن همان لباس که از چاه درآمده بود ، با این تفاوت که در این صحنه

 این لباس شسته شده و روی بند پهن شده ، قصد دارد نشان دهد که زندگی آن دو

رو به درست شدن است ، که نتیجه اش را در آخر فیلم دیدیم.

ضمنا بیننده پس از دیدن این فیلم به یک سری سوالات بر می خورد که هیچ گاه جوابی

برای این سوالات پیدا نمی کند. مثلا:

۱- علت ایستادن آسانسور در طبقه ای که مشغول تعمیر است چیست؟

که این اتفاق تقریبا برای همه کاراکترها اتفاق افتاد.

 

۲- این پاسخ مینا در مقابل سوال خواهرش که چرا باردار شدی چه بود؟

  دلم براش سوخت!

 

۳- خواهر مینا چرا ابتدا با دیدن خانه علی پا به فرار گذاشت ، ولی در انتهای فیلم

 همین خانه را از علی اجاره کرد؟

 

۴- منظور کارگردان از تاریک کردن بعضی از صحنه ها چه بود ؟

شاید این صحنه ها قابل نشان دادن نبود !!!!

 

۵- آیا مینا واقعا قصد ادامه تحصیل در خارج از کشور را داشت ، یا فقط بهانه ای بود تا

از مرتضی طلاق بگیرد و با علی ازدواج کند؟ چون پس از نا امید شدن از علی ، هم به

زندگی مرتضی برگشت و هم از ادامه تحصیل صرف نظر کرد.

 

۶- چه لزومی داشت که خواهر مینا به خانه دوستش برود و بفهمد که بیست سال است

مرده است؟ آیا این تکه از فیلم فقط به خاطر وقت پر کردن نبود؟

 

۷- چمدانهای خواهر مینا به چه علت توقیف شده بودند؟

 

8- آیا زدن ماشین مرتضی به آن گاو ، و پیدا کردن درخت و دخیل بستن توسط مینا

و سپس آشتی مینا با مرتضی جزو تقدیر و قسمت آنها بود؟

 

و ....

 

نکته جالبی که در چند فیلمی که هم اکنون در حال اکران است این است که جدیدا

چه قدر به موضوع بارداری توجه شده است.

ما نیز از علت این موضوع بی خبریم.

 

حال از شما می پرسیم :

 نظر شما راجع به فیلم کنعان ساخته مانی حقیقی چگونه است؟

 

آیا شما هم جزو  آن دسته  از افرادی هستید که پس از دیدن فیلم به تمسخر گفتید که

یک بار دیگه هم بیایم ببینیم ؟ یا اینکه واقعا دوست دارید باز هم مقابل پرده سفید

سینما نشسته و برای بار دوم نیز فیلم کنعان را ببینید؟

 

امیدواریم شما هم در نقد این فیلم شرکت کنید.

 

با تشکر